هدیه قرآنی
 

 

شناسنامه قرآن

تابحال شناسنامه قرآن رو به این زیبائی دیده ای👇👇👇

🔹نام: قرآن، قرآن یک کلمه ی عبری است، اسم اصلی قرآن فرقان میباشد.
🔹لقب قرآن: مجید 🔹زبان قرآن: عربی 🔹زمان نزول: ماه رمضان، شب قدر 🔹محل نزول: مکه مکرمه، غار حرا 🔹فرستنده: الله جل جلاله 🔹ملکه وحی: حضرت جبرئیل 🔹گیرنده: حضرت محمد ص🔹تعدادوحی:۲۴۰۰۰ مرتبه 🔹مدت نزول: ۲۳ سال 🔹اولین آیه: إقرا باسم ربک الذی خلق 🔹اولین سوره: العلق 🔹آخرین سوره: النصر 🔹آخرین آیه: الیوم اکملت لکم دینکم 🔹تعدادجزء:۳۰ جزء 🔹تعداد سوره:۱۱۴ سوره 🔹با عظمت ترین آیه: آیت الکرسی 🔹طولانیترین سوره: سوره بقره 🔹کوتاه ترین سوره: سوره کوثر 🔹بزرگترین آیه: آیه ی ۲۸۲ سوره ی بقره 🔹کوچکترین آیه: کلمه (طه) از سوره بیستم 🔹تعداد سوره های مکی: ۸۲ سوره 🔹تعداد سوره های مدنی: ۲۰ سوره 🔹تعداد سوره های مکی و مدنی: ۱۲ سوره 🔹سوره نصف قرآن: سوره کهف 🔹مادر قرآن: فاتحه 🔹قلب قرآن: یس 🔹عروس قرآن: سوره ی الرحمن 🔹سوره ای که دو بسم الله دارد: نمل🔹سوره ای که بسم الله ندارد: توبه 🔹تعداد حزب: ۱۲۰ حزب 🔹سوره ای که در تمام آیات اسم الله دارد: مجادله 🔹تعدا آیات: ۶۲۳۶ آیه 🔹تعداد کلمات: ۷۷۴۳۹ کلمه 🔹تعداد حروف کل قرآن: ۳۳۰۷۳۳ حروف 🔹تعداد نقطه ها: ۱۰۵۶۸۴نقطه 🔹قرآن به سه قسمت تقسیم شده: وحدانیت خدا، قصص، احکام 🔹سوره ای که سه بار خواندن آن حکم ختم قرآن را دارد: سوره اخلاص و …
🔴قابل تأمل: در زمان نزول قرآن چرتکه هم وجود نداشته، چه رسد به ماشین حساب، کامپیوتر، ماهواره، تلسکوپ، وسیله پرواز و زیردریایی، اسکنر و...
🔴واقعیات شگفت‌انگیز در مورد قرآن!
🔻برابری مرد با زن: واقعیت اعجاب‌آور این است که تعداد دفعاتی که کلمه مرد در قرآن دیده میشود ۲۴ مرتبه و تعداد دفعاتی که کلمه زن در قرآن دیده میشود هم ۲۴ مرتبه است، درنتیجه، نه تنها این عبارت از نظر دستوری صحیح است، بلکه از نظر ریاضیات نیز کاملاً بی‌اشکال است، یعنی ۲۴=۲۴
🔻برابری در قرآن در همه مسائل دیده میشود:
دنیا ۱۱۵ / آخرت ۱۱۵ 🔹ملائک ۸۸ / شیطان ۸۸ 🔹زندگی ۱۴۵ / مرگ ۱۴۵ 🔹سود ۵۰ / زیان ۵۰ 🔹ملت (مردم) ۵۰ / پیامبران ۵۰ 🔹ابلیس ۱۱ / پناه جستن از شر ابلیس ۱۱ 🔹مصیبت ۷۵ / شکر ۷۵ 🔹صدقه ٧٣ / رضایت ٧٣ 🔹فریب خوردگان (گمراه شدگان) ۱۷ / مردگان (مردم مرده) ١٧ 🔹مسلمین ۴١ / جهاد ۴١ 🔹طلا ۸ / زندگی راحت ٨ 🔹جادو ۶٠ / فتنه ۶٠ 🔹زکات ٣٢ / برکت ٣٢ 🔹ذهن ۴٩ / نور ۴٩ 🔹زبان ٢۵ / موعظه (گفتار، اندرز) ٢۵ 🔹آرزو ٨ / ترس ٨ 🔹آشکارا سخن گفتن (سخنرانی) ١٨ / تبلیغ کردن ١٨ 🔹سختی ١١۴ / صبر١١۴ 🔹محمد (ص) ۴ / شریعت، آموزه های حضرت محمد (ص) ۴
🔻 نگاهی به دفعات تکرار کلمات زیر در قرآن:
🔹نماز ۵، ماه ١٢، روز ٣۶۵
🔹دریا ٣٢، زمین (خشکی) ١٣ ، دریا + خشکی = ۴۵=۱۳+۳۲
🔹 حال درصد دریا و خشکی در کره ی زمین: دریا = %۱۱۱۱۱۱۱. ۷۱ = ۱۰۰ × ۴۵/۳۲ ، خشکی = % ۲۸.۸۸۸۸۸۸۸۹ = ۱۰۰ × ۴۵/۱۳ ، دریا + خشکی = % ۱۰۰
🔹دانش بشری اخیراً اثبات نموده که آب ۱۱۱. ۷۱ % و خشکی ۲۸.۸۸۹ % از کره زمین را فراگرفته است!!!!!
🔹از سوره قمر تا آخر قرآن ۱۳۸۹ آیه وجود دارد و سال ۱۳۸۹ قمری برابر ۱۹۶۹ میلادی است که تاریخ فتح ماه توسط بشر است. همچنین درسوره ۱۹ (مریم) آیه ۵۷ در ذکر ماجرای ادریس نبی (علیه السلام) میفرماید: و رفعناه مکانا علیا : و [ما] او را به مقامى بلند ارتقا دادیم. ۱۹۵۷ تاریخ تسخیر فضا توسط انسان است. فضاپیمای اسپوتنیک روس در ۴ اکتبر این سال به خارج از جو پرتاب شد.
🔹در تمام حیوانات، تعداد کروموزومهای حیوان نر و ماده برابر است و زنبور عسل تنها حیوانی است که ساختار کروموزومی آن با سایر حیوانات متفاوت است زیرا زنبور ماده ۱۶ جفت کروموزوم دارد در حالی که زنبور نر ۱۶ تک کروموزوم دارد و جالب است که شانزدهمین سوره قرآن به نام زنبور عسل(نحل) نام گذاری شده است.
🔹همچنین در چند جای قرآن کلمه حمیر(الاغ) همراه نام سایر چهارپایان به کار رفته اما تنها در دو آیه قرآن نام این حیوان به تنهایی ذکر شده است. ان انکر الاصوات لصوت الحمیر(لقمان) و، مثل الذین حملوا التورات ثم لم یحملوها کمثل الحمار یحمل اسفارا (جمعه) این حیوان ۳۱ جفت کروموزوم یعنی: ۶۲ کروموزوم دارد و این دو سوره سوره های ۳۱ و ۶۲ قرآن هستند.
🔻گويا یک پژوهشگر هلندی غیر مسلمان چندی پیش تحقیقی در دانشگاه آمستردام انجام داد و به این نتیجه رسید که ذکرکلمه ی زیبای الله و تکرار آن و نیز صدای این لفظ، موجب آرامش روحی میشود واسترس و نگرانی را ازبدن انسان دور میکند و نیز به تنفس انسان نظم و ترتیب میدهد. خداهم که درقرآن میفرماید:( الا به ذکر الله تطمئن القلوب)
🔴ماکه برای قرآن کاری نکردیم، حداقل درنشر اعجازش قدمی برداریم. 🙏التماس دعا
🙏

 

 

حرکت پرندگان

َوَلَمْ يَرَوْا إِلَى الطَّيْرِ فَوْقَهُمْ صَافَّاتٍ وَيَقْبِضْنَ مَا يُمْسِكُهُنَّ إِلَّا الرَّحْمَٰنُ إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ بَصِيرٌ
ملک ۱۹
آیا به پرندگانی که بالای سرشان است، و گاه بالهای خود را گسترده و گاه جمع می‌کنند، نگاه نکردند؟! جز خداوند رحمان کسی آنها را بر فراز آسمان نگه نمی‌دارد، چرا که او به هر چیز بیناست!
صحبت از فیزیولوژی حرکت پرندگان در آسمان است و این مسئله مهم را خداوند در ۱۴ قرن پیش به ما یادآور میشود. الان میدانیم که طبق آخرين نظريات علمي ، ١-آناتومي استخوان جناغ ٢-عضلات قوي در سينه پرندگان ٣-استخوانهاي هوادار ٤-كيسه هاي هوائي در ششها و ٥-وزن نسبتأ كوچك آنها ٦- تغيير شكل پرنده در زمان پرواز از عوامل اين پرواز و عدم سقوط پرنده است و بشر در اختراع هواپیما از آن استفاده کرده است. یک مؤمن به خدا دلیل این خلقت را خدای متعال میداند (هرچند توجه به این موضوع مهم در زمان نزول قران خود از دلائل مهم وحی بودن قران است و همین یک آیه کافی است که معجزه بودن قران را ثابت کند) و خداوند عالم به همه چیز بینا و آگاه است.

 

 تولد مسیح«ع»


إِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ
آل عمران ۴۵
(به یاد آورید) هنگامی را که فرشتگان گفتند: «ای مریم! خداوند تو را به کلمه‌ای [= وجود باعظمتی‌] از طرف خودش بشارت می‌دهد که نامش «مسیح، عیسی پسر مریم» است؛ در حالی که در این جهان و جهان دیگر، صاحب شخصیّت خواهد بود؛ و از مقرّبان (الهی) است.
توضیح:
صحبت از تولد حضرت عیسی(ع) است و بشارت فرشتگان برای تولد ایشان به حضرت مریم‌(ع) ، کلمه از کلم و به معنای جای زخم نیزه است یعنی چیزی که اثر میگذارد و دنیا را تکان میدهد و انرژی الهی را به همراه دارد. و مسیح به معنای مسح شده و تقویت شده با نیروی الهی و یا کسی که سیاحت کننده است( زیرا آنحضرت به شهرها و مناطق زیادی برای راهنمائی مردم سفر میکرد) و عیسی به معنای حیات‌بخش و زندگی‌ساز است. وجیه از وجه و صورت به معنای کسی که روی به مردم و مشکلات آنها دارد و خدا نیز در دنیا و آخرت به او روی دارد و خلاصه از نزدیکان درگاه الهی و مقربین است یعنی با افکار و اعمال ارزشمند در مدار صحیح و مسیر درست قرار گرفته است. بنابراین پنج صفت برای عیسی(ع) ذکر شده است: کلمه،مسیح، عیسی،وجیه، مقرب. و ما نیز باید از تولد و حضور او درس بگیریم و در این مسیر باشیم.

 

روزه واقعی


يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ
بقره ۱۸۳
ای افرادی که ایمان آورده‌اید! روزه بر شما نوشته شده، همان‌گونه که بر کسانی که قبل از شما بودند نوشته شد؛ تا پرهیزکار شوید.
توضیح:
این دستور صریح قران برای روزه گرفتن در ماه رمضان است. رمضان به معنی سنگ گرم است و از رمض یعنی سوختن میاید پس نفس اماره و گناهان در این ماه امکان سوختن و پاک شدن دارند. این دستور در ادیان پیشین هم هست و نتیجه آن متقی شدن ماست. پس اگر تغییری در ما حاصل نشود و معنی صوم را که نام دیگر روزه است( یعنی بازدارنده از هر نوع گناه اعم از غیبت و دروغ و نگاه آلوده و شرک و ......) را متوجه نشویم بجز گرسنگی بهره‌ای از آن نبرده‌ایم و تقوا را تمرین نکرده‌ایم.

 

ثبت اعمال


هَٰذَا كِتَابُنَا يَنطِقُ عَلَيْكُم بِالْحَقِّ إِنَّا كُنَّا نَسْتَنسِخُ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ
جاثیه ۲۹
این کتاب ما است که بحق با شما سخن می‌گوید (و اعمال شما را بازگو می‌کند)؛ ما آنچه را انجام می‌دادید می‌نوشتیم!
توضیح:
(نستنسخ) یعنی ما از اعمال شما نسخه برداری می‌کنیم. با پیدایش ضبط‌صوت و دوربینهای پیشرفته فیلمبرداری که امروز بشر بکار میبرد می‌توان فهمید که خدای متعال ذره ذره اعمال ما را در کتاب هستی نگهداری می‌کند و در عالم دیگر به ما نشان خواهند داد و از ریز و درشت آن آگاهی می‌یابیم. پس اگر بدانیم که ما در این جهان رها نیستیم و برعکس پیوسته تحت نظارت هستیم و کردارمان نوشته میشود مسلمأ بر شیوه زندگی کردن ما تأثیر می‌گذارد.
بقول جناب حافظ:
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما

 

اتصال به آفریدگار


إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي
طه ۱۴
من «اللّه» هستم؛ معبودی جز من نیست! مرا بپرست، و نماز را برای یاد من بپادار!
توضیح:
گفتگوی خدای متعال (جل جلاله) با حضرت موسی(ع) در مکانی است که از نور الهی به تشعشع رسیده بود. می‌فرماید هیچ نیروئی در عالم بجز خداوند متعال حاکم نیست و دنبال (اله‌)های دیگر نگردید که به جائی نخواهید رسید. اضافه می‌کند که برای چنین خداوندی عبد باشید یعنی آئینه‌ای شوید که صفات او را بگیرید و خداگونه شوید و این بزرگترین لطف به انسان است. می‌فرماید مهمترین راهی که بتوان به چنین توحیدی رسید ذکر و یادآوری دائمی او (صلاة) است ، یعنی همیشه به چنین نیروئی وصل باشیم پس فقط نمازهای پنجگانه کافی نیست بلکه باید این اتصال تمام دقائق زندگی انسان را شامل شود.
 

 

پرهیز از شیطان


يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ
(بقره ۲۰۸)
ای کسانی که ایمان آورده‌اید همگی در صلح و آشتی درآیید! و از گامهای شیطان، پیروی نکنید؛ که او دشمن آشکار شماست‌
توضیح:
ایمان یعنی در امنیت قرار گرفتن و مؤمن واقعی در حفاظت جسمی و روانی است و خداوند به مؤمنین دستور صلح و آشتی و رفتار سالم (سِلْم) با هم و با جهانیان میدهد و کلمه اسلام از همین مفهوم است پس مسلمان باید جلودار صلح و سلامت باشد. شیطان ما را با گامهایش یعنی بتدریج و قدم بقدم گمراه میکند ، مانند مردابی که هرلحظه در آن بیشتر فرومیرویم. پس باید مواظب وسوسه‌های ابلیس باشیم چون شیطان دشمن آشکار و همیشه در صحنه انسان است و هر لحظه ما را به خود و راه خود می خواند.

 

آگاهی بخش


إِنْ أَنتَ إِلَّا نَذِيرٌ
فاطر ۲۳
تو فقط انذارکننده‌ای، (اگر ایمان نیاورند نگران نباش، وظیفه‌ات را انجام ده.)
توضیح:
نذیر بمعنی هشداردهنده و آگاه‌کننده‌است و
وظیفه پیامبران الهی بشارت و انذار بوده است. پس بشارت به معنی مژده و خبرهای شادبخش است و منظور از انذار آگاه‌ کردن از خطری است که در پیش است. اهمیت انذار بسیار است بطوریکه می‌تواند میلیونها انسان را از نابودی و بیراهه نجات دهد. این اختیار انسان است که انذار را جدی بگیرد و به دستورات خداوند گردن نهد تا به خوشبختی واقعی وارد شود.
 

 

خانه خوشبختی


وَقُل رَّبِّ أَنزِلْنِي مُنزَلًا مُّبَارَكًا وَأَنتَ خَيْرُ الْمُنزِلِينَ
مؤمنون ۲۹
و بگو: «پروردگارا! ما را در منزلگاهی پربرکت فرود آر، و تو بهترین فرودآورندگانی!»
توضیح:
این از دعاهای زیبای قران است که آموزشی برای حضرت نوح(ع) در کشتی معروف بوده است و الان هم در مسافرت‌ها خوانده میشود ضمنأ به ما یاد میدهد تا همیشه بدنبال آن جایگاه مبارک باشیم. منزل مبارک یعنی جایگاه آرامش و پربرکت و پر از نعمت و رشد و تعالی یعنی زندگی سالم یعنی دنیا و آخرت آباد. می‌فرماید برای رسیدن به چنین مقامی (بگو ) یعنی بخواه و عمل کن تا به آن برسی. پس فقط خواستن زبانی کافی نیست بلکه باید اقدام کنیم و بدانیم که او و قوانین او و دستورات او بهترین فراهم‌کننده چنین موقعیتی است و باعث خوشبختی واقعی میشود.

 

هر آنی در کاری


يَسْأَلُهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ
الرحمن ۲۹
تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند از او تقاضا می‌کنند، و او هر روز در شأن و کاری است!
توضیح:
این آیه موضوع احتیاج لحظه‌ای بشر به وجود پروردگار و گرفتن دائمی فیض و زندگی را از او روشن می‌کند و اینکه به قول حضرت سعدی( هر نفسی که فرو می‌رود ممد حیات است و چون بر می‌آید مفرح ذات) یعنی ما زمینیان با نیروی الهی زنده‌ایم و حرکت می‌کنیم و همچنین کسانی که در آسمانها هستند و کلمه (من) می‌تواند دلالت بر موجودات هوشمند مانند انسان داشته باشد که در کرات و کهکشانهای دیگر وجود دارند. خلاصه تمام عالم هستی متکی به خدای متعال و نیروی او و قانونمندی اوست . ما لحظه‌ای رها نیستیم و در چهاچوب تدبیر الهی قرار داریم و اگر اختیار موقتی برای رشد و کمال بیشتر به ما داده‌اند باید بدانیم که کل وجود ما و نیروی زندگی ما از او نشأت می‌گیرد و خواسته یا ناخواسته بسوی او در حرکتیم.
رشته‌ای بر گردنم افکنده دوست
تار و پودش از محبت‌های اوست
رشته بر گردن نه از بی مهری است
رشته‌ی عشق است و بر گردن نکوست
و در آخر می‌فرماید خدای متعال هر لحظه در کاریست و تدبیر عالم هستی می‌کند و باعث دگرگونی هرلحظه‌ای ما و طبیعت می‌شود. قوانین و دستورات او لحظه‌ای خاموشی ندارند و پیوسته با مخلوقاتند و تأثیر خود را می‌گذارند. .

 

ترازوی خقیقت


أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزَانِ
الرحمن ۸
تا در میزان طغیان نکنید (و از مسیر عدالت منحرف نشوید)،
توضیح:
میزان از ریشه وزن و به معنی ترازو و دیگر به معنی راست و درست است پس ما در زندگی یک ترازوی راست و صحیح داریم و آن فطرت الهی ماست که در همه انسانها وجود دارد و نیک و بد را تشخیص میدهد و دیگر دستورات و قانونمندی خداوند است که در شکل ادیان و توسط پیامبران برای ما آمده است. ترازوئی که در محل کار ماست یکی از نمونه‌های این میزان است. می‌فرماید در میزان طغیان و حریم‌شکنی و سرکشی نکنید یعنی قانون الهی را محترم شمارید و ارج بگذارید و ظلم و ستم روا ندارید. البته ما اختیار داریم تا خود انتخاب نمائیم و واکنش انتخاب خود را ببینیم. خوشا به حال آنانکه میزان را رعایت کنند.

 

مسافرت آدمی


مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَىٰ
طه ۵۵
ما شما را از آن [= زمین‌] آفریدیم؛ و در آن بازمی‌گردانیم؛ و بار دیگر (در قیامت) شما را از آن بیرون می‌آوریم!
توضیح:
سرگذشت مسافرت انسان در صحنه پهناور خلقت خداوند است ، می‌فرماید شما را در نظام هستی خلق کردیم و به همین نظام بازمیگردید و از همین سیستم مجددا برانگیخته می شوید. امروزه می‌دانیم که پیدایش موجودات زنذه در قعر دریاها و حدود ۳/۸ میلیارد سال قبل با تشکیل اولین مولکولهای DNA آغاز شده است. سپس چنانکه می‌بینیم پس از مرگ در همین سیستم دفن خواهیم شد و در مملکت پهناور خداوند آرام می‌گیریم و برای عالم دیگر آماده می‌شویم و مجددأ از همین عالم بیدار گشته و زندگی جدیدی می‌یابیم و رشد و کمال ما ادامه خواهد یافت. دو قسمت ابتدای این مسافرت را به چشم علم و یقین می‌بینیم و فقط قسمت سوم است که نیاز به ایمان قلبی و اعتقاد غیبی دارد و همین ایمان است که زندگی امروزه ما را آرایش و جهان‌بینی ما را شکل و سرنوشت ما را تغییر می‌دهد.

 

خانه صلح و سلامت


وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَىٰ دَارِ السَّلَامِ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ
یونس ۲۵
و خداوند به سرای صلح و سلامت دعوت می‌کند؛ و هر کس را بخواهد (و شایسته و لایق ببیند)، به راه راست هدایت می‌نماید.
توضیح:
دارالسلام یعنی خانه صلح و سلامت و دوستی و صفا و موقعیتی است که خداوند پیوسته ما را بدانجا دعوت می‌کند و بسوی خوشبختی می‌خواند. در مقابل خانه جنگ و بیماری و دشمنی وجود دارد که خدای متعال دوست ندارد که ما ساکن آنجا شویم و ارسال پیامبران و کتب الهی در طول تاریخ بهمین منظور بوده است. این حالت صلح و سلامت از همین دنیا آغاز می‌گردد و در عالم دیگر بصورت بهشت که بهترین مکان آسایش و آرامش است شکل می‌گیرد. یک راه مستقیم و بدون انحراف یعنی یک دستورالعمل و قانونمندی بسوی این خانه وجود دارد که باید آنرا خود انتخاب کنیم و در زمره مشیت الهی قرار گیریم و هدایت خداوند را بپذیریم(یهدی من یشاء).

 

مهمان پروردگار


وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَكِيلًا
احزاب ۳
و بر خدا توکّل کن، و همین بس که خداوند حافظ و مدافع (انسان) باشد!
توضیح:
وکیل به معنای نگاهبان و همراه و مهماندار است پس خداوند ما را دعوت به مهمانی خود می‌کند. میهمان خدا بودن یعنی تکیه بر خدا زدن ، راه او را انتخاب کردن و قوانین او را پذیرفتن است و چه راحت و آسوده و خوشبخت کسی که مهمان آفریدگار باشد زیرا بزرگترین و مهربانترین و دلسوزترین میزبان را دارد که حافظ و نگاهبان او هم هست و این میزبان قدرتمند او را از همه میزبانان حقیر و کوچک دیگر کفایت می‌کند.
بقول جناب حافظ:
ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی بر کند
چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم
سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور

 

بیهودگی در کار نیست


أَيَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَن يُتْرَكَ سُدًى
قیامت ۳۶
آیا انسان گمان می‌کند بی‌هدف رها می‌شود؟!
توضیح:
سُدیٰ به معنی بیهوده و بی‌هدف است. خداوند می‌فرماید انسان براساس تصادف و بی‌هدف آفریده نشده و نباید چنین گمان کند زیرا این جهان عظیم که تاکنون تنها ۵٪ آن دیده و شنیده شده و شامل ۲۰۰ میلیارد کهکشان که هر کدام دارای بیش از ۲۰۰ میلیارد خورشید است با تمام قوانین و نظمی که در آنست نمی‌تواند بدون خالق و بدون هدف باشد ، یا اعضاء بدن انسان که هر کدام وظیفه خود را با هدف و برنامه دقیق انجام می‌دهند، پس این سئوال ساده انسان را به تفکر می‌آورد که او هم جزئی از این جهان است و او هم طی برنامه و هدفی آفریده شده پس باید خطوط قرمزی را رعایت کند و منتظر پاسخگوئی به اعمال خود باشد و این می‌تواند نگرش و راه زندگی او را تغییر دهد.

 

ارسال کتابی برای جهان


تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَىٰ عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا
فرقان ۱
زوال ناپذیر و پر برکت است کسی که قرآن را بر بنده‌اش نازل کرد تا بیم‌دهنده جهانیان باشد.
توضیح:
فرقان نام دیگر قران و به معنی جداکننده حق از باطل است. می‌فرماید فرستنده آن مبارک است یعنی خداوند پربرکت و بخشنده برای راهنمائی ما آنرا در حد فهم و استفاده ما فرودآورده است. نکته مهم دیگر اعلام جهانی بودن این دعوت است و لذا قران برای همه مردم جهان و در همه زمانها قرار داده شده است.

 

یادآور


فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ
غاشیه ۲۱
پس تذکّر ده که تو فقط تذکّر دهنده‌ای!
توضیح:
ذکر به معنی یادآوری دانسته‌هاست. پس حقایق عالم و اخلاق نیکو و شناخت توحید از ابتدا در فطرت انسانها وجود دارد(فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا ) و پیامبران خدا این فطرت را بیدار می‌کنند و دانسته‌ها را یادآور می‌شوند. بقیه کارها مربوط به انسان و اختیار اوست که به فطرت زیبای خود احترام گذارد و بیدار شود یا در خواب بماند ، البته اثرات این انتخاب را در زندگی دنیا و آخرت خود خواهد دید.

 

دل‌بستن به خدا


وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا
مزمل ۸
و نام پروردگارت را یاد کن و تنها به او دل ببند!
توضیح:
اسامی خداوند همان صفات پروردگار است و یادکردن آنان فهمیدن و اجراکردن و به خود گرفتن آن صفات است. وقتی می‌گوئیم خداوند رحیم است یعنی ما نیز مهربان و بخشنده باشیم و همینطور سایر اسامی و صفات پروردگار که باید در وجود ما جای گیرد.
تبتل از ریشه بتل و به معنی بریدن و قطع است. یعنی از همه موجودات امید و آرزو و تمنایت را ببر و تنها به خداوند توجه کن که او تنها نیروی مؤثر و توانا در عالم است و این مرحله دور شدن از شرک و دریافتن توحید است( تبتل الیه). کلمه تبتیلا شدت این دل‌بستن را گوشزد می‌کند که زبانی و ظاهری و سطحی نباشد بلکه حقیقتأ به خدا نگریستن و دلبستن است.( آنچنان بریدنی و آنچنان دلبستنی)،خوشا بحال چنین انسانهائی که در همین زندگی دنیا آئینه خدا شده‌اند و فقط به او تکیه دارند.

 

قلبهای ترسان


إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ
انفال ۲
مؤمنان، تنها کسانی هستند که هرگاه نام خدا برده شود، دلهاشان ترسان میگردد؛ و هنگامی که آیات او بر آنها خوانده می‌شود، ایمانشان فزونتر می‌گردد؛ و تنها بر پروردگارشان توکل دارند.
توضیح:
قران در اینجا از قلب مؤمن می‌گوید و اینکه وقتی نام خداوند را میشنود و قانون خلقت را می‌خواند از نافرمانی و پیامدهای آن احساس ترس و توجه می‌یابد. وقتی آیات پروردگار بگوش او میرسد و در طبیعت می‌بیند ایمان و باورش بیشتر می‌شود و بر خدای مهربان خود توکل می‌کند یعنی در زندگی به او تکیه می‌کند و از او کمک می‌خواهد. در حقیقت شخص باایمان خود را متصل به نیروی بزرگی می‌بیند ، ایمانش به اوست و راه او را دوست دارد.

 

ثبت نگاه و تفکر


يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَمَا تُخْفِي الصُّدُورُ
غافر ۱۹
او چشمهایی را که به خیانت می‌گردد و آنچه را سینه‌ها پنهان می‌دارند، می‌داند.
توضیح:
این آیه شریفه دقت و ظرافت خداوند متعال را به ما می‌گوید و آن علم پروردگار به دیدنهای ناروا و تفکرات نابجای ماست. البته امروزه دوربینهای مدار‌بسته در اجتماع کار ما را برای درک این گفتار تاحدودی آسانتر نموده است زیرا بشر مخلوق همین خداوند است و با علم و دانش اندک خود قسمت کوچکی از تدبیر و قانون الهی را دریافته است. ولی آگاهی آفریدگار بسیار بالاتر و کاملتر از اینست و حتی نوع نگاه ما را و تفکر پشت این نگاه را درمی‌یابد و ثبت می‌کند. ایمان به چنین توحیدی است که مدینه فاضله می‌سازد.

 

روز فریاد


وَيَا قَوْمِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ يَوْمَ التَّنَادِ
غافر ۳۲
ای قوم من! من بر شما از روزی که مردم یکدیگر را صدا می‌زنند بیمناکم!
توضیح:
این دعوت توسط فرد باایمانی است که در زمان فرعون بود و مردم را به دین حضرت موسی(ع) تبلیغ می‌نمود و از عاقبت کفر برای آنان می‌گفت. تناد از ریشه ندا به معنی صدای بلند و فریاد است. یکی از نامهای قیامت یوم‌التناد است یعنی روزی که فریادها از همه سو بلند است، نظام آرام کهکشان بهم ریخته و دگرگونی بزرگی در عالم ستارگان رخ می‌دهد که همراه با اصطکاک و تصادف و بهم‌ریختگی و صداهای مهیب است، خلقی که به پا خواسته‌اند و بسوی مرحله تازه‌ای از خلقت خود رهنمون می‌شوند و از آینده قریب‌الوقوع خود بیمناکند و فریاد کمک بر‌می‌آورند. نمونه اندک آن در زمانهای زلزله یا آتشفشانهای شدید در دنیا دیده می‌شود که چه غوغائی برپا می‌گردد. خوشا بحال آنانکه در آنروز فریاد شادی سر دهند.

 

سفره دنیا


يَا قَوْمِ إِنَّمَا هَٰذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا مَتَاعٌ وَإِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دَارُ الْقَرَارِ
غافر ۳۹
ای قوم من! این زندگی دنیا، تنها متاع زودگذری است؛ و آخرت سرای همیشگی است!
توضیح:
پندهای شخص باایمانیست از خانواده فرعون که به حضرت موسی ایمان آورد و مردم را به راه راست دعوت می‌کرد. می‌گوید این دنیا به مانند متاع است و متاع یعنی بهره اندک و فریبنده که هم پایدار نیست و هم در مقابل دارائی آخرت بسیار ناچیز است ، ولی خانه بعدی را به منزل قرار و آرامش و جاودانگی تشبیه نموده (قرار)، پس در دنیا نباید انتظار قرار و سکونت واقعی داشت بلکه مسیر گذرائیست با متاعی اندک که ارزش سرمایه‌گذاری و دلبستن را ندارد و زندگی واقعی در قرارگاه امن آخرت است.

 

پیامبر سرمشق بزرگ


لَّقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا
احزاب ۲۱
مسلّماً برای شما رسول خدا سرمشق نیکویی بود، برای آنها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد می‌کنند.
توضیح:
اسوه به معنی مقتدا و پیشوا و جلودار است. می‌فرماید پیامبر بزرگوار را سرمشق خود قرار دهید زیرا بهترین نمونه زندگیست، یعنی صداقت و امانت و عدالت و انساندوستی و رحم و شفقت و کار و تلاش و جهاد و هر گونه که پیامبر بزرگ اسلام بوده‌اند شما هم در همان راه باشید. البته رفتن این راه و قرارگرفتن در این مسیر شرایطی دارد، کسیکه امید و اتکاء (رجاء )به الله و عالم دیگر داشته باشد یعنی بداند پروردگار جهان او را خلق کرده و باید روزی پاسخگوی اعمال خود باشد. یادآوری پی‌در‌پی آفریدگار فقط با لفظ و سخن نیست بلکه انسان در تفکر و عمل باید برای خدا باشد و چنین انسانی است که از بدیها دور می‌شود و در خوبیها و شادمانیها غوطه‌ور خواهد بود و دنیا و آخرت خود را آباد خواهد نمود.

 

بازخورد اعمال


مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاءَ فَعَلَيْهَا ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ
جاثیه ۱۵
هر کس کار شایسته‌ای بجا آورد، برای خود بجا آورده است؛ و کسی که کار بد می‌کند، به زیان خود اوست؛ سپس همه شما به سوی پروردگارتان بازگردانده می‌شوید!
توضیح:
قانون عمل و عکس‌العمل است که در جهان فراگیر است ، با شناخت و توجه به این قانون الهیست که می‌توان زندگی آسوده داشت و در مسیر درست قرار گرفت. به قول جناب مولوی:
گر چه دیوار افکند سایهٔ دراز
باز گردد سوی او آن سایه باز
این جهان کوهست و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا
در این قانون کار نیکو (صالح)جواب نیکو میدهد و کار بد(اساء) نتیجه و بازخورد بد را به ارمغان می‌آورد. این قانون مانند بقیه قوانین الهی در همین دنیا جاری است و مسلمأ در عالم دیگر کاملأ آشکار می‌شود سپس اعتقاد به عالم دیگر را مطرح می‌کند و اینکه برگشت همه بسوی خدائیست که رب شماست یعنی مدیر و مدبر و گرداننده جهان شما است (ربکم) و از حکومت او و قانون او و مسیر او گزیری نیست پس چه بهتر که با اختیار و شناخت و عشق و علاقه ، قانونمندی و مسیر او را انتخاب کنیم.

 

دعای نیازمندان


أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ وَيَجْعَلُكُمْ خُلَفَاءَ الْأَرْضِ أَإِلَٰهٌ مَّعَ اللَّهِ قَلِيلًا مَّا تَذَكَّرُونَ
نمل ۶۲
یا کسی که دعای مضطرّ را اجابت می‌کند و گرفتاری را برطرف می‌سازد، و شما را خلفای زمین قرارمی‌دهد؛ آیا معبودی با خداست؟! کمتر متذکّر می‌شوید!
توضیح:
این دعای قرانی را اغلب در گرفتاریها می‌خوانند که مفهوم بسیار بالائی دارد. مضطر کسیست که بسیار حاجتمند است و نیازمند کمک است. می‌فرماید فقط خدای متعال می‌تواند درخواست چنین شخصی را اجابت کند و پاسخ دهد و بن‌بست او را بگشاید. البته این باور، نیاز به ایمان قلبی به خدای یگانه و حاضر در همه مکانها و همه زمانها دارد و مثالهای این گشایش مشکلات و برطرف شدن سختیها را بکررات در تاریخ گذشته و حال دیده‌ایم. همین خداست که انسان را جانشین و بالاترین مخلوقات در زمین قرار داده است و می‌فرماید اندکی از مردم به باور میرسند و چنین خدائی را میپذیرند.

 

شکیبائی


وَاصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ
هود ۱۱۵
و شکیبایی کن، که خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نخواهد کرد!
توضیح:
صبر به معنی شکیبائی در مقابل سختیها و مشکلات است و البته همراه با تلاش و کوشش برای رفع آن مشکل است زیرا بعد از آن می‌فرماید باید محسن باشید یعنی عمل نیکو انجام دهید تا پاداش آنرا ببینید. انسان صبور آرام است و بهتر تصمیم می‌گیرد و بهتر زندگی می‌کند.

 

دستور پایداری


فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَن تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ
هود ۱۱۲
پس همان‌گونه که فرمان یافته‌ای، استقامت کن؛ و همچنین کسانی که با تو بسوی خدا آمده‌اند (باید استقامت کنند)! و طغیان نکنید، که خداوند آنچه را انجام می‌دهید می‌بیند!
توضیح:
مشهور است که پیامبر بزرگوار اسلام بعد از نزول این آیات فرمودند سوره هود مرا پیر کرد و این نشان از عظمت و سنگینی وظائفی است که در این سوره مبارک است. لذا دستور استقامت و پایداری برای پیامبر و همه مسلمانان برطبق دستور و قانونمندی پروردگار است و استقامت به معنی بیداری و هوشیاری و تلاش و پیشرفت در علم و دانش و کمک به محرومین و مبارزه با جهل و خرافات و ظلم و ستم است و بدنبال آن دستور پرهیز از طغیان و سرکشی و پرهیز از پاره‌نمودن مرزهای تقواست. بعد می‌فرماید خداوند به تمام اعمال انسان بسیار بینا(بصیر) است و هیچ اقدامی حتی بسیار کوچک از دید خدای قادر متعال مخفی نخواهد ماند.

 

دستور اتصال


وَأَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ ذَٰلِكَ ذِكْرَىٰ لِلذَّاكِرِينَ
هود ۱۱۴
در دو طرف روز، و اوایل شب، نماز را برپا دار؛ چرا که حسنات، سیئات (و آثار آنها را) از بین می‌برند؛ این تذکّری است برای کسانی که اهل تذکّرند!
توضیح:
دستور خواندن نماز و مشخص نمودن بعضی از زمانهای آنست. می‌فرماید دو طرف روز یعنی اول روز و آخر روز (نماز صبح و عصر) و اول شب که نماز مغرب است نماز را بر پای دارید( البته در جاهای دیگر قران بقیه اوقات نماز آورده شده است) پس نماز فقط خواندن نیست بلکه برپای داشتن است ، یعنی با تمام وجود بسوی خدا برویم و این حالت روحانی بدست آمده بعد از نماز هم ادامه یابد. بعد می‌فرماید حسنات و نیکیها گناهان انسان را پاک می‌کنند و این از بهترین نویدهای قران است که به انسان گناهکار امید و امکان رهائی از عواقب گناه را با خواندن نماز می‌دهد. عواقب گناه روح انسان را خراش می‌دهد و در جهان هستی آثاری دارد که با نماز یعنی اتصال واقعی به مبداء هستی این آثار پاک می‌گردد( مانند قطره آلوده‌ای که به اقیانوس برسد). ذکر به معنی یادآوری است پس فطرت انسان با نماز و اتصال به مبداء آشناست و با این تذکر و این اتصال موقعیت خود را در این دنیای پهناور بیاد می‌آورد و به انسان کمال‌یافته تبدیل می‌گردد.

 

پایان خورشید


إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ
تکویر ۱
در آن هنگام که خورشید در هم پیچیده شود،
توضیح:
کورت از ریشه تکویر و به معنی در هم پیچیده شدن و تاریک شدن است و نام این سوره مبارک نیز از همین کلمه برگرفته شده است و در مورد حوادثی است که هنگام قیامت و برچیده‌شدن این جهان اتفاق میفتد. با علم امروز می‌دانیم که قطر خورشید بیش از یک‌میلیون کیلومتر است که بیشتر از صد برابر قطر زمین است و ستاره‌ای سوزان است که نور و انرژی خود را از تبدیل گاز هیدروژن به هلیوم ایجاد می‌کند و حیات در کره زمین وابسته به آنست و پیش‌بینی می‌کنند که در پایان عمر خورشید و تمام شدن ذخیره هیدروژن این ستاره بصورت کوچک و قرمز رنگ می‌شود که به آن کوتوله سرخ یا Red Giant گویند که اکنون نیز نمونه‌های آن در یونیورس دیده می‌شود . خداوند می‌فرماید یکی از علائم قیامت این‌است که خورشید درهم پیچیده و تاریک می‌شود. ایمان به این گفتار و اینکه بدانیم اعتباری در موجودیت خورشید فروزان هم نیست می‌تواند انسان را در انتخاب راه خود هدایت کند.

 

تاریکی ستارگان


وَإِذَا النُّجُومُ انكَدَرَتْ
تکویر ۲
و در آن هنگام که ستارگان بی‌فروغ شوند،
توضیح:
انکدرت از ریشه کدورت به معنی تاریکی و هم از ریشه انکدار به معنی پراکندگی است. در زمان قیامت با خاموش شدن فعالیت خورشید نور ستارگان منظومه شمسی هم از دست میرود و همگی تاریک و سرد می‌شوند و چون قوانین نیروی جاذبه بین خورشید و سیارات هم بهم می‌خورد آنها در فضا پراکنده و رها می‌گردند. البته ما نمی‌دانیم که آیا در قیامت این تحولات در بقیه کهکشان راه شیری و یا سایر کهکشانهای بیشمار یونیورس هم بوقوع می‌پیوندد یا فقط محدود به منظومه ماست. آنچه مهم است ایمان به آمدن چنین روزیست و اینکه خدای متعال در آنروز اعمال و رفتار ما را مورد بررسی قرار خواهد داد که بر نحوه زندگی ما در این دنیای فانی مؤثر است.

 

 بدرود با دارائی دنیا


وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ
تکویر ۴
و در آن هنگام که باارزش‌ترین اموال به دست فراموشی سپرده شود،
توضیح:
در حقیقت مالک اصلی خداست
این امانت چند روزی دست ماست
عشار به معنی عدد ده و منظور شتران ماده‌ ده‌ماهه باردار است که برای عرب آنزمان بسیار نفیس و ارزشمند بوده است و عطلت از ماده تعطیل و به معنی رها شدن است. پس در قیامت انسان مجبور است که بهترین و گرانبهاترین دارائی‌های خود را رها کند لذا بی‌ارزش بودن مال دنیا بر همه روشن می‌شود و امید انسان از مادیات زندگی ‌قطع می‌گردد. خداوند با گفتن این آیه ما را متوجه عاقبت کار می‌کند و اینکه دنیا برایمان هدف نشود و حق را فدای آن نکنیم. البته بعضی معنی عشار را ابرهای بارور گفته‌اند که در موقع فرارسیدن قیامت و بهم خوردن نظامات جوی دیگر بارانی نیمی‌بارند و در فضای بیکران معطل و رها می‌گردند.

 

 قیامت حیوانات


وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ
تکویر ۵
و در آن هنگام که وحوش جمع شوند،
توضیح:
دیگر از علائم قیامت جمع گردیدن حیوانات در آن عالم است. این تجمع حیوانات می‌تواند به دلیل عظمت آنروز باشد که دیگر ترسی از هم ندارند چون نیازی به خوردن ندارند و در موقعیت دیگرگون آنروز به هم پناه میبرند و هم اینکه آنها نیز حساب و کتابی خواهند داشت. در هر حال می‌دانیم که درجاتی از عقل در حیوانات هم وجود دارد و لذا ممکنست به همان میزان پاسخگوی اعمال خود باشند ، با ایمان به معاد و آخرت خواهیم دانست که هیچ عمل و رفتاری در عالم گم نمی‌شود پس در حالی که حیوانات هم حشر و نشر دارند ، ما انسانها در آنروز چگونه خواهیم بود. قران حالات و سرنوشت انسان را در روزگار قیامت بیان فرموده است.

 

 روز صف‌ بستن


وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ
تکویر ۷
و در آن هنگام که هر کس با همسان خود قرین گردد،
توضیح:
زوج شدن به معنی جفت و قرین‌گشتن است. در قیامت آدمیان با روح خود جفت می‌شوند و همچنین با رفتار و گفتار پیشین خود همراه و جفت می‌گردند ، اعمال انسان و اثرات آن همیشه همراه و زوج آدمی است و در آنجهان بصورت آشکار و قطعی سرنوشت انسان را تغییر می‌دهند. معنی دیگر برای زوج‌شدن را در یک صف قرارگرفتن خوبان و صالحان و از سوی دیگر انسانهای ناصالح با هم دانسته‌اند. پس انسان می‌تواند صف خود را از همین دنیا مشخص کند و همراهان خود را انتخاب نماید(اختیار) و شفاعت نیز بدینگونه معنی می‌یابد.

 

 نامه‌ها باز می‌شود


وَإِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ
تکویر ۱۰
و در آن هنگام که نامه‌های اعمال گشوده شود،
توضیح:
صُحُف جمع صحیفه و به معنی سطح گستردهی است که بر آن می‌نویسند یا نقشی بر آن می‌گذارند و در اینجا منظور نامه اعمال مردم است. هر انسانی در طول زندگی رفتار و گفتار بیشماری داشته است که تمام اینها بر صفحه‌ای ثبت می‌گردد و در جائی در عالم هستی ذخیره می‌شود(درک این موضوع امروزه با پیدایش کامپیوتر و اینترنت و امکان ذخیره کردن کوچکترین اتفاقات میسر است) لذا این مجموعه در روز واپسین برای بررسی گشوده می‌گردد (نُشِرَت). پس ما در عالم خلقت رها نیستیم و تمام سخنان و رفتار و حتی تفکراتمان تحت نظارت و نوشتن است و روزی تمام آنها در دادگاه الهی گشوده خواهد شد. ایمان به این حقیقت مسلمأ زندگی انسان را تغییر می‌دهد.

 

پرده‌برداری


وَإِذَا السَّمَاءُ كُشِطَتْ
تکویر ۱۱
و در آن هنگام که پرده از روی آسمان برگرفته شود،
توضیح:
فعل کَشط به معنی پرده از روی چیزی برداشتن است. می‌فرماید از نشانه‌های قیامت است که پرده از روی حقایق عالم کنار میرود و غیبهائی که در دنیا مؤمن به آن ایمان داشته و کافر توجه‌ای به آن نداشته است آشکار می‌گردد.بزرگترین غیب در این عالم وجود خداوند بعنوان آفریدگار و مدیر جهان است که با روشن شدن حقایق در آخرت ، انسان به وجود پروردگار خود پی می‌برد.
دیگر اینکه پرده از اسرار زندگی انسانها کنار میرود و حقایق زندگی اشخاص و ظلم و ستمها یا خیر و نیکی‌ها هویدا میگردد. برداشت دیگر می‌تواند جمع شدن و کنار رفتن طبقات جو زمین و آشکار شدن فضای بی‌انتهای یونیورس باشد که در اثر تغییرات نیروی جاذبه و تمام شدن انرژی خورشیدی ایجاد می‌گردد. پس ایمان به این آیه که خود موضوعی غیبی است انسان را از التهاب آنروز حفظ می‌کند و بسوی آرامش و آسایشی که خود برای خویش آماده ساخته رهسپار میگردد.

 

سخنی از دوزخ


وَإِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ
تکویر ۱۲
و در آن هنگام که دوزخ شعله‌ور گردد،
توضیح:
جحیم به معنی آتش فراوان و بزرگ است و سعر به معنی افروختن و شعله‌ور شدن است. منظور جهنمیست که انسانهای نافرمان و گناهکار از همین دنیا برای خود آماده می‌کنند و همراه آنان است و در عالم دیگر ظاهر می‌شود. این آتش زندگی پرمشقت و زحمتی‌ است که با درد و رنج همراه است و حاصل دور شدن از دستورات خداوند است و از همین دنیا آغاز می شود و در جهان دیگر کاملأ متشکل و آشکار می‌گردد. انسان با اختیاری که در زندگی خود دارد می‌تواند این جهنم را تبدیل به بهشت پرنعمت نماید.
بقول جناب ابوسعید ابوالخیر:
گردون کمری ز عمر فرسودهٔ ماست
دریا اثری ز اشک آلودهٔ ماست
دوزخ شرری ز رنج بیهودهٔ ماست
فردوس دمی ز وقت آسودهٔ ماست

 

بهشت نزدیک است


وَإِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ
تکویر ۱۳
و در آن هنگام که بهشت نزدیک شود،
توضیح:
منظور از جنت همان بهشت موعود است یعنی مکان آسایش بدون سختی و عذاب و ازلفت از کلمه زَلْف و به معنی پیش‌آمدن و نزدیک‌شدن است. می‌فرماید در قیامت بهشت بسوی متقین و مؤمنین نزدیک میشود که این نزدیک شدن هم مکانی و هم زمانی است. پس ‌قدر و منزلت مؤمن آنقدر بالاست که او بطرف بهشت نمی‌رود بلکه بهشت را برایش می‌آورند. این یعنی همان زندگی پرنعمت و آسایشی که از همین دنیا در اطراف مؤمن وجود دارد و نزدیک اوست و در آخرت نیز با آن آشناست و پیوسته بسوی او می‌آید.

 

 دست‌آورد


عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا أَحْضَرَتْ
تکویر ۱۴
(آری در آن هنگام) هر کس می‌داند چه چیزی را آماده کرده است!
توضیح:
احضرت از ماده حضر به معنی حاضرشده است پس منظور آنچه انسان برای خود فرستاده‌ است. در عالم قیامت هر شخصی به آنچه فرستاده آگاه می‌گردد. الان انسان بسیاری از کارهای گذشته خود را از خوب یا بد فراموش کرده است ولی در جهان دیگر همه اعمال و رفتار خود را درمی‌یابد. و لذا اگر ایمانی باشد در این مرحله دنیا بفکر عاقبت خود در سوی دیگر خواهد بود.
بقول مولانا:
حق تعالی خلق را گوید به حشر
ارمغان کو از برای روز نشر
ورنه‌ای منکر چنین دست تهی
بر در آن دوست چون پا می‌نهی
اندکی صرفه بکن از خواب و خور
ارمغان بهر ملاقاتش ببر

 

آشکاری ستم


وَإِذَا الْمَوْءُودَةُ سُئِلَتْ
بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ
تکویر ۸،۹
و در آن هنگام که از دختران زنده به گور شده سؤال شود:
به کدامین گناه کشته شدند؟!
توضیح:
موءُوده از ریشه وَئَد به معنی دختر زنده بگور است ، این آیه شریفه به ماجرای قتل نوزادان دختر در زمان عرب جاهلی اشاره دارد که بعد از تولد زنده بگور میشدند. البته این موضوع می‌تواند هر ظلمی را در دنیا شامل شود یعنی هر جنایتی که سرپوش گذاشته شود و هر قتلی که انجام میشود بی‌جواب نخواهد ماند. پیام مهم آن اینست که هیچ ستمی در عالم گم نمی‌شود و روزی آشکار میگردد. امروزه نوزادان بیشماری در عالم از گرسنگی می‌میرند و یا سقط جنین میشوند که این آیه می‌تواند شامل آنها هم بشود. مهم اینست که از خود این نوزادان سئوال میشود و عاملین جنایتکار آنها حتی ارزش سئوال هم ندارند.

 

بشارت اسلام از قبل


وَإِنَّهُ لَفِي زُبُرِ الْأَوَّلِينَ
شعراء ۱۹۶
و توصیف آن در کتابهای پیشینیان نیز آمده است!
توضیح:
زُبُر جمع زبور و به معنی پندهای حکمت‌آ‌میز و کتابهای دینی پیشینیان است و می‌فرماید توصیف قران و بشارت آمدن پیامبر اسلام در ادیان قبلی نیز آورده شده است. تورات خبر از آمدن پیامبری از دودمان اسماعیل میدهد و در انجیل بشارت آمدن شخصی ستوده شده بنام (احمد) را می‌بینیم. از این گذشته حکمتها و حقایق قران در کتابهای پیشین دیده میشود زیرا مبدأ و فرستاده آنها یکی است. پس دین اسلام در بین پیروان سایر ادیان شناخته‌شده و قابل انتظار بوده است.

 

مهربانی با اسیران


وَإِذَا بَطَشْتُم بَطَشْتُمْ جَبَّارِينَ
شعراء ۱۳۰
و هنگامی که کسی را مجازات می‌کنید همچون جبّاران کیفر می‌دهید!
توضیح:
بطش گرفتن چیزی با قدرت و برتری است. این آیات قران در مورد قوم عاد است که ستمگریهای زیادی می‌کردند و قران می‌فرماید از شدت تکبر و خودخواهی به اسیران و زندانیان خود هم رحم نمی‌کردند و با آنها با بدترین رفتار روبرو می‌شدند و آنها را مورد آزار و شکنجه قرار می‌دادند. این موضوع گوشزدی برای بشر امروز است که مواظب رفتار خود حتی در برار دشمنی که به او پیروز شده‌است باشد و عدالت و مهربانی را برای آنان بکار ببرد. می‌دانیم که قانون حقوق بشر ۷۳ سال قبل در پاریس تصویب شد و این در حالیست که اسلام عزیز و سایر ادیان الهی از هزاران سال قبل برآن تأکید داشته‌اند.
بقول جناب شهریار:
برو ای گدای مسکین در خانه علی زن
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را
بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا

 

حق و باطل


وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا
اسراء ۸۱
و بگو: «حق آمد، و باطل نابود شد؛ یقیناً باطل نابود شدنی است!»
توضیح:
می‌فرماید حق آمدنیست و مانند خورشیدی است که زیر ابر نمی‌ماند و خود را نشان می‌دهد. این باطل است که طبق قانون خلقت رفتنی است و نباید به آن دل بست(زهق به معنی نابودشدن و مردن است). پس هر عملی که با محک حق سنجیده شود ، مانند راستی و صداقت و مهربانی و بخشش و عفو و در یک کلمه راه خداوند متعال می‌ماند و بر عکس هر عملی که با باطل سنجیده شود ‌مانند دروغ و ظلم و ستم و انواع انحرافات و شرک و نفاق و نیستی از بین میرود. لذا اگر می‌خواهیم بمانیم و رشد و کمال یابیم باید جانب حق را بگیریم و حق را تمرین کنیم وگرنه رفتنی هستیم.
سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز
مرده آن است که نامش به نکویی نبرند

 

دعای راه‌یافتگان


رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ
آل‌عمران ۸
پروردگارا! دلهایمان را، بعد از آنکه ما را هدایت کردی، (از راه حق) منحرف مگردان! و از سوی خود، رحمتی بر ما ببخش، زیرا تو بخشنده‌ای!
توضیح:
این دعای زیبای اندیشمندانی است که به حقیقت و هدایت راه‌یافته‌اند و از خداوند خود می‌خواهند که بر همین هدایت بمانند و نلغزند.
هبه به معنی هدیه بدون انتظار پاسخ است و لذا وهّاب از اسامی خداوند است و رحمت به معنی مهربانی و رأفت و شفقت و مغفرت است ، وقتی انسانی رحمت داشته باشد رنگ خدائی می‌گیرد و سراپا لطف و بخشش می‌شود و چون هرلحظه خطر لغزش و انحراف از راه مستقیم وجود دارد این دعا و خواستن و کوشش برای آن بایستی همیشه بر زبان و فکر و عمل انسان باشد.

 

ده نام زیبای پروردگار


هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ
حشر ۲۳
و خدایی است که معبودی جز او نیست، حاکم و مالک اصلی اوست، از هر عیب منزّه است، منبع سلامت و امنیّت بخش است، مراقب همه چیز است، قدرتمندی شکست‌ناپذیر که با اراده نافذ خود هر امری را اصلاح می‌کند، و شایسته عظمت است؛ خداوند منزّه است از آنچه شریک برای او قرارمی‌دهند!
توضیح:
در این آیه مبارک ده نام از نامهای مقدس خداوند متعال آورده شده است ، انسان می‌تواند با شناخت این اسامی خدای خود را بهتر بشناسد و توحید واقعی را دریابد.
۱- الله که جامعترین و برترین نام خداوند است، او تنها اله عالم است که باید پرستش شود.
۲- مَلِک به معنی مالک و اختیاردار همه چیز است.
۳- قدّوس که بسیار منزه و پاک است
۴- سلام به معنی سرچشمه سلامتی و صلح و آرامش است و به کسی ستم نمی‌کند.
۵- مؤمن که محل امنیت و آسایش است.
۶- مهیمن که نگاهبان و محافظ عالم است.
۷- عزیز یعنی بسیار قدرتمند و محکم است
۸- جبار یعنی جبران‌کننده نقصها و گناهان بندگان و ضمنأ قانونمند او در جهان ثابت و بدون تغییر است.
۹- متکبر یعنی بزرگ است و کبریائی دارد.
۱۰- سبحان یعنی منزه است و مقصد همه مخلوقات است و نمیتوان شریکی برای او قرار داد.

 

خدا را بهتر بشناسیم


هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
حشر ۲۴
او خداوندی است خالق، آفریننده‌ای بی‌سابقه، و صورتگری (بی‌نظیر)؛ برای او نامهای نیک است؛ آنچه در آسمانها و زمین است تسبیح او می‌گویند؛ و او عزیز و حکیم است!
توضیح:
خداوند متعال خود را معرفی می‌فرماید. خالق است پس صفت خلقت همیشه با اوست آنچه که ما میدانیم از لحظه بیگ‌بنگ و پیدایش ۳۰۰‌میلیارد کهکشان است و تازه این ۵درصد از کل یونیورس است و بقیه را ماده تاریک می‌نامند و دانشمندان به وجود یونیورسهای دیگر هم پی‌برده‌اند.
بارئ یعنی آفریدگاری که مخلوقات او بری از عیب‌و نفص است و همان مخلوق کاملی است که باید باشد.
مصور نیز از اسامی زیبای خداوند است چون طبیعت زیبا را به تصویر کشیده است.
بعد می‌فرماید تمامی اسامی زیبا و صفات والا از آن خداست یعنی هرجا زیبائی می‌بینیم باید خدا را هم ببینیم. هم موجودات این خدای عالم را تسبیح می‌کنند و بسوی او در حرکت و تلاشند.
عزیز به معنای قدرتمند(زمین بلند را عزاز گویند) و حکیم به معنای محکم و خلل‌ناپذیر و صاحب حکومت و حکمت است. ایمان به چنین منبع استوار و فیض‌بخشی انسان را از احساس بیهودگی و تزلزل در جهان رهاساخته و او را در این مسافرت مهم در زندگی یاری میدهد.

 

 وعده‌گاه


إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ كَانَ مِيقَاتًا
نبأ ۱۷
(آری) روز جدایی، میعاد همگان است!
توضیح:
یکی از نامهای قیامت روز فصل است و فصل به معنی جداکردن و فاصله افتادن بین دوچیز است. پس اجزاء عالم مانند ملکولها و اتمها از هم جدا میشوند، اگر در آغاز خلقت جهان ما ترکیب و ساخت‌و‌ساز داشته‌است در قیامت جهت آن برعکس میشود و خلقت دیگری آغاز می‌گردد. دیگر جداشدن حق از باطل و روشن شدن حقیقت در آنروز است ، همچنین مؤمن از کافر و راه آنها و سرنوشت آنها جدا میشود و همه چیز روشن و واضح میگردد. میقات اسم زمان و مکان از ریشه وقت است و به معنی وعده در وقت معینیست که محل معینی را هم شامل میشود. پس در زمان و مکانی که در عالم خلقت مشخص است این (فصل ) بوقوع می‌پیوندد و خوشا بحال آنانکه در میقات سربلندند.

 

 دمیدنی دیگر


يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوَاجًا
نبأ ۱۸
روزی که در «صور» دمیده می‌شود و شما فوج فوج (به محشر) می‌آیید!
توضیح:
نفخ به معنی دمیدن است و ما با آن آشنائیم ، خداوند بار اول از روح خود در ما دمید تا انسان عاقل و مختار خلق گردد و اینبار دمیدنی دیگر برای خلقتی دیگر آغاز میشود. صور به معنی شیپور است ، از فعل و انفعالات عظیم قیامت برای ما می‌گوید و دگرگونی انرژیهای درون منظومه و کهکشان و شاید یونیورس و اینکه خلقت تازه‌ای در جهان آغاز میشود و با شیپور و صدای عظیم و اعلام همکانی صورتها مجددأ شکل می‌گیرند(صور از ریشه صورت) و مردم گروه گروه بسوی زندگی تازه خود رهسپار میشوند. این آیه مبارک معاد را گوشزد میکند که از اصول دین است و البته از اخبار غیب است و فقط با ایمان قلبی می‌توان به آن پی‌برد و همین ایمان است که چگونه زندگی کردن و چگونه مردن را به انسانها می‌آموزد.

 

پاسخ


جَزَاءً وِفَاقًا
نبأ ۲۶
این مجازاتی است موافق و مناسب (اعمالشان)!
توضیح:
جزاء به معنی پاداش و کیفر است یعنی پاسخ و سزای عمل (نیک یا بد )که بر طبق قانون خلقت و وعده پروردگار زمانی به انسان برمی‌گردد. وفاق به معنی همسطح و مناسب و درخور است. پس می‌فرماید پاسخها عینأ مناسب عمل شما خواهد بود. در همین دنیا این قانون را در عالم تکوین میبینیم ، مثلأ غذای فاسد انسان را بیمار می‌کند و این بیماری پاسخ مناسب آنست. با ایمان به این قانون می‌توانیم با انجام اعمال نیکو در انتظار پاداش مناسب باشیم.

 

جهان بیدار


وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ كِتَابًا
نبأ ۲۹
و ما همه چیز را شمارش و ثبت کرده‌ایم!
توضیح:
احصیناء از ریشه حصاء و به معنی شماره‌کردن و به حساب آوردن است. می‌فرماید کوچکترین فکر و عمل انسان در عالم هستی اولأ شماره میشود و ثانیأ ثبت و ضبط می‌گردد(کتابأ). پس هیج چیز در جهان گُم نمی‌گردد زیرا خداوند بصیر و سمیع و علیم (بسیار بینا و بسیار شنوا و بسیار دانا) در جای‌جای عالم حضور دارد و نکته‌ای قابل پنهان‌کردن نیست. در دنیای امروز با پیدایش دوربینهای قوی و تکنولوژی ماهواره‌ها درک این مطلب آسانتر میشود. با این بینش الهی انسان پیوسته مواظب رفتار و حتی افکار خود در آشکار و نهان خواهد بود.
بقول جناب سعدی:
بر احوال نابوده، علمش بصیر
به اسرار ناگفته، لطفش خبیر
به قدرت، نگهدار بالا و شیب
خداوند دیوان روز حسیب
بر او علم یک ذره پوشیده نیست
که پیدا و پنهان به نزدش یکیست

 

سفر بسلامت


إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازًا
نبأ ۳۱
مسلّماً برای پرهیزگاران نجات و پیروزی بزرگی است:
توضیح:
فوز به معنی بسلامت به مقصد رسیدن است و مفازا وسیله و مکان این رسیدن است، پس این کلمه معنی نجات و پیروزی و رستگاری میدهد. می‌فرماید کسیکه تقوا دارد یعنی معنی ترمز را در زندگی خود دریافته و خطوط قرمزی را رعایت می‌کند به سلامت به مقصد میرسد(فوز). این آیه به ما می‌گوید که در این دنیا در سفری هستیم و مقصدی داریم لذا نباید اینجا را هدف نهائی احساس کنیم و بخاطر آن تقوا را فراموش نمائیم. (إنّ ) کلام تأکید است یعنی حتمأ چنین خواهد شد.

 

خدای آمرزنده


وَإِنِّي لَغَفَّارٌ لِّمَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا ثُمَّ اهْتَدَىٰ
طه ۸۲
و من هر که را توبه کند، و ایمان آورد، و عمل صالح انجام دهد، سپس هدایت شود، می‌آمرزم!
توضیح:
غفار صفت مبالغه غفر و به معنی بسیار آمرزنده و پوشش‌دهنده و پاک‌کننده است. پس گناهان انسان قابل چشم‌پوشی و آمرزش است، در همین دنیا هم اگر انسانِ‌سیگاری از اینکار دست بکشد بتدریج عوارض آن در ریه بهبود می‌یابد. خداوند شرط این نادیده‌گرفتن را در ابتدا بازگشت از آن گناه(تاب) و سپس ایمان قلبی به حق و حقیقت(آمن) و در کنار آن انجام کارهای نیک(عمل صالحأ) می‌داند و مسلمأ این هدایت باید دائمی باشد و استمرار یابد(ثم اهتدی). یعنی انسان کامل همیشه در راه بازگشت به خدا و همیشه در حالت ایمانی و همیشه در حال انجام اعمال نیکوست و لذا همیشه در جاده مستقیم سعادت قرار دارد.

 

یگانه‌شناسی


قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ
انعام ۱۶۲
بگو: «نماز و تمام عبادات من، و زندگی و مرگ من، همه برای خداوند پروردگار جهانیان است.
توضیح:
در بینش توحیدی در سراسر جهان پهناور بغیر از خدای متعال هیچ وجودی و نیروئی احساس نمیشود ، خلقت موجودات نیز توسط او و در راستای قانونمندی و خواست خود او صورت گرفته است. پس وقتی پیامبر بزرگوار اسلام(ص) که از سردمداران توحید است این شعار را دریافت و اعلام می‌کند و به آن ایمان دارد و پای این عقیده می‌ایستد ما نیز دستور تبعیت داریم. با این بینش ، هرچه انسان دارد از خدا می‌داند و هرچه می‌کند برای اوست اعم از رویکرد و سمت و سو و اتصال (صلاة) و تمام افعال و عبادات مانند مراسم حج و قربانی (نُسُک) و اصولأ کل زندگی و مرگ برای او و در جهت پیوستن به او و بسمت اوست( بدلیل اهمیت زیاد نماز و نیایش خالصانه ، باری تعالی نام آنرا از بقیه عبادات جداگانه فرموده است). این خدا فقط موجودات را خلق نکرده است بلکه مدیر و کارگزار جهان و کلیه مخلوقات خود نیز هست (رب‌العالمین). چنین انسانی تکامل واقعی را یافته و خوشبخت واقعی خواهد بود(انسان کامل).

 

پیدایش حیات


يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَيُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَكَذَٰلِكَ تُخْرَجُونَ
روم ۱۹
او زنده را از مرده بیرون می‌آورد، و مرده را از زنده، و زمین را پس از مردنش حیات می‌بخشد، و به همین گونه روز قیامت بیرون آورده می‌شوید!
توضیح:
این آیه در مورد خلقت خداوند متعال و مثالی برای باور قیامت است. چه بسیار پیدایش زندگی از خاک سرد و مرده می‌بینیم و اگر به ۵ میلیارد سال قبل ( عمر منظومه شمسی و کره زمین) برگردیم درمی‌یابیم که این کره آتشین بتدریج سرد شده و آب در آن جای گرفته است و بعد ملکولهای زنده در قعر دریاها شکل گرفتند و حیات از جهان بی‌جان آغاز گردید. مورد دیگر زنده شدن دلهای مرده و شرک‌آلود با شنیدن کلام خداوند در طول تاریخ است. در مورد عکس آن هم مردن مخلوقات اعم از گیاهان و حیوانات است که البته در مورد گیاهان زندگی دوباره آنان را در بهاران می‌بینیم. مشاهده این سیکل گیاهان در طبیعت می‌تواند انسان را به زنده شدن و حیات دیگری نوید دهد. پس مشاهده هر نوروز فقط برای شادمانی ظاهری نیست بلکه می‌تواند دید ما را به بهار خلقت بگشاید.

 

دعوت به آوردن یک سوره


وَإِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَىٰ عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ
بقره ۲۳
و اگر در باره آنچه بر بنده خود [= پیامبر] نازل کرده‌ایم شک و تردید دارید، (دست کم) یک سوره همانند آن بیاورید؛ و گواهان خود را - غیر خدا - برای این کار، فرا خوانید اگر راست می‌گویید!
توضیح:
اعلام اعجاز قران مجید توسط خداوند است. در آیات دیگر دعوت به آوردن تمام قران و یا ده سوره بوده است ولی در اینجا می‌فرماید فقط یک سوره مانند قران بیاورید و البته به شهادت تاریخ تا کنون کسی نتوانسته سوره‌ای به زیبائی و شیوائی و ادبیات قرانی و پرمعنائی آن بیاورد. عرب اولیه فقط با شنیدن قرائت قران ایمان می‌آورد و مسلمان میشد چون احساس می‌کرد که این کلام بشری نیست. نکته دیگر در این آیه شریفه صفت عبد بودن پیامبر است که از بالاترین صفات یک انسان کامل است. عبد به معنی هموار و صاف شدن در مقابل خداوند است و اینکه تکبر و غرور و منیّت در انسان حل شود و در مقابل خدا خاشع و فروتن گردد و چون آئینه‌ای تصویر خداوند را دریابد و خداگونه شود.

 

نزدیک‌شونده


وَأَنذِرْهُمْ يَوْمَ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَنَاجِرِ كَاظِمِينَ مَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَلَا شَفِيعٍ يُطَاعُ
غافر ۱۸
و آنها را از روز نزدیک بترسان، هنگامی که از شدّت وحشت دلها به گلوگاه می‌رسد و تمامی وجود آنها مملوّ از اندوه می‌گردد؛ برای ستمکاران دوستی وجود ندارد، و نه شفاعت کننده‌ای که شفاعتش پذیرفته شود.
توضیح:
أزفه از ریشه اَزَف و به معنی تنگی وقت و نزدیک شدن است و از اسامی قیامت می‌باشد. خداوند انسان را به عقوبت آن روز هشدار می‌دهد. مسلمأ صحنه پرحادثه و هول‌انگیزیست بخصوص برای کسانی که اندوخته‌ای نداشته باشند. قلبها یعنی تمامی موجودیت و شخصیت و جرأت و شجاعت انسان به گلوگاه میرسند و آماده نمایش گذاشته می‌شوند و این جمله نشانگر هول و هراس شدید انسان نیز هست. کاظمین از کظم و به معنی فروخوردن خشم و ترس است ، یعنی در آنروز جرأت برآوردن کوچکترین صدائی در انسان نیست. در اینجا ظالمین تنها هستند و هیچ یار و یاوری ندارند. بهترین یاور انسان عمل نیک او در دنیاست و شفیع او بزرگانی که در دنیا راه آنها را رفته و با آنها همراه و همگام شده است. ایمان به آمدن چنین روزی از هول آنروز می‌کاهد.

 

 کم‌فروشی


وَيْلٌ لِّلْمُطَفِّفِينَ
مطففین ۱
وای بر کم‌فروشان!
توضیح:
مطفف به معنی کم‌فروش و متقلب است و کسیکه پیمانه را کم میگیرد. در هر داد و ستدی امکان انحراف وجود دارد. یک پزشک، یک کارگر، یک مهندس، یک معلم ، یک بازرگان و مغازه‌دار، و تمام اقشار جامعه میتوانند در ارائه خدمت خود کم‌فروشی کنند. خداوند با کلمه( ویل )که به معنی هلاکت و مصیبت است به استقبال اینگونه افراد رفته است زیرا در نظام الهی جائی برای دروغ و تقلب وجود ندارد و کسیکه به این راه کشیده شود مخالف قانون هستی گام زده و هرچند به سود و موقعیت شکننده و کوتاه مدتی دست می‌یابد اما در نظام خلقت از نور و سعادت فاصله گرفته و بسوی تباهی و ظلمت خواهد رفت.

 

 ورود ممنوع


يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
مائده ۹۰
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! شراب و قمار و بتها و ازلام [= نوعی بخت‌آزمایی]، پلید و از عمل شیطان است، از آنها دوری کنید تا رستگار شوید!
توضیح:
خَمر چیزیست که فعالیت مغز را می‌پوشاند و منظور از آن شرابِ‌الکل است. میسر همان قمار است که با یُسر و آسانی پول ناحقی را برای انسان می‌آورد.انصاب جمع نصب و منظور بتهائی است که در زندگی بشر جای خدا می‌نشینند ، البته مقام و ثروت و حب دنیا را هم اگر جای خدا بنشیند شامل میشود. ازلام ‌چوبهائی بوده که با آن بخت‌آزمائی و قرعه‌کشی می‌کرده‌اند تا به دارائی بدون زحمتی دست یابند.
این آیه شریفه پس از مراحلی چندگانه قبلی ، تحریم کامل شرب الکل را اعلام می‌دارد. و از آن با کلمه رجس(پلیدی ) و کار شیطانی یاد می‌کند و دستور صریح دوری کردن از آن را به مسلمانان می‌دهد.

 

توشه ماندنی


مَا عِندَكُمْ يَنفَدُ وَمَا عِندَ اللَّهِ بَاقٍ وَلَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُوا أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ
(نحل آيه ٩٦)
آنچه نزد شماست فانی می‌شود؛ امّا آنچه نزد خداست باقی است؛ و به کسانی که صبر و استقامت پیشه کنند، مطابق بهترین اعمالی که انجام می‌دادند پاداش خواهیم داد.
توضیح:
ینفد از ریشه نفد به معنی نیست و نابود شدن و کلمه باق به معنی باقی ماندن و دوام و ثبات است
می‌فرماید اگر متاعي جمع ميكنيد ماندنی باشد و نزد خداوند و در نظام هستی ثبت گردد. مسلمأ اعمال ماندنی کارهائیست که پروردگار عالم توسط پیامبران و کتب خود توصیه کرده و در فطرت پاک انسان هم وجود دارد. قسمت اول این آیه را خودمان با چشم میبینیم که دنیا برای هیچکس نمانده است و متاع دنیائی از بین میرود و البته به قسمت دوم آن باید ایمان داشت. نكته ديگر اهميت صبر است كه خود (عمل )بزرگيست و نوعی عبادت است و نزد خدا بهترين اجر و پاداش را دارد، صبر یعنی شکیبا‌بودن و خودداري از كارهاي ناپسند هر چند لذت زودگذری را داشته باشند و تحمل و صبوری بر ناملايمات و سختي ها و کوشش و تلاش برای رسیدن به موفقیت ، پس صبر خود عملی بسیار هوشیارانه و مثبت است.

 

پناه از شر شیطان به خدا

فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ
نحل ۹۸
هنگامی که قرآن می‌خوانی، از شرّ شیطان مطرود، به خدا پناه بر!
توضیح:
این آیه مبارک را معمولأ قبل از هر قرائت قران می‌خوانند. می‌فرماید موقع تلاوت قران بایستی تمام وجود انسان در فضای الهی قرار گیرد و با زبان و گوش و قلب آیات را بخوانیم و بفهمیم و به آن عمل کنیم و از وسوسه شیطان دور باشیم و کبر و خودپرستی و دنیاطلبی را از خود برانیم. می‌فرماید در ابتدا به خدا پناه برید و در حصار مطمئن او قرار گیرید و سپس از شیطان و فرامین آن دوری کنید ، شیطانی که رانده شده از درگاه الهی و موجب گمراهی و تاریکی زندگی بشر است. بایستی در موقع خواندن قران تمام وجود انسان سرشار از مهربانی و ایمان و پاکی گردد و چنین قرائتی است که در روح و قلب می‌نشیند و در زندگی بکار می‌آید. پس فاصله بسیاری بین خواندن و حتی حفظ کردن ظاهری قران با نفوذ در اعماق آن و توجه به معانی ارزشمند آن و پیاده کردن دستورات آن در زندگیست.

 

شنیدن عقاید دیکران


فَبَشِِّر عِبادَ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ
(زمر ۱۷ ٫ ۱۸)
بندگانی را مژده بده که سخنان را می‌شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می‌کنند؛ آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند.
توضیح:
خداوند بندگانی را مژده میدهد که توانائی و سعه صدر برای شنیدن همه گفتارها را داشته باشند تا بتوانند بهترین را انتخاب کنند. پس باید ابتدا (عبد) شد یعنی صاف و بدون غل و غش و حرص و کینه بود ( عبد یعنی زمین صاف و بدون پستی و بلندی) لذا اکثر برخوردها و دعواهائی که در اختلاف عقاید پیش می‌آید از بین میرود و راه برای پذیرش بهترین عقیده هموار میگردد. این گونه افراد دو خاصیت دارند یکی به خدا ایمان دارند (هَداهم‌ الله) و دیگری عقل و خرد را بکار‌میگیرند(أُلوالالباب) ، در اینصورت است که انتخاب انسان ارزشمند خواهد شد.

 

درجات تکاملی


لَتَرْكَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَقٍ
انشقاق ۱۹
که همه شما پیوسته از حالی به حال دیگر منتقل می‌شوید (تا به کمال برسید).
توضیح:
می‌فرماید شما در طول حیات خود مراحلی را می‌گذرانید و این از خصوصیات رشد و کمال انسان در مقام جسم و روح است. در مقام جسم همه می‌دانیم که انسان از یک سلول ایجاد شده‌ است و مراحل تکاملی را در رحم مادر داشته که هر لحظه آن با لحظه قبلی متفاوت بوده است، سپس متولد می‌شود و این تکامل جسمی و تغییرات مرحله‌ای ادامه می‌یابد حتی ممکنست به آسمانها و کرات دیگر برود( ولی از ملک خداوند بیرون نخواهد رفت) تا زمان اجل و سپس در عالم پس از مرگ (برزخ) که خود مرحله دیگریست تا روز رستاخیز که بشکل تازه‌ای متولد می‌شود و بسوی کمال میرود. در مقام روحی و معنوی نیز انسان مهمترین و پیچیده‌ترین رشد و کمالات را می‌یابد و رفته رفته اوج میگیرد و حقایق عالم را میشکافد و خالق خود را میشناسد و حتی فرشته را پشت سر می‌گذارد و تحولات روحی و معنوی روزن‌افزونی را درک می‌کند تا به ملاقات خدا میرود. بسیاری از این مراحل را در دنیا به چشم خود می‌بینیم و البته برای درک و دیدن مراحل بعدی ایمان قلبی لازمست که اگر چنین شود نحوه این مسافرت دکرگون خواهد شد . این شعر معروف جناب مولوی گویای آنست:
از جمادی مردم و نامی شدم
وز نما مردم به حیوان برزدم
مردم از حیوانی و آدم شدم
پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم
حملهٔ دیگر بمیرم از بشر
تا بر آرم از ملایک پر و سر
وز ملک هم بایدم جستن ز جو
کل شیء هالک الا وجهه
بار دیگر از ملک قربان شوم
آنچ اندر وهم ناید آن شوم
پس عدم گردم عدم چون ارغنون
گویدم که انا الیه راجعون

 

ایمان و نجات


وَنَجَّيْنَاهُ وَلُوطًا إِلَى الْأَرْضِ الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا لِلْعَالَمِينَ
انبیاء ۷۱
و او و لوط را به سرزمین (شام) -که آن را برای همه جهانیان پربرکت ساختیم- نجات دادیم!
توضیح:
داستان حضرت ابراهیم(ع) است که بعد از رها‌شدن از آتش جهالت نمرودیان با حضرت لوط(ع) که گویند برادرزاده ایشان بوده است از سرزمین بابل بسوی شام حرکت کردند. تا به وظیفه الهی خود عمل کنند. آنها به سرزمینی پا نهادند که محل برکت و رشد و نمو برای جهانیان است که گویند سرزمین شامات بوده است( این برکت همراه با بعثت بسیاری از پیامبران الهی در این سرزمین است) اینجنین بود که ندای توحیدی ابراهیم در سرزمین بزرگ شامات تابیدن گرفت و از آنجا بتدریج و تا زمان حاضر و در آینده مرتبأ به تمام دنیا پرتو می‌افکند و این همان پرتو عشق و ایمانیست که آتش را بر ابراهیم(ع) گلستان کرد و او و پیروانش را بسوی نور و کمال آورد.

 

 اهمیت خویشتنداری


يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ
آل‌عمران ۱۰۲
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! آن گونه که حق تقوا و پرهیزکاری است، از خدا بپرهیزید و از دنیا نروید، مگر اینکه مسلمان باشید.
توضیح:
روی سخن با مؤمنین است که تقوا را فراموش نکنند پس ایمان ظاهری به تنهائی برای رستگاری انسان کافی نیست و بایستی بطور مرتب با نیروی تقوا حفظ شود و تکامل یابد و تقوا همان ترمز و خویشتنداری و کنترل هوی و هوس است، یعنی در زندگی خطوط قرمزی را بشناسیم و رعایت کنیم. این تقوا باید جامع و کامل باشد( حق تقاته) و گزینشی یا موقت نباشد(مثلأ فقط در ایام رمضان نباشد). پس تقوا باعث تثبیت و افزایش ایمان میشود و انسان را به مرحله تسلیم می‌رساند که تا آخر عمر و لحظه مرگ( تولد تازه) و پس از آن ادامه می‌یابد. و (مسلمان) کسی است که به تسلیم در برابر پروردگار میرسد و بدنبال صلح و آرامش و دوستی با جهان اطراف خود است.

 

تولدی دیگر


قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِيكُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَىٰ عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ
جمعه ۸
بگو: «این مرگی که از آن فرار می‌کنید سرانجام با شما ملاقات خواهد کرد؛ سپس به سوی کسی که دانای پنهان و آشکار است بازگردانده می‌شوید؛ آنگاه شما را از آنچه انجام می‌دادید خبر می‌دهد!»
توضیح:
می‌فرماید مرگ (نیستی و پایان )نیست که از آن فرار کنید بلکه مرحله‌ای زنده و واقعیست که در سیر تکامل ما قرار دارد و به ملاقات ما می‌آید پس در آنهنگام تولد تازه‌ای در پیش است و پس از آن است که بسوی دانای همه نهان‌ها و همه حضورها یعنی آفریدگاری که همه لحظات و همه مکانها را پرکرده است رانده می‌شویم. در آن‌هنگام به ریز و درشت کارهایمان آگاه می‌گردیم زیرا بسیاری از آن‌ها را فراموش نموده‌ایم ولی در صفحه هستی دقیقأ نقش بسته است. ایمان به چنین تولدی نحوه زندگی انسان را تغییر می‌دهد.

 

ظاهر و باطن دنی


يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ
روم ۷
آنها فقط ظاهری از زندگی دنیا را می‌دانند، و از آخرت (و پایان کار) غافلند!
توضیح:
از خصوصیات کافران است که فقط به ظاهر دنیا توجه دارند و فکر می‌کنند منظور از خلقت عالم هستی همین (خور و خواب و خشم و شهوت) است و بطن دیگری و عمق بیشتری در عالم نمی‌شناسند و مرحله دیگری را در سیر خلقت خود باور ندارند. و چنین است که در طول تاریخ ظلمها و ستمها و دروغها و دزدیها و انحرافات شکل گرفته است. پس اگر انسان باطنی برای دنیا قائل شود و به قانون (عمل و عکس‌العمل )ایمان داشته باشد و بداند دنیا و آخرت چون شبکه‌ای در هم تنیده‌اند و بهم ارتباط دارند و روز حساب را بپذیرد ، مسلمأ نوع دیگری زندگی خواهد نمود. غزل زیبای جناب سعدی در همین مقام است:
تن آدمی شریف است به جان آدمیت
نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
اگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینی
چه میان نقش دیوار و میان آدمیت
خور و خواب و خشم و شهوت شغب است و جهل و ظلمت
حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت
به حقیقت آدمی باش وگر نه مرغ باشد
که همین سخن بگوید به زبان آدمیت
مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندی
که فرشته ره ندارد به مکان آدمیت
اگر این درنده‌خویی ز طبیعتت بمیرد
همه عمر زنده باشی به روان آدمیت
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت
طیران مرغ دیدی تو ز پایبند شهوت
به در آی تا ببینی طیران آدمیت
نه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتم
هم از آدمی شنیدیم بیان آدمیت

 

بازگشت و اتصال


مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ
روم ۳۱
شما بسوی او بازگشت کنید و از (مخالفت فرمان) او بپرهیزید، نماز را برپا دارید و از مشرکان نباشید.
توضیح:
منیبین از ریشه انابه به معنی بازگشتن استمراریست است ، پس انسان بایستی بطور مرتب و پی‌در‌پی بسوی خداوند برگردد یعنی رفتار و افکار خود را مکررأ تجزیه و تحلیل کند و خود را حقیقتأ محاسبه نماید و دراینصورت است که کجی‌ها و انحرافات برطرف می‌گردد. بعد دستور تقوا و خویشتنداری را فرموده یعنی در زندگی ترمز داشته باشیم و به دستورات نفس امّاره گوش ندهیم و در آخر برپای‌داشتن نماز که اتصال به خدا و راه خداست که باید پیوسته این حالت اتصال در انسان باشد و فقط به پنج‌بار در روز خلاصه نشود. در اینجا انسان از شرک دور میشود و بسوی وحدانیت میرود و در فضای توحید پر‌می‌گشاید.
بقول جناب سعدی:
ای که پنجاه رفت و در خوابی
مگر این پنج روزه دریابی
تا کی این باد کبر و آتش خشم
شرم بادت که قطرهٔ آبی
کهل گشتی و همچنان طفلی
شیخ بودی و همچنان شابی
دست و پایی بزن به چاره و جهد
که عجب در میان غرقابی
عهدهای شکسته را چه طریق
چاره هم( توبتست )و شعابی
به در بی‌نیاز نتوان رفت
جز به مستغفری و (اوابی)
سعدیا راستی ز خلق مجوی
چون تو در نفس خود نمی‌یابی
جای گریه‌ست بر مصیبت پیر
تو چو کودک هنوز لعابی

 

ترازوی سنجش


وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَٰئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُم بِمَا كَانُوا بِآيَاتِنَا يَظْلِمُونَ
اعراف ۹
و کسانی که میزانهای (عمل) آنها سبک است، افرادی هستند که سرمایه وجود خود را، بخاطر ظلم و ستمی که نسبت به آیات ما می‌کردند، از دست داده‌اند.
توضیح:
خَفّت به معنی سبک گردانیدن است و موازین جمع میزان به معنی ترازو یا و سیله سنجش است. پس اعمال ما وزن دارند و در ترازوئی اندازه‌گیری میشوند. هر عملی کوچک یا بزرگ و خوب یا بد در ترازوی خلقت جای میگیرد و مرتبأ وزن میشود و اثرات آن از همین دنیا متوجه ما میگردد. حال اگر این سنجش سبک باشد صاحب آن اعمال بخود ستم نموده است چون در مدرسه خلقت به کلاسهای بالاتر قدم نگذاشته است (و تنها به بُعد حیوانی خود توجه کرده است). این ظلم و ستم از بی‌توجه‌ای به آیات و نشانه‌های خداوند آغاز میشود ، مثلأ سلامتی در انسان یک نشانه‌ای از نظام و قانون خداوند است و لذا انسان بی‌ایمان و بی‌تقوا حتی به سلامتی خود ظلم میکند و گرفتار عواقب آن میگردد. این بی‌توجه‌ای به نشانه‌ها و قانونمندی هستی در روز واپسین گریبان انسانهای( ظالم و ستمگرِ بخود و قانون جهان ) را خواهد گرفت.

 

 ظاهر و باطن دنیا


يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ
روم ۷
آنها فقط ظاهری از زندگی دنیا را می‌دانند، و از آخرت (و پایان کار) غافلند!
توضیح:
از خصوصیات کافران است که فقط به ظاهر دنیا توجه دارند و فکر می‌کنند منظور از خلقت عالم هستی همین (خور و خواب و خشم و شهوت) است و بطن دیگری و عمق بیشتری در عالم نمی‌شناسند و مرحله دیگری را در سیر خلقت خود باور ندارند. و چنین است که در طول تاریخ ظلمها و ستمها و دروغها و دزدیها و انحرافات شکل گرفته است. پس اگر انسان باطنی برای دنیا قائل شود و به قانون (عمل و عکس‌العمل )ایمان داشته باشد و بداند دنیا و آخرت چون شبکه‌ای در هم تنیده‌اند و بهم ارتباط دارند و روز حساب را بپذیرد ، مسلمأ نوع دیگری زندگی خواهد نمود. غزل زیبای جناب سعدی در همین مقام است:
تن آدمی شریف است به جان آدمیت
نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
اگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینی
چه میان نقش دیوار و میان آدمیت
خور و خواب و خشم و شهوت شغب است و جهل و ظلمت
حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت
به حقیقت آدمی باش وگر نه مرغ باشد
که همین سخن بگوید به زبان آدمیت
مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندی
که فرشته ره ندارد به مکان آدمیت
اگر این درنده‌خویی ز طبیعتت بمیرد
همه عمر زنده باشی به روان آدمیت
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت
طیران مرغ دیدی تو ز پایبند شهوت
به در آی تا ببینی طیران آدمیت
نه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتم
هم از آدمی شنیدیم بیان آدمیت

 

رستاخیز


أَفَلَا يَعْلَمُ إِذَا بُعْثِرَ مَا فِي الْقُبُورِ
عادیات ۹
آیا نمی‌داند در آن روز که تمام کسانی که در قبرها هستند برانگیخته می‌شوند،
توضیح:
از احوال رستاخیز است. بُعثر ار ریشه بَعثره و به معنی زیرو رو کردن و برانگیختن و بیرون آوردن است. ما در این دنیا مرگ همه گونه موجودات عالم از جمله انسانها را می‌بینیم ، عده‌ای در قبرها جای می‌گیرند و پس از مدتی تبدیل به خاک شده و جزو طبیعت می‌شوند و عده‌ای هم بدون قبر ظاهری در دریاها و آتش‌سوزیها و جنگها از بین می‌روند و گاهی بصورت پودر درمی‌آیند. بهر حال همه در قبر دنیا هستیم حتی اگر به کرات دیگر برویم و در رستاخیز برانگیخته میشویم. اگر انسان به این بازگشت و احضار ایمان داشته باشد به گونه‌ای دیگر زندگی خواهد کرد.

 

ترازوی سالم


وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ
شعراء ۱۸۲
و با ترازوی صحیح وزن کنید!
توضیح:
نصیحت حضرت شعیب(ع) به مردمان شهر (ایکه) است که ترازوی مستقیم و درست در معاملات بکار ببرید. البته این اندرز تنها برای دادوستدهای معمولی نیست و در تمام کارهای زندگی کاربرد دارد ، یعنی در تمام افکار و اعمالمان با افراد خانواده و اجتماع مستقیم باشیم و در قضاوتها خدا را در نظر بگیریم و اگر مسئولیت یا حرفه‌ای در اجتماع داریم با جان و دل آنرا انجام دهیم و اغراض و امیال شخصی و حرص دنیا ما را به انحراف نکشاند. این دستور خداست که انسان در زندگی از دروغ و تزویر و وعده‌های نادرست پرهیز کند(تقوا) و همیشه سنگ ترازویش سالم باشد.

 

شناخت و ایمان


قَالُوا لَن نُّؤْثِرَكَ عَلَىٰ مَا جَاءَنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالَّذِي فَطَرَنَا فَاقْضِ مَا أَنتَ قَاضٍ إِنَّمَا تَقْضِي هَٰذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا
طه ۷۲
گفتند: «سوگند به آن کسی که ما را آفریده، هرگز تو را بر دلایل روشنی که برای ما آمده، مقدّم نخواهیم داشت! هر حکمی می‌خواهی بکن؛ تو تنها در این زندگی دنیا می‌توانی حکم کنی!
توضیح:
سخنان ساحران مصری با فرعون است زمانی که دست نیرومند خدا را در یک عصای چوبین یافتند و با دیدن معجزه الهی به حقانیت راه حضرت موسی(ع) پی‌بردند و بدین توحید و یکتاپرستی گرویدند. پس بیّنه محکمی بر آنان آمد و خالق خود را به روشنی شناختند. این شناخت را انسان می‌تواند در هر زمانی از تغییرات معجزه‌‌وار طبیعت در بهار و زمستان و گردش دقیق ماه و خورشید و ستارگان در محیط زندگی و فعل و انفعالات دقیق در بدن خود دریابد و بوجود خالق هستی پی‌برد. بعد می‌فرماید در این لحظه حکم فرعون برای آنان اهمیتی نداشت زیرا می‌دانستند او فقط اختیار محدود چند ساله این دنیا را در دست دارد و کل هستی کائنات و نیروی گرداننده آن از سوی خدای متعال است. این چنین ایمان‌های قوی شکل می‌گیرند و حتی مرگ ظاهری نیز جلودار آن نیست.

 

پیروزی ستمدیدگان


وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ
قصص ۵
ما می‌خواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم!
توضیح:
این آیه مبارک مژده یاری خداوند به مستضعفان زمین و محرومان جامعه است. کسانی که توسط ستمکاران تحت ظلم و ستم بوده‌اند ولی امید و تلاش خود را از دست نمی‌دهند. پس نشستن و به آسمان نگاه کردن تنها کافی نیست. منت از ریشه (من )و به معنای نعمت فراوان دادن و رفع گرفتاری کردن است. می‌فرماید این نظام عالم است که آنان به اراده ما البته با تلاش و کوشش پیروز میگردند(وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ) و این نعمت را می‌گیرند و ائمه میشوند. ائمه جمع (امام) به معنی جلودار و راهنمای مردم است و وارثین به معنی ارث‌برندگان منابع زمین است. پس قانون الهی بر اساس پیروزی نهائی مظلومان تلاشگر نوشته شده است و لذا ظلم و ستم برای ستمکاران دوام ندارد هرچند ممکنست مدتی بماند. از دیدگاه قران آنچه مهم است و به زندگی معنا میدهد امیدواربودن به پیروزی و موفقیّت و تلاش برای بدست‌آوردن آن و ایمان راسخ به اراده و یاری خداوند است.این اراده خداوند و ایمان و تلاش انسان حالت استمرار و همیشگی دارد تا محقق گردد و البته همه ملتها و ادیان در انتظار حکومت جامع و کاملِ عدل و قسط توسط پیشوائی مقتدر و توانا هستند(امام زمان) و باشد تا حضور او را دریابیم.

 

تلاش برای ملاقات


يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ
انشقاق ۶
ای انسان! تو با تلاش و رنج بسوی پروردگارت می‌روی و او را ملاقات خواهی کرد!
توضیح:
کلمه (کادح )از مصدر (کدح )به معنی تلاش و کوشش فراوان و حتی رنج بردن و زخم برداشتن در یک راه است. انسان خواهی نخواهی بسوی پروردگار خود در حرکت است و در این مسیر تلاش می‌کند و زحمت می‌کشد و رنجها می‌برد ( مانند پرندگانی که فرسنگها راه را برای رسیدن به محل زندگی خود پرواز می کنند). تلاش برای کسب علم و بهتر زندگی کردن هم کوشش در جهت نظام خداوندی و در همین راستاست ، تلاشهای جهادگران و شهداء نمونه واضحتر و کاملتری از این‌ دست است. همه انسانها این مسیر را میروند هر چند بعضی آنرا انکار کنند. سرانجام و پایان این کوشش ملاقات با خدا است یعنی درک واقعیت وجود خداوند و قبول قوانین او و خلاقیت و مدیریت او بر عالم که بتدریج و پله‌پله برای انسان شروع میشود. این شناخت برای آنانکه درک عمیقی از عالم دارند از همین دنیا آغاز میشود ولی برای کسی که در خواب غفلت است پس از مرگ و در عوالم دیگر حاصل می‌گردد.

 

پالایش در جهنم


إِنَّهُ مَن يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِمًا فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَىٰ
طه ۷۴
هر کس در محضر پروردگارش خطاکار حاضر شود، آتش دوزخ برای اوست؛ در آن جا، نه می‌میرد و نه زندگی می‌کند!
توضیح:
این سخن ساحرانی است که به حقیقت راه حضرت موسی(ع) پی‌بردند و به ایمان و علم و آگاهی رسیدند و از پیروی فرعون دست‌برداشتند و جان خود را در این راه دادند. .
مجرم از ریشه (جَرَمَ) و به معنی بریدن و قطع کردن است. پس مجرم ارتباط خود را با خدا و حقیقت قطع کرده است و لذا راه مستقیم را گم کرده و به بیراهه میرود و مسیر او بسوی عذاب و دوری از نعمت است. البته این عذابی است که در جهت ساختن اوست. پس جهنم دوری از حیاتِ پُرنعمتِ بهشتیان و محل پالایش و تزکیه گناهکاران است. به همین دلیل می‌فرماید نه مرگ کاملی دارند زیرا باید باشند تا حقیقت را دریابند تا شاید که پاک گردند نه زندگی واقعی (حیات) پر نعمتی دارند مانند آنچه بهشتیان دارند (لا یموت فیها و لا یحیی). انسان مجرم در آنجا می‌ماند تا پاک شود و راهی را که خود با اختیار در زندگی انتخاب نکرده بود در آنجا دریابد و بسوی کمال هدایت شود(در سوره هود ۱۰۷ نیز می‌فرماید ماندگاری جهنمیان تا زمانی است که خدا بخواهد ).

 

ایمان و امنیّت


وَلَقَدْ أَوْحَيْنَا إِلَىٰ مُوسَىٰ أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِي فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِيقًا فِي الْبَحْرِ يَبَسًا لَّا تَخَافُ دَرَكًا وَلَا تَخْشَىٰ
طه ۷۷
ما به موسی وحی فرستادیم که: «شبانه بندگانم را (از مصر) با خود ببر؛ و برای آنها راهی خشک در دریا بگشا؛ که نه از تعقیب (فرعونیان) خواهی ترسید، و نه از غرق شدن در دریا!»
توضیح:
سرگذشت حضرت موسی(ع) و پیروان اوست که خداوند فرمود با تکیه بر من از مصر خارج شوید و از دریای حوادث و خطرات نهراسید که خدا را دارید. پس ایمان (از ریشه امنیت) انسان را بیمه می‌کند و دریای خروشان خطرات و افکار و عقاید مختلف نیز نمی‌تواند مسیر چنین مؤمنی را تغییر دهد. اگر انسان تکیه بر خدا زند ترس از غیرخدا معنا ندارد و سرگذشت پیامبران چنین بوده است پس این تنها یک سرگذشت نیست بلکه باید به انسان درس اعتماد و قدرت دهد.

 

کوه و ندا


وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَىٰ
نجم ۴۰
و اینکه تلاش او بزودی دیده می‌شود،
توضیح:
نظام الهی برپایه عمل و عکس‌العمل است، یعنی هیچ کنشی در جهان بدون بازخورد وجود ندارد چه بد باشد و چه خوب ، لذا در این آیه شریفه خداوند قانونمندی خلقت را به ما گوشزد می‌کند و اینکه بدانیم اعمال ما بی‌جواب نخواهد بود. این پاسخ‌دهی در همین دنیا هم وجود دارد و دیده میشود( اگر چشم و گوش بیداری باشد) و البته پاسخ کامل آن در جهان آخرت هویدا میشود. با ایمان و پذیرش این قانون در جهان هستی نحوه زندگی انسان و آرزوهای او دگرگون میشود. بقول جناب مولانا:
گر چه دیوار افکند سایهٔ دراز
باز گردد سوی او آن سایه باز
این جهان کوهست و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا

 

جداکننده


إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ
طارق ۱۳
که این (قرآن) سخنی است که حقّ را از باطل جدا می‌کند،
توضیح:
فصل به معنی جدا کردن دوچیز است مثل فصل‌های کتاب یا فصول سال ، در اینجا خداوند قران را فصل می‌نامد. یعنی قران سخنی است که جدا کننده است پس حق را از باطل ، راست را از دروغ ، سلامت را از بیماری و زیبائی را از زشتی جدا و مشخص میسازد و راه مستقیم و مسیر خوشبختی را به ما نشان میدهد. قران ترازوی سنجش است و می‌توان با آن بد‌و خوب را مشخص کرد البته اگر خوانده شود و عمل گردد. ممکنست منظور از (فصل) روز قیامت هم باشد که بطور مشخص و اجبارأ جداکننده دنیا از آخرت است و در آنروز خوبیها از بدیها آشکارا جدا و مشخص می‌گردند. پس تا فرصت هست در کتاب فصل خوبیها و روشنیها را دریابیم و از تاریکیها دوری کنیم.

 

 نیازمند و توانگر


يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ
فاطر ۱۵
ای مردم شما (همگی) نیازمند به خدائید؛ تنها خداوند است که بی‌نیاز و شایسته هر گونه حمد و ستایش است!
توضیح:
فقیر به معنی مستمندی است که بدنبال آذوقه می‌گردد و از پای نمی‌نشیند. غنی به معنی بی‌نیاز و توانگر بوده که پیوسته از خود خیر و برکت می‌دهد . می‌فرماید تمام مردم در تمام زمانها و مکانهای عالم در مقابل وجود خدای متعال فقیر هستند و پیوسته برای ادامه زندگی کمک و امداد خدا را لازم دارند. این موضوع در قسمت تکوین و طبیعت انسان جبرأ انجام میشود یعنی مثلأ همه اعضاء بدن به اکسیژن نیاز دارند که باید مرتبأ به آنها برسد و این وظیفه را قسمتهای مختلف بدن بطور اتوماتیک انجام میدهند و بر طبق قانون الهی و برنامه‌ای که خداوند (غنی) گذاشته است به احتیاجات خود میرسند. در قسمت شریعت و معنا و نحوه زندگی کردن هم این فقر در انسان وجود دارد که البته با اختیاری که به او داده‌اند باید خود بدنبال کسب آن باشد و سعی کند به آن وجود غنی وصل گردد تا به کمال واقعی برسد. تفاوت انسان با حیوان در همین اختیار و انتخاب است و این امتیاز بزرگیست که به انسان عطا شده است که چنین خدائی را ستایش کند و راه او را بپوید.

 

 مژده و هشدار


إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَإِن مِّنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلَا فِيهَا نَذِيرٌ
فاطر ۲۴
ما تو را بحق برای بشارت و انذار فرستادیم؛ و هر امّتی در گذشته انذارکننده‌ای داشته است!
توضیح:
می‌فرماید رسالت پیامبر بزرگوار اسلام منطبق با حق و حقیقت و نظام محکم خداوند است و جای شک و تردیدی نیست. دو مسئولیت مهم پیامبر اسلام مانند سایر فرستادگان الهی بشارت و انذار است یعنی مژده به زندگی راحت و سرشار از نعمت و آسایش در صورت رعایت قوانین جهان خلقت و همچنین انذار و هشدار برای توجه‌نکردن به دستورات خداوند یعنی پشت کردن به نظام قانونمند هستی است. در آخر قانون عمومی ارسال پیامبران را گوشزد می‌کند که در همه جوامع انسانی هشداردهندگانی بوده‌اند و این بشارت و انذار بگوش همه رسیده است لذا در موقع پاسخگوئی جای اعتراض و بهانه‌ای نیست.

 

 چند توصیه اجتماعی


إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِيَةً يَرْجُونَ تِجَارَةً لَّن تَبُورَ
فاطر ۲۹
کسانی که کتاب الهی را تلاوت می‌کنند و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم پنهان و آشکار انفاق می‌کنند، تجارتی (پرسود و) بی‌زیان و خالی از کساد را امید دارند.
توضیح:
تلاوت عمیقتر و دقیقتر از قرائت است ، تلاوت بدقت خواندن و یادگرفتن و بکاربردن است. برپای داشتن نماز فقط خواندن پنج‌گانه نیست بلکه وصل‌شدن همیشگی به خداوند و بالابردن اعتبار و پیامهای نماز در اجتماع است. انفاق به معنی پرکردن حفرات اجتماع است پس مسلمان در برابر کمبودهای اقتصادی همنوعان خود مسئول است. این انفاق ‌و کمک بایستی به دوصورت آشکارا و نهان انجام شود تا هم دیگران ببینند و یادبگیرند و هم موجب خودنمائی و کبر و غرور کمک‌کننده و تحقیر کمک‌شونده نشود. این تجارت و معامله‌ایست که همیشه می‌ماند و در عالم هستی گُم نمیشود.

 

سپاس و شادی


وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ شَكُورٌ
فاطر ۳۴
آنها می‌گویند: «حمد (و ستایش) برای خداوندی است که اندوه را از ما برطرف ساخت؛ پروردگار ما آمرزنده و سپاسگزار است!
توضیح:
مؤمنان حمد و سپاس خود را فقط متوجه پروردگار خود می‌کنند و باور دارند که خدای متعال این نعمتها را به آنها داده و همچنین می‌دانند که آرامش روحی و حالت اطمینان و از بین رفتن اضطراب و اندوه نیز از جانب اوست. داشتن ایمان به خداوند در قلب یعنی احساس اتصال به یک نیروی نامحدود در عالم ، انسان را امیدوار و شاد نگاه میدارد و هرگونه غم و اندوه را از بین میبرد بنابراین پستی و بلندیهای موقت این جهان گذرا در او تأثیری نمی‌گذارد. مؤمنان باور دارند که خدای متعال رب آنهاست یعنی مدیر این جهان است و در تمام حالات و مکانها حاضر و آگاه است ، او بطور مکرر پوشاننده خطاها و گناهان ماست (غفور) و مرتبأ به نعمتهای خود زیادت و افزونی می‌دهد (شکور) البته اگر استفاده صحیح از این نعمتها و شکر را در انسان ببیند زیرا ریشه شکر به معنای زیادت و افزودن است و استفاده صحیح از نعمت را گویند که باعث افزایش نعمت میشود.

 

 نیازمند و توانگر


يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ
فاطر ۱۵
ای مردم شما (همگی) نیازمند به خدائید؛ تنها خداوند است که بی‌نیاز و شایسته هر گونه حمد و ستایش است!
توضیح:
فقیر به معنی مستمندی است که بدنبال آذوقه می‌گردد و از پای نمی‌نشیند. غنی به معنی بی‌نیاز و توانگر بوده که پیوسته از خود خیر و برکت می‌دهد . می‌فرماید تمام مردم در تمام زمانها و مکانهای عالم در مقابل وجود خدای متعال فقیر هستند و پیوسته برای ادامه زندگی کمک و امداد خدا را لازم دارند. این موضوع در قسمت تکوین و طبیعت انسان جبرأ انجام میشود یعنی مثلأ همه اعضاء بدن به اکسیژن نیاز دارند که باید مرتبأ به آنها برسد و این وظیفه را قسمتهای مختلف بدن بطور اتوماتیک انجام میدهند و بر طبق قانون الهی و برنامه‌ای که خداوند (غنی) گذاشته است به احتیاجات خود میرسند. در قسمت شریعت و معنا و نحوه زندگی کردن هم این فقر در انسان وجود دارد که البته با اختیاری که به او داده‌اند باید خود بدنبال کسب آن باشد و سعی کند به آن وجود غنی وصل گردد تا به کمال واقعی برسد. تفاوت انسان با حیوان در همین اختیار و انتخاب است و این امتیاز بزرگیست که به انسان عطا شده است که چنین خدائی را ستایش کند و راه او را بپوید.

 

خانه همیشگی


الَّذِي أَحَلَّنَا دَارَ الْمُقَامَةِ مِن فَضْلِهِ لَا يَمَسُّنَا فِيهَا نَصَبٌ وَلَا يَمَسُّنَا فِيهَا لُغُوبٌ
فاطر ۳۵
همان کسی که با فضل خود ما را در این سرای اقامت (جاویدان) جای داد که نه در آن رنجی به ما می‌رسد و نه سستی و واماندگی!
توضیح:
دار المقامه خانه‌ایست که محل دائمی زیستن و اقامت است پس مانند خانه‌ دنیا زودگذر و موقتی نیست ، این مکان برای زندگی همیشگی و در نتیجه فضل و بخشش پروردگار به ما ارزانی میشود و حلال می‌گردد. میفرماید در آنجا رنج و زحمت و بیماری و خستگی(عوارض دنیائی) وجود ندارد. پس با ایمان به رسیدن چنین موقعیتی می‌توان دنیا را ساده‌تر و بی‌حرص و طمع گذراند و برای (دارالمقامه) آماده شد.

 

 کنش واکنش


يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ
محمد ۷
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر (آیین) خدا را یاری کنید، شما را یاری می‌کند و گامهایتان را استوار می‌دارد.
توضیح:
روی سخن با مؤمنین است و می‌فرماید خودتان مسئول پیش‌آمدهای خود هستید. نظام (کنش واکنش )در جهان هستی جاریست و یاری کردن خداوند اجرای همین نظام حاکم بر خلقت است که توسط خداوند متعال وضع و جاری گردیده است. پس پاسخ این یاری ، دریافت بهترین واکنشها و یاریهائیست که از جانب پروردگار بسوی ما مییاید( ساده‌ترین مثال آن رعایت اصول بهداشتی در غذاخوردن و دیدن نتایج آنست). منظور از (تثبیت‌اَقدام )محکم شدن و پیش رفتن و تعالی‌جستن انسان در عالم هستی و موفقیت اوست. بقول مولانا:
گر چه دیوار افکند سایهٔ دراز
باز گردد سوی او آن سایه باز
این جهان کوهست و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا

 

 نصایح پروردگار


الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ
آل‌عمران ۱۳۴
همانها که در توانگری و تنگدستی، انفاق می‌کنند؛ و خشم خود را فرو می‌برند؛ و از خطای مردم درمی‌گذرند؛ و خدا نیکوکاران را دوست دارد.
توضیح:
انفاق به معنی پر نمودن حفرات اقتصادی اجتماع است و این توصیه مکرر قران است. می‌فرماید در راحتی و سرور (سراء) و حتی در مشکلات و سختیها( ضراء) انفاق را ادامه دهید یعنی احسان و نیکی یک خوی همیشگی باشد و در انسان نهادینه گردد و اجتماع نیز دوقطبی نشود. دستور دیگر فروخوردن خشم و ناراحتی (کظم غیظ) است و مخصوصأ درگذشتن از مردم و اعمال آنها ( عافین عن الناس) لذا گذشت و بخشش در اجتماع فزونی می‌یابد و دوستی و صفا بین مردم می‌نشیند و با بخشش درونی برای انسان هم سابقه و کینه‌ای نمی‌ماند. این‌چنین انسانهائی (محسن) هستند و خدا آنها را دوست دارد یعنی نظام خلقت با آنها همراه و هم‌آواز است و ایشان زندگی واقعی و رضایت کامل را درک می‌کنند.

 

بیان حقیقت


هَٰذَا بَيَانٌ لِّلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِّلْمُتَّقِينَ
آل‌عمران ۱۳۸
این، بیانی است برای عموم مردم؛ و هدایت و اندرزی است برای پرهیزگاران!
توضیح:
بیان به معنی فصاحت و شرح گفتار است پس می‌فرماید گفتار قران روشن است و راه زندگی انسان را روشن می‌کند، البته اگر این پیام خوانده شود(کلمه قران به معنی خواندنی است) و فهم و عمل گردد. بعد می‌فرماید این دستورات برای متقین هدایت و پند و اندرز است و متقی کسی است که ترمز دارد و خطوط قرمزی را رعایت می‌کند ، پس اگر عموم مردم(ناس) دستورات پروردگار را بخوانند تا حدی استفاده می‌برند ولی اگر متقی شوند به هدایت کامل میرسند و این پندها در زندگی آویزه گوششان خواهد شد و بکارشان خواهد آمد(موعظه). باشد تا چنین گردیم.

 

تمرین خویشتنداری


شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَىٰ وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَىٰ مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
(بقره ۱۸۵)
(روزه، در چند روز معدودِ) ماهِ رمضان است؛ ماهی که قرآن، برای راهنمایی مردم، و نشانه‌های هدایت، و فرق میان حق و باطل، در آن نازل شده است. پس آن کس از شما که در ماه رمضان در حضر باشد، روزه بدارد! و آن کس که بیمار یا در سفر است، روزهای دیگری را به جای آن، روزه بگیرد! خداوند، راحتی شما را می‌خواهد، نه زحمت شما را! هدف این است که این روزها را تکمیل کنید؛ و خدا را بر اینکه شما را هدایت کرده، بزرگ بشمرید؛ باشد که شکرگزاری کنید!
توضیح:
صوم به معنی پرهزکردن و بازایستادن است و روزه در همه مذاهب الهی به اشکال مختلف وجود دارد.
در این آیه دستور گرفتن روزه به مسلمانان آمده است. در ابتدا ماه رمضان را گرامی داشته و نزول قران در این ماه پربرکت را گوشزد می‌فرماید. سپس اضافه می‌کند هرکس حاضر است و بیدار است و جهان را می‌بیند و می‌شناسد بایستی روزه بدارد و این تنها روزه خوراک نیست بلکه روزه (سخن گفتن نادرست) و روزه (شنیدن زور و ناروا) و روزه دیدن (ناحق )و حتی روزه(تفکر باطل) را هم شامل میشود. بعد می‌فرماید اگر انسان بیمار یا مسافر است معذور بوده و بایستی بوقتی دیگر موکول کند. شُکر به معنی بکاربردن صحیح نعمت است که باعث افزودن و زیادت آن نعمت می‌گردد و لذا شکر سلامتی و شکر خوردنیهای عالم همین پرهیز و بازایستادن است و می‌فرماید شاید شکرگزار گردید(لعلکم تشکرون) پس مسئله عمیقتر از نخوردن ساده است و اگر همه شرائط آنرا درک کنیم به شکر واقعی رسیده‌ایم.

 

بهشت موعود


وَسَارِعُوا إِلَىٰ مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ
آل‌عمران ۱۳۳
و شتاب کنید برای رسیدن به آمرزش پروردگارتان؛ و بهشتی که وسعت آن، آسمانها و زمین است؛ و برای پرهیزگاران آماده شده است.
توضیح:
می‌فرماید بسوی غفران و نادیده کرفتن گناهان خود از سوی پروردگارتان سبقت گیرید و شتاب کنید(سارعوا) و در آن موقع است که به بهشت بی‌نهایت دست مییابید. بهشتی که در معرض دید وسیع شما پایانی ندارد و تمام عالم هستی را پرکرده است. بعنی از درون بهشتی شوید و به غیر از بهشت نبینید لذا جهنمی در افق دید شما وجود نخواهد داشت، هر چه هست خیر است و خوبی و آرامش و آسایش و رسیدن به وصال دوست است. البته شرط آن داشتن ترمز و رعایت خطوط قرمز در زندگی و خویشتنداری در مقابل نفس اماره است(تقوا). آنچنان (بهشتی) برای اینچنین افرادی آماده شده است (اُعِدّت) یعنی اکنون با اعمال ما و تفکر ما در حال ساخته شدن است و مؤمن واقعی آن‌ محیط را از هم‌اکنون می‌بیند و حس می‌کند.

 

دوست و سرپرست


بَلِ اللَّهُ مَوْلَاكُمْ وَهُوَ خَيْرُ النَّاصِرِينَ
آل‌عمران ۱۵۰
بلکه ولی و سرپرست شما، خداست؛ و او بهترین یاوران است.
توضیح:
این آیه مبارک بعد از شکست مسلمانان در جنگ احد نازل شده است و آنان را به استحکام ایمان و تکیه زدن بر خداوند متعال تأکید و توصیه می‌کند. مولی از ریشه ولی ( نزدیک) و به معنی دوست و سرپرست است پس می‌فرماید بجز پروردگار به کسی پناه نبرید چون او بهترین یاری‌دهندگان است. در نگرش توحیدی تنها نیروی قدرتمند عالم خداست و نیروهای مخالفِ دیگر ظاهری و پوشالی هستند و اتکاء به آنان بهره‌ای جز شکست ندارد. پس تکیه بر خدا بزنیم و یاری را از او بجوئیم.

 

بهترین پند


هَٰذَا بَيَانٌ لِّلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِّلْمُتَّقِينَ
آل‌عمران ۱۳۸
این، بیانی است برای عموم مردم؛ و هدایت و اندرزی است برای پرهیزگاران!
توضیح:
می‌فرماید این قران راه و رسم زندگی را برای همه مردم(ناس) مسلمان و غیر مسلمان بصورت روشن می‌گوید و شرح می‌دهد( بیان) ، پس همه انسانها می‌توانند از آن بهر ببرند مثلأ خروج از جو زمین و دستیابی به اقطار آسمانها را با داشتن سلطه و دانش عملی میداند(سوره رحمن ۳۳) و می‌بینیم که شصت سال پیش یوری گاگارین اولین انسانی است که این سلطه را فرا می‌گیرد و به آنسوی جو رهسپار می‌گردد، اما این قران تنها برای متقین (یعنی آنان که در زندگی خود ترمز دارند و حد و مرزها را می‌شناسند و بی‌بند و بار نیستند و تقوا دارند) هدایت و موعظه هست. هدایت به معنی راهبری و رساندن تا مقصد و نجات از گمراهی است و موعظه به معنی پند و اندرزی است که آدمی را به سوی خیر و صلاح می‌کشاند. پس اگر ایمانی در انسان باشد دست از دامن قران برنخواهد داشت.

 

نیکی کنید


وَأَنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَأَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ
بقره ۱۹۵
و در راهِ خدا، انفاق کنید! و (با ترک انفاق،) خود را به دست خود، به هلاکت نیفکنید! و نیکی کنید! که خداوند، نیکوکاران را دوست می‌دارد.
توضیح:
نفق راه باریک در زمین است و انفاق به معنی پر کردن حفرات اقتصادی در جامعه و بخشیدن به مردم است. کمک به دیگران از جمله وظایف مسلمانان است که بایستی حتمأ در راه خدا و با آرامش وجدان انجام گیرد. لذا اگر برای مقاصد دنیائی باشد در پیشگاه خداوند پذیرفته نیست. بعد می‌فرماید این دستور شما را از هلاکت نجات می‌دهد یعنی فقر در جامعه را دست‌کم نگیرید چون ممکنست این فقر منجر به شورشهای مردمی و یا اشاعه بیماریهای جسمی و روحی گردد که دامان همه را خواهد گرفت. در آخر تأکید به انجام کار خیر می‌کند و اینکه به هر شکل که می‌توانید در جامعه مفید باشید و کار خیر و نیکو انجام دهید ( برای مثال برطرف کردن مشکل مردم در یک اداره و پاسخ با روئی گشاده)، در اینصورت در مسیر الهی قرار می‌گیرید و از اثرات روحی و جسمی نیکی‌کردن خود بهره‌خواهید برد و خدا دوستتان خواهد داشت.

 

چگونه ایمانی


يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
آل‌عمران ۲۰۰
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! (در برابر مشکلات و هوسها،) استقامت کنید! و در برابر دشمنان (نیز)، پایدار باشید و از مرزهای خود، مراقبت کنید و از خدا بپرهیزید، شاید رستگار شوید!
توضیح:
چند دستور به مؤمنین است یعنی کسانی که با ایمان خود و تکیه‌زدن به نیروی بی‌انتهای الهی در امنیت قرار گرفته‌اند ولی چون این ایمان همواره در خطر فروپاشی و ازدست‌رفتن است باید پیوسته از آن مراقبت نمایند ، در ابتدا کلمه (اصبروا )به معنی صبر و پایداری در برابر نفس اماره خویش است و دوم می‌فرماید (صابروا )که از مصابره و افزایش صبر و استقامت در مقابل استقامت دیگران و قوی شدن است و سوم دستور (رابطوا ) از ریشه رباط و ربط است یعنی باهمدیگر مرتبط باشید و قوت‌قلب دهید و یار هم باشید و در یک صف متحد قرار گیرید ، البته رباط به بستن هم معنی می‌دهد و محل بستن اسبان را هم گویند و به کاروانسرا هم رباط گویند و مرابطه از همین ریشه به معنی پاسداری از مرزهاست پس آمادگی و اتحاد نظامی را هم معنی می‌دهد ، چهارم داشتن (تقوا ) و خویشتن‌داری است یعنی در همه حال ترمز و کنترل را از دست ندهید و از جاده الهی خارج نگردید و هدفتان وسیله را توجیح نکند. در انتها شاید به فلاح و شکفتن و رشد و تعالی برسید چون اگر فقط اینها در شعار باشند فلاحی بدست نخواهد آمد.

 

نشانه‌ها


إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِّأُولِي الْأَلْبَابِ
آل‌عمران ۱۹۰
مسلماً در آفرینش آسمانها و زمین، و آمد و رفت شب و روز، نشانه‌های (روشنی) برای خردمندان است.
توضیح:
لُب به معنی خرد و عقل است ، می‌فرماید صاحبان خرد و دانشمندان در خلقت بیش از دویست میلیارد کهکشان در آسمان( که توسط تلسکوپ فضائی هابل تاکنون کشف گردیده و قرار است تلسکوپ جیمز وب آنرا ادامه دهد) و همچنین مختصات سیاره زمین با اتمسفر مهم و زندگی‌ساز آن و در اختلاف (از پی آمدن)شب و روز و تغییر مدت آن در تابستان و زمستان و چرخش دقیق زمین بدور خورشید نشانه‌هائی را می‌یابند. این نشانه‌ها می‌تواند آنانرا بفکر فروبرد و به عظمت خدای جهان پی‌ببرند و با این نشانه‌های روشن و دیدن معجزات در آسمانها و زمین به پروردگار عالم ایمان آورند.

 

دعای زیبا


رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ
آل‌عمران ۱۹۳
پروردگارا! ما صدای منادی (تو) را شنیدیم که به ایمان دعوت می‌کرد که: «به پروردگار خود، ایمان بیاورید!» و ما ایمان آوردیم؛ پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و بدیهای ما را بپوشان! و ما را با نیکان (و در مسیر آنها) بمیران!
توضیح:
دعای زیبائی است که قران به ما یاد می‌دهد. پروردگارا صدای ایمان را شنیدیم و آن را با جان و دل دریافتیم. از تو می‌خواهیم اثرات گناهان ما را پاک کنی(ذنب به معنی دُم و لذا به اثرات و دنباله خطا گویند) و بدیهای ما را بپوشانی تا رسوا نگردیم تا بتوانیم خود را تغییر دهیم و ما را با نیکان و بخشندگان بسوی خود روانه دار و عاقبت کارمان را مانند ابرار بگردان.

 

 مردمان خدائی


رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ
نور ۳۷
مردانی که نه تجارت و نه معامله‌ای آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و ادای زکات غافل نمی‌کند؛ آنها از روزی می‌ترسند که در آن، دلها و چشمها زیر و رو می‌شود.
توضیح:
خداوند متعال از انسانهائی صحبت می‌کند که هیچگونه تجارت یا خرید و فروش و یا اشتغالات دنیائی آنانرا از بیادآوردن خدا ( ذکر الله) و اتصال دائمی با او( صلاة) و پرداختن به مشکلات اجتماع اطرافشان (زکاة) باز نمی‌دارد چون روزی را در نزدیکی خود باور دارند که قلبها و دیده‌ها در آنروز حقایق را بوضوح و روشنی می‌فهمند و می‌بینند و می‌دانند اگر امروز این فهم و بینش را نداشته باشند فردا دیر است.

 

پاسخ فوری


الْيَوْمَ تُجْزَىٰ كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ لَا ظُلْمَ الْيَوْمَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ
غافر ۱۷
امروز هر کس در برابر کاری که انجام داده است پاداش داده می‌شود؛ امروز هیچ ظلمی نیست؛ خداوند سریع الحساب است!
توضیح:
از احوال قیامت است و می‌فرماید به هر شخصی مطابق آنچه کسب می‌کند و انجام می‌دهد پاداش میدهم ، منظور از امروز (بجز روز قیامت ) هر روز انسان هم می‌تواند باشد یعنی این قانونِ خلقت و نظام الهی است که زمان و مکان ندارد و تغییر و تبدیل نمی‌یابد و همیشه و همه جا قابل اجراست. هر کاری انسان انجام دهد حتی در همین جا امکان دیدن نتیجه آن را دارد و دیده‌ایم که بسیاری دیده‌اند. و موضوع دیگر اینکه می‌فرماید در این پاسخگوئی هیچ ستمی به انسان نمیرود و مطابق آنچه انجام داده است نتیجه می‌بیند
و در آخر از سرعت حسابرسی خدای متعال به ما می‌گوید. زمان برای ما زمان است ولی در پیشگاه خداوند که زمان و مکان ندارد برای پاسخ به کارهای ما فاصله‌ای نیست. ما این گذشت سریع را وقتی به گذشته نگاه می‌کنیم در می‌یابیم. برای مثال شخصی که بیست سال سیگار کشیده است و مبتلا به عوارض آن میشود این زمان در نظرش لحظه‌ای بوده است و اکنون بسرعت گذشته است و پاسخ عملش در مقابل اوست. قیامت نیز با همین قانونمندی بسرعت میرسد و انسان پاسخ خود را بدون کم و زیاد خواهد یافت.

 

پرواز پرندگان


أَلَمْ يَرَوْا إِلَى الطَّيْرِ مُسَخَّرَاتٍ فِي جَوِّ السَّمَاءِ مَا يُمْسِكُهُنَّ إِلَّا اللَّهُ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
(سوره نحل آيه ٧٩)
آیا آنها به پرندگانی که بر فراز آسمانها نگه‌داشته شده، نظر نیفکندند؟ هیچ کس جز خدا آنها را نگاه نمی‌دارد؛ در این امر، نشانه‌هایی (از عظمت و قدرت خدا) است برای کسانی که ایمان می‌آورند!
توضیح:
این آيه از پرواز پرندگان صحبت ميكند و اينكه عامل نگهداشتن آنان در هوا (الله) است و در حقيقت اين همان قوانين و نظام الهي است كه در يك كلمه خلاصه شده و اکنون با کمک علم مقداری از دلائل آنرا فهميده‌ايم . طبق آخرين نظريات علمي ، ١-آناتومي استخوان جناغ و ٢-عضلات قوي در سينه پرندگان و ٣-استخوانهاي هوادار و ٤-كيسه هاي هوائي در ششها و ٥-وزن نسبتأ كوچك آنها و ٦- تغيير شكل پرنده در زمان پرواز از عوامل اين پرواز و عدم سقوط پرنده می‌باشد. لذا اینهمه مکانیسمهای دقیق و بسیاری را که ما نمیدانیم از دید یک خداشناس توسط پروردگار عالم برای این پرواز مهیا شده است.
انسان نیز می‌تواند پرواز کند و از دنیای حیوانی اطراف خود بیرون آید البته با کمک ایمان و تقوا (تکیه بر الله ) و این امر شدنی است و همچنانکه پرنده جسم خود را بالا میبرد ، بشر هم روح خود را در آسمان خلقت اوج دهد و تعالی یابد و انسان واقعی گردد. بقول جناب حافظ:
حجاب چهره جان می‌شود غبار تنم
خوشا دمی که از آن چهره پرده برفکنم
چنین قفس نه سزای چو من خوش الحانیست
روم به گلشن رضوان که مرغ آن چمنم

 

رویکرد و خدمت


أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ
نور ۴۱
آیا ندیدی تمام آنان که در آسمانها و زمینند برای خدا تسبیح می‌کنند، و همچنین پرندگان به هنگامی که بر فراز آسمان بال گسترده‌اند؟! هر یک از آنها نماز و تسبیح خود را می‌داند؛ و خداوند به آنچه انجام میدهند داناست!
توضیح:
در این آیه شریف قران ما را از تسبیح همه جهان برای پروردگار مطلع می‌سازد و می‌فرماید نمی‌بینی یعنی ببین و کوشش کن تا با چشم ظاهر و سپس علم و دانش ببینی که تمام موجودات و مخلوقات عالم در سراسر کهکشانها و یونیورس و روی زمین کلیه جمادات و نباتات و حیوانات در خدمت خدای خود هستند و در نظام او خدمت می‌کنند و بسوی او در حرکتند (تسبیح). همچنین پرندگانی که بال خود را به زیبائی گسترانده‌اند و همگی رویکرد به خدا دارند و نظام او را می‌شناسند و در همان مسیر حرکت می‌کنند. پس منظور اینست که ای انسان تو نیز با اختیاری که داری در سیستم الهی گام بردار و تسبیح کن و رویکردی الهی داشته باش(صلات و تسبیح) تا به خوشبختی دائمی متصل گردی. بقول جناب باباطاهر:
خوشا آنانکه الله یارشان بی
بحمد و قل هو الله کارشان بی
خوشا آنانکه دایم در نمازند
بهشت جاودان بازارشان بی

 

سلام


إِلَّا قِيلًا سَلَامًا سَلَامًا
واقعه ۲۶
تنها چیزی که می‌شنوند «سلام» است «سلام»!
توضیح:
سلام‌های پی‌در‌پی از مکالمات و شنیده‌های بهشتیان است، سلام از اسامی خدای متعال نیز هست. بهشتیان در این دنیا با سلام و صلح و دوستی و تسلیم در برابر پروردگار خود زندگی کرده‌اند و لذا در دنیای دیگر همین اخلاق و خصوصیت ادامه دارد زیرا ملک و ملکوت از آن یک خداست و انسان بهشتی بهشت خود را از همین‌جا انتخاب می‌کند و می‌دانیم که نام دیگر بهشت دارالسلام است پس در آنجا بجز صلح و دوستی و تسلیم در برابر حق چیز دیگری نمی‌بینند و نمی‌شنوند. چه بهتر که انسان از همین دنیا سلام را بر زبان خود جاری سازد و در زندگی خود واقعأ بکاربرد تا از هم‌اکنون به خانه سلامتی دعوت گردد.

 

سقوط ستارگان


فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ
واقعه ۷۵
سوگند به جایگاه ستارگان (و محل طلوع و غروب آنها)!
توضیح:
در ادبیات قرانی (سوگند نمی‌خورم) یعنی حتمأ سوگند می‌خورم و لذا اهمیت این سوگند را به ما می‌گوید. آنچه بشر تا کنون با علم خود به آن رسیده است و فقط ۵٪ جهان هستی را شناخته است ، در جهان صدها میلیارد کهکشان است که هر کدام صدها میلیارد ستاره دارد(نجوم) و این ستارگان همگی در‌ مداری در‌گردشند و با هم برخوردی ندارند. ضمنأ مواقع از (وقوع )و (وقع ) به معنی سقوط هم هست و حالت فروپاشی ستارگان و خورشیدها را در کهکشانها متذکر می‌گردد که با تمام شدن سوخت آن خورشید کل ستاره به مرکز آن سقوط می‌کند و مراحلی مانند Red Giant (غول سرخ) و White Dwarf (کوتوله سفید) را طی می‌کند و گاهی به سیاهچاله (Black Hole) تبدیل میشود و گاهی اجزاء آن برای تولد ستاره جدیدی بکار میرود. پس خدای متعال این فعل و انفعالات بسیار مهم را قابل سوگند می‌داند و توجه ما را به آن جلب می‌کند. آیا بهتر نیست چنین قرانی را دریابیم و به داشتن آن افتخار کنیم.

 

صفات قران


هُدًى وَبُشْرَىٰ لِلْمُؤْمِنِينَ
نمل ۲
وسیله هدایت و بشارت برای مؤمنان است؛
توضیح:
خدای متعال در این آیه مبارک و کوتاه ، قران را معرفی می‌نماید و دو صفت مهم این کتاب آسمانی را بیان می‌فرماید. هدایت به معنی راهبری و به مقصد رساندن است( فقط راهنمائی نیست) پس اگر انسان آنرا بخواند و بکارگیرد به خوشبختی دست‌می‌یابد. بشارت به معنی مژده رسیدن به همان خوشبختی و کامیابی است. البته این اثرات تنها برای افرادی است که به پروردگار عالم و ارسال کتاب و فرستاده او ایمان دارند و در اینصورت بهره فراوان از قران نصیب آنان خواهد شد.

 

آب گوارا


لَا فِيهَا غَوْلٌ وَلَا هُمْ عَنْهَا يُنزَفُونَ
صافات ۴۷
شرابی که نه در آن مایه تباهی عقل است و نه از آن مست می‌شوند!
توضیح:
قران از زندگی بهشتی برای ما می‌گوید و نوشیدنی حیات‌بخشی که در جهت کمال انسان است و شاید تمثیل و تشبیه است تا ما آن گونه زندگی را بهتر فهم کنیم. این نوشیدنی نه غول ( هلاکت در اثر مستی و صدمه و خسارت) میدهد و نه حالت نزف ( مستی دنیائی) دچار میسازد. پس آب گو‌ارا که در همین دنیا هم زندگی‌ساز است و حیات بر پایه آن شکل گرفته است در دنیای دیگر هم با شکلی تازه حیات و رشد و تکامل ما را ادامه می‌دهد.

 

هدایت و تقوا


وَالَّذِينَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدًى وَآتَاهُمْ تَقْوَاهُمْ
محمد ۱۷
کسانی که هدایت یافته‌اند، خداوند بر هدایتشان می‌افزاید و روح تقوا به آنان می‌بخشد!
توضیح:
هدایت در یک مرحله متوقف نمی‌شود و قابل افزایش است پس اگر انسان در مسیر هدایت باشد و تلاش نماید بتدریج رشد می‌یابد و قوه شناخت و تشخیص پیدا می‌کند و متقی می‌گردد. تقوا به معنی رعایت حدود و مرزهاست و نقش ترمز را برای انسان دارد. پس باید ابتدا هدایت پذیر باشیم که با ایمان قلبی حاصل میشود و سپس در این مسیر پیش‌ میرویم و رشد و تعالی می‌یابیم و به مرحله تقوا میرسیم که همان کنترل نفس و غرایز و در حصار قرارگرفتن انسان است.

 

فروتنی در موجودات جهان


وَلَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلٌّ لَّهُ قَانِتُونَ
روم ۲۶
و از آن اوست تمام کسانی که در آسمانها و زمین‌اند و همگی در برابر او خاضع و مطیع‌اند!
توضیح:
می‌فرماید تمام موجودات آسمانها و زمین در مالکیت خداوند متعال است. صدها میلیارد کهکشان مانند کهکشان ما تا کنون شناخته شده است که ممکنست شرائط حیات در بسیاری از آنها باشد یا در آینده بوجود آید و همه از آن خداست. با شناخت این آیه اگر با ایمان قلبی همراه باشد انسان ، تکبر و غرور نابجای خود را رها میکند و در برابر پروردگار عالم تسلیم و فروتن میگردد(قانت) البته بقیه موجودات از جماد و گیاه و حیوان این تواضع را دارند و برطبق برنامه‌ای که در خلقت آنهاست خدمت میکنند و به اندازه سرسوزنی تخطی نمی‌نمایند، تنها بشر است که با اختیاری که دارد میتواند قانت و تسلیم خداوند عالم گردد و اشرف مخلوقات شود و یا تکبر و خودخواهی را کنار نگذارد که نتیجه آنرا هم خواهد دید.

 

به پیمانه وفا کنید


أَوْفُوا الْكَيْلَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ
شعراء ۱۸۱
حق پیمانه را ادا کنید (و کم فروشی نکنید)، و دیگران را به خسارت نیفکنید!
توضیح:
دستور تجارت صحیح به مسلمانان است. می‌فرماید به ترازو و پیمانه وفا کنید(وفا به معنی ادا کردن و پرداختن کامل است) پس کم‌فروشی و معامله ستمکارانه در نظام الهی ممنوع است البته این داد و ستد در همه اشکال آنست و فقط مربوط به بازار نیست. معلمی که درس می‌دهد و پزشکی که معاینه می‌کند و کارگری که ساختمان می‌سازد و مهندسی که جاده می‌کشد و کارخانه‌ای که اتوموبیل می‌سازد را هم شامل میشود. بعد تأکید دارد که از کم‌فروشان نباشید زیرا در اینصورت اعتماد و امنیت را می‌شکند و اساس اجتماع را بهم می‌ریزد. لذا اگر همه مسلمانان به این دستور پایبند باشند گلستانی را در ممالک اسلامی شاهد خواهیم بود. برداشت دیگر از پیمانه می‌تواند ظرفیت رشد و تعالی و یادگیری انسان باشد یعنی پیمانه کمالات انسان که بصورت فطری در همه وجود دارد و باید به آن وفا کنیم و حق آنرا بجا آوریم و روزگار خود را بیهوده نگذرانیم و خود را ارزان نفروشیم و به خُسران نرسیم.

 

پرهیزکاری


يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ
حجرات ۱۳
ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ (اینها ملاک امتیاز نیست،) گرامی‌ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست؛ خداوند دانا و آگاه است!
توضیح:
این آیه شریفه دلیل واضحی برای رعایت حقوق بشر در اسلام و خط بطلان بر تبعیض نژادی است. می‌فرماید همه در خلقت یکسانند زیرا بطور فیزیولوژیک از یک مرد و زن بوجود آمده‌اند و سپس براساس جغرافیای زندگی در قسمتهای مختلف زمین قرار گرفته و رنگ و شکل و زبان و آداب و بهره مالی متفاوت گرفته‌اند که هیچکدام از اینها دلیل برتری انسان نمی‌باشد بلکه فقط تقوا به معنی نیروی بازدارنده و رعایت حدود در زندگی ، انسانها را در برابر خدا متفاوت می‌سازد و کرامت و ارزش می‌دهد. تقوا از ریشه وقایه یعنی نگاه دارنده و بزرگترین ترمز بشر در زندگی است و او را از ورود به خطوط قرمز ( گناه و انحراف و بداندیشی) باز می‌دارد و خیر و سعادت برای بشر می‌آورد و انسانیت با آن محک می‌خورد.

 

نام و یاد پروردگار


وَقَالَ ارْكَبُوا فِيهَا بِسْمِ اللَّهِ مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا إِنَّ رَبِّي لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ
(هود ۴۱)
او گفت: «به نام خدا بر آن سوار شوید! و هنگام حرکت و توقف کشتی، یاد او کنید، که پروردگارم آمرزنده و مهربان است!»
توضیح:
سرگذشت کشتی نوح است و دستوری برای زندگی بشر در همه دوران است. به نوح (ع) میفرماید وقتی سوار کشتی میشوید(مَجراها) و هم زمانی که به مقصد میرسید (مُرساها) بیاد خدا و نام خدا باشید زیرا وجود خداوند تمام جهان و ماوراء آنرا پر کرده است و در هر لحظه و در هر مکان حضور دارد و ما نیز اگر قران را باور داریم باید همه کارهایمان را با نام او آغاز و با نام او به انجام برسانیم و بر او تکیه کنیم چون غیر از او و نظام او چیز دیگری در جهان نیست. مثلأ در مسافرتها ، هم در شروع و هم موقع رسیدن بهتر است بسم الله بگوئیم و به یاد او و نعمتهای اوباشیم. خداوند متعال زمان و مکان ندارد پس آغاز و پایان ندارد و ما همیشه در حضور خدا هستیم. ایمان به چنین توحیدی انسان را در امنیت قرار می‌دهد و به خوشبختی میرساند.

 

تسبیح پروردگار


فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ
واقعه ۷۴
پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح‌گوی!
توضیح:
رب یعنی خدائی که علاوه بر خلقت موجودات، تربیت و رشد و کمال آنها را هم بعهده گرفته و در چرخش آسمان و زمین مدیریت می‌کند. او و قوانین او در جزئیات عالم حضور دارند و اثر می‌گذارند پس صفت (عظیم ) فقط زیبنده خدای متعال است. ما دستور تسبیح در مقابل چنین پروردگاری را داریم ، تسبیح از ریشه سباحه و به معنی شناکردن است یعنی انسان هم مانند سایر موجودات اگر رشد و کمال و آسایش می‌خواهد باید بسوی پروردگار عالم شنا کند و تلاش نماید و در جهت او خدمتی را انجام دهد و سهم خود را در جهان انجام دهد و اینچنین است که خدای را تسبیح کرده است لذا تنها خدای متعال (سبحان ) است یعنی همه او را می‌جویند و او از هر عیب و نقصی مبرا و منزه است.

 

اخبار نادرست


وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا
(اسراء ۳۶)
از آنچه به آن آگاهی نداری، پیروی مکن، چرا که گوش و چشم و دل، همه مسؤولند.
توضیح:
می فرماید اگر به درستی مطلبی علم و آگاهی کامل نداری آنرا دنبال نکن و بازپخش مگردان ، معنی این دستور دور شدن از بسیاری وسواسهای فکری(توهمات شخصی) و سوءظن ها و غیبتها و تهمتها و انحرافات ( توهمات اجتماعی) و عوارض آن یعنی گسترش جنگ و فساد و چند‌دستگی و اضطراب میباشد، لذا توصیه به دانستن واقعی در مسائل اجتماع است. گوش و چشم و دل یعنی اعضاء درک و حس انسان در مقابل آنچه میگیرند مسئولند و باید بهترین و کاملترین را بگیرند یعنی ما باید آنها را درست بکار گیریم چون زمان محدود و اخبار نادرست فراوان است. و بدانیم که روز بزرگی برای بررسی اعمال ما در پیش است.

 

سرزمین امنیت


إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَٰئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا
فرقان ۷۰
مگر کسانی که توبه کنند و ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند، که خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدّل می‌کند؛ و خداوند همواره آمرزنده و مهربان بوده است!
توضیح:
می فرماید با ایمان و عمل نیکو آثار گناهان برطرف میگردد و حتی به نیکیها تبدیل میشود و این از باشکوه‌ترین قوانین نظام الهیست. در این نظام ملکوتی هیچکس ناامید نیست و اگر یک گناهکار واقعأ برگردد(توبه) و ایمان آورد، در سرزمین امنیت واقع میشود و البته با کارهای شایسته ایمان خود را مرتبأ تقویت کند گناهان خود را در مرز این سرزمین برجای می‌گذارد چون در آن سرزمین بدی و گناه راهی ندارد و مردمان آن دائمأ پاک و آراسته میگردند. اصولأ خوبی فطری و همیشگیست اما بدی و گناه موقتی و مانند زنگار روی آئینه است که قابل زدودن و پاک شدن میباشد. همه اینها بخاطر صفت پاک‌کنندگی( غفور) و بخشندگی( رحیم) بی‌نهایت خداوند است. پس قران امید و سعادت را نوید می‌دهد.

 

یافتن نشانه‌های پروردگار


وَالَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْهَا صُمًّا وَعُمْيَانًا
فرقان ۷۳
و کسانی که هرگاه آیات پروردگارشان به آنان گوشزد شود، کر و کور روی آن نمی افتند.
توضیح:
از مشخصات مؤمنین حقیقی است. کسانی که به عمق خلقت هستی پی‌برده‌اند و خدای متعال را در حد توان می‌شناسند و قران را آنچنانکه باید می‌خوانند و می‌فهمند. وقتی به نشانه ای از پروردگار خود میرسند مانند آثاری که در طبیعت هست آنرا عمیقأ درک میکنند و از آن به خداشناسی میرسند. اگر قران مجید را در پیش‌ رو دارند بدون تعقل و تفکر آنرا بر سر نمی‌نهند و بدون فهمیدن فقط آنرا برای تبرّک نمی‌خواهند. قران را که از بزرگترین آیات پروردگار است فقط برای مجالس عزا یا در ابتدای مسافرت بکار نمی‌برند بلکه با عشق و ایمان و شعور آنرا پیوسته می‌خوانند و بهره می‌برند. این گونه ایمانی انسان را در شاهراه سعادت به پیش میبرد.

 

جهان زنده


وَمَا هَٰذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ
عنکبوت ۶۴
این زندگی دنیا چیزی جز سرگرمی و بازی نیست؛ و زندگی واقعی سرای آخرت است، اگر می‌دانستند!
توضیح:
قران زندگی دنیا را در مقابل جهان آخرت ، بیهودگی و بازیچه توصیف می‌کند و عالم دیگر را خانه حیات و زندگی می‌نامد. حَیَوان یعنی موجود زنده و از مصدر حیات است. پس خانه آخرت یکپارچه زنده است و نیستی و تباهی و دگرگونی و تاریکی در آن نیست و زندگی واقعی در آنجا معنا می‌گیرد. شاید این تفاوت را در تفاوت زندگی دنیا با زندگی جنینی بتوان تا حدی دریافت که مسلمأ قابل مقایسه نیست و مثال مناسبی نخواهد بود. در آخر می‌فرماید (اگر می‌دانستید) یعنی ایکاش می‌دانستید و اهمیت آن را درمی‌یافتید و دنیا را هدف نمی‌گرفتید و به خوبیها ارزش می‌دادید و از بدیها دور می‌شدید و از همینجا یک زندگی سرزنده و شاداب را برای خود رقم میزدید.

شعر زیبائی منسوب به جناب مولوی در همین مقال است:

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

از کجا آمده ام آمدنم بحر چه بود؟
به کجا می روم؟ آخر ننمایی وطنم

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
دوسه روزی قفسی ساخته اند از بدنم

ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست
به هوای سر کویش پرو بالی بزنم

من به خود نامدم اینجا که به خود باز روم
آنکه آورد مرا باز برد در وطنم

 

 بازگفتن نعمتها


وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ
ضحی ۱۱
و نعمتهای پروردگارت را بازگو کن!
توضیح:
می‌فرماید در باره نعمتهائی که خداوند به شما داده است صحبت کنید و حداقل برای خود بگوئید. مثلأ در آخر روز قدری فکر کنیم و دست‌آوردهای مثبت آنروز را برای خود تبیین نمائیم و این تنها زبانی نیست بلکه باید در قلب انسان شکل گیرد و در عمل هم آن نعمتها را به بهترین وجه بکار گیریم(شکر). در بدترین شرائط هم میتوان نکات مثبتی را در زندگی یافت و نعمتهای خدا را دید. پس با شمردن نعمتهای الهی روحیه انسان در هر شرائطی خوب و خوبتر میشود و این خود باعث افزونی نعمت و ارتباط دائمی با خدای متعال که فرستنده این نعمتهاست میگردد.

 

خدای شکُفتن‌ها


قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ
فلق ۱
بگو: پناه می‌برم به پروردگار سپیده صبح،
توضیح:
این دستور خداوند به پیامبر و همه مؤمنین است که خدای متعال یعنی مدیر و مدبر عالم (رب) را بشناسیم و به او پناه ببریم. او خدای فلق است و فلق به معنی شکافتن است، به سپیده صبح هم فلق گویند چون پرده شب را میشکافد و اصولأ زندگی در عالم با شکافتن و شکُفتن آغاز شد، مثل حادثه بیگ بنگ در ابتدای خلقت این جهان( یونیورس) که با شکافتن یک نقطه انرژی آغاز شد و یا شکافتن دانه در زمین و مهمتر از همه شکفتن دلهای ما در موقع ایمان که پرده جهل و ظلمت را پاره می‌کند و نور علم و آگاهی و جهان‌بینی به انسان میدهد. خدای متعال که آفریننده عالم است بعنوان رب و مدیر این عالم، حاضر و شاهد تمام شکُفتنهاست و دور از قانونمندی او شکُفتن و گشودنی وجود ندارد. پس چه بهتر که به او پناه ببریم یعنی راه او و دستورات او را عمل کنیم و به چنین (رب )قادری مؤمن گردیم.

 

خویشتنداری


يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ
حشر ۱۸
ای کسانی که ایمان آورده‌اید از (مخالفت) خدا بپرهیزید؛ و هر کس باید بنگرد تا برای فردایش چه چیز از پیش فرستاده؛ و از خدا بپرهیزید که خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است!
توضیح:
انسانهای با‌ایمان مورد صحبت هستند که تقوا داشته باشند پس تقوا مرحله بعدی و نتیجه عملی ایمان در زندگی است و به معنی (ترمز) و (خودداری) و رعایت خطوط و حد و مرز‌ها است ( Self Control) ، تقوا در خوردن و آشامیدن ، تقوا در بیدار بودن و خوابیدن، تقوا در کسب ثروت و مال دنیا، تقوا در رعایت حقوق اجتماعی و تقوا در نحوه ارتباط با دیگران (اخلاق) از جمله آنست. بعد می‌فرماید هر شخصی باید کارنامه خود را بطور پیوسته نگاه کند(ولتنظر) و بداند که نتیجه اعمال او در جائی ذخیره میشود(ما قدمت لغد) و مجددأ دستور خویشتنداری را گوشزد می‌کند که اهمیت داشتن ترمز در زندگی را می‌رساند و در آخر اینکه بدانیم که خداوند به جزء جزء اعمال انسان بسیار دانا و آگاه (خبیر) است.

 

سپاس و شادی


وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ شَكُورٌ
فاطر ۳۴
آنها می‌گویند: «حمد (و ستایش) برای خداوندی است که اندوه را از ما برطرف ساخت؛ پروردگار ما آمرزنده و سپاسگزار است!
توضیح:
مؤمنان حمد و سپاس خود را فقط متوجه پروردگار خود می‌کنند و باور دارند که خدای متعال این نعمتها را به آنها داده و همچنین می‌دانند که آرامش روحی و حالت اطمینان و از بین رفتن اضطراب و اندوه نیز از جانب اوست. داشتن ایمان به خداوند یعنی احساس اتصال به یک نیروی نامحدود در عالم که انسان را امیدوار و شاد نگاه میدارد و هرگونه غم و اندوه را از بین میبرد بنابراین پستی و بلندیهای موقت این جهان گذرا در او تأثیری نمی‌گذارد. مؤمنان باور دارند که خدای متعال رب آنهاست یعنی مدیر این جهان است و در تمام حالات و مکانها حاضر و آگاه است ، او بطور مکرر پوشاننده خطاها و گناهان ماست (غفور) و مرتبأ به نعمتهای خود زیادت و افزونی می‌دهد (شکور) البته اگر استفاده صحیح از این نعمتها و شکر را در انسان ببیند زیرا ریشه شکر به معنای زیادت و افزودن است و استفاده صحیح از نعمت را گویند که باعث افزایش نعمت میشود.

 

فراموشی و حیرانی


وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ أُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ
حشر ۱۹
و همچون کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند و خدا نیز آنها را به «خود فراموشی» گرفتار کرد، آنها فاسقانند.
توضیح:
نسبان به معنی فراموشی و از دست دادن واقعیت است پس فراموش کردن خدا یعنی صفات خدائی و قانون خدائی در زندگی انسان فراموش شود و بعبارت دیگر توحید تعطیل گردد ، چنین انسانی تقوا و ترمز را از دست می‌دهد و چند صباحی حیران و سرگردان در این دنیا می‌ماند و لذا خود و مسئولیت خود را هم برطبق مشیت و قانونمندی خداوند فراموش می‌کند(فأنساهم أنفسهم) و فاسق می‌شود یعنی پوسته‌ها و حریم‌های زندگی را میشکافد و افکار شیطانی بی‌رحمانه او را احاطه می‌کند(در زبان عربی فسق به معنی پاره شدن پوسته محافظ میوه خرما است). انسان مانند جنینی است که بندناف او ایمان و تکیه به خالق جهان است و اگر این ارتباط قطع گردد زندگی بر او سخت میشود و از مدار امنیت خارج میگردد(فسق).

 

هشدار برای انسان زنده


لِّيُنذِرَ مَن كَانَ حَيًّا وَيَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكَافِرِينَ
(یس۷۰)
تا افرادی را که زنده‌اند بیم دهد (و بر کافران اتمام حجّت شود) و فرمان عذاب بر آنان مسلّم گردد!
توضیح:
انذار به معنی هشدار و آگاهی است و قران مردمان را بر اساس فکر و اندیشه و ایمان به زنده و مرده تقسیم میکند نه بر اساس ضربان قلب و تنفس و میزان ثروت
بقول جناب حافظ:
(هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق
بر او نمرده به فتوای من نماز کنید)
پس کلام حق و سخن الهی را کسانی که (زنده‌اند)می‌شنوند و هر کس نشنود علیرغم تمام آثار حیات یعنی قدرت و ثروت و سلامت ظاهری (مرده ) است و زنده واقعی نیست. در این دنیا شنیدن یا نشنیدن به اختیار ماست یعنی می‌توانیم زنده واقعی باشیم و یا مانند مردگان زندگی کنیم. بعد می‌فرماید نظام الهی بابرجاست و کافران یعنی کسانی که حق را باور ندارند و آنرا میپوشانند و زنده‌بودن را دوست ندارند روزی پاسخ گوی آن خواهند بود یعنی قانون بر آنان اعمال خواهد شد(یحق القول). پس چه بهتر که از زندگان باشیم.

 

شیرینی و تلخی


مَّا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَمَا أَصَابَكَ مِن سَيِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِكَ وَأَرْسَلْنَاكَ لِلنَّاسِ رَسُولًا وَكَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِيدًا
(نساء ۷۹)
(آری،) آنچه از نیکیها به تو می‌رسد، از طرف خداست؛ و آنچه از بدی به تو می‌رسد، از سوی خود توست. و ما تو را رسول برای مردم فرستادیم؛ و گواهی خدا در این باره، کافی است!
توضیح:
خداوند منبع خیر و نور است(حسنه) و اگر آنرا جستجو کنیم به آن میرسیم پس تلاش ما هم لازم است، ولی اگر از این خیر و خوبی استفاده نکنیم و بهره نبریم دچار لغزش و گناه میگردیم و از خیر و برکت دور میشویم( سیئه) پس بدیها توسط خود انسان و با عدم رعایت قانون خلقت و نظام الهی ایجاد میشوند. خداوند و قانونمندی او همیشه و همه جا حاضر است (شهید) به همین دلیل اعمال ما پیوسته ثبت و پاسخ داده میشوند. پیامبر بزرگوار رساننده این پیام مهم خداوند است. لذا قانون خلقت را بشناسیم و در راستای آن حرکت کنیم تا سعادتمند گردیم.
بقول جناب ناصرخسرو:

نکوهش مکن چرخ نیلوفری را
برون کن ز سر باد و خیره‌سری را
چو تو خود کنی اختر خویش را بد
مدار از فلک چشم نیک اختری را
درخت تو گر بار دانش بگیرد
به زیر آوری چرخ نیلوفری را

 

آمادگی نظامی


وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنفِقُوا مِن شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنتُمْ لَا تُظْلَمُونَ
انفال ۶۰
هر نیرویی در قدرت دارید، برای مقابله با آنها [= دشمنان‌]، آماده سازید! و (همچنین) اسبهای ورزیده (برای میدان نبرد)، تا به وسیله آن، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید! و (همچنین) گروه دیگری غیر از اینها را، که شما نمی‌شناسید و خدا آنها را می‌شناسد! و هر چه در راه خدا (و تقویت بنیه دفاعی اسلام) انفاق کنید، بطور کامل به شما بازگردانده می‌شود، و به شما ستم نخواهد شد!
توضیح:
دستور آمادگی نظامی برای مسلمانان در مقابل یورش دشمنان است( أعدوا لهم). می‌فرماید با تمام قوا و امکانات خود آماده باشید همراه با اسبان باقدرت (رباط الخیل) و تجهیزات لازم و مناسب (برای هر زمان )، زیرا این آمادگی باعث هشدار و ترس برای دشمنان خداوند میشود و از حمله و یورش آنان جلوگیری می‌کند. اگر این آمادگی همیشگی باشد هیچ گروه و قوم دیگری هم سودای تجاوز به مرزهای شما را نخواهند داشت. مسلمانان نیز دستور انفاق دارند ، منظور از انفاق در این آیه کمکهای مختلف آنان برای تقویت نیروهای دفاعی در سرزمین اسلامی است و خداوند اطمینان میدهد که یاری شما گُم نمی‌شود و به شما بر‌میگردد، زیرا آرامش و صلح در اجتماع شما مستولی می‌گردد و علاوه بر دست‌آوردهای اجتماعی در عالم دیگر نیز به کمک شما خواهد آمد. این دستور مهم برای آمادگی نظامی و دفاع از سرزمین اسلامی و دفاع از دشمنان خداوند است ( عدو الله) و به منظور حمله ابتدائی و کشورگشائی از سوی مسلمانان نیست.

 

امتخانات زندگی

 

أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ
عنکبوت ۲
آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: «ایمان آوردیم»، به حال خود رها می‌شوند و آزمایش نخواهند شد؟!
توضیح:
فتنه در زبان عربی گداختن طلا برای امتحان آنست و برطبق این آیه ، افراد مؤمن هم در زندگی امتحان میشوند. پس تنها ایمان ظاهری و زبانی کافی نیست بلکه آدمی در کوره حوادث روزگار امتحان میگردد. بالاترین این امتحانات برای پیامبران اتفاق افتاده است مانند گذاشتن ابراهیم(ع) در آتش و یا دستور هجرت به سرزمین بدون آب و علف که حتی تا نزدیک قربانی‌کردن فرزندش پیش میرود. پس برای همه مدعیان داشتن ایمان آزمایشاتی در طول زندگی خواهد بود تا هم ادعای آنان به محک بخورد و هم در کوره حوادث آبدیده گردند. از امتحان نهراسیم ، ایمان خود را تقویت کنیم و در حوادث زندگی محکم و پابرجا بمانیم.

 

روز جداکننده


لَن تَنفَعَكُمْ أَرْحَامُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَفْصِلُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ
ممتحنه ۳
هرگز بستگان و فرزندانتان روز قیامت سودی به حالتان نخواهند داشت؛ میان شما جدایی می‌افکند؛ و خداوند به آنچه انجام می‌دهید بیناست.
توضیح:
ارحام از ریشه رَحِم به معنی خویشان و بستگان است و در اینجا می‌فرماید روز قیامت وابستگی‌های خانوادگی و دوستی‌ها و رفاقتها موجب نجات انسان نیست ، حتی فرزندان که در این دنیا پشتوانه انسان هستند و به آنان افتخار میکنیم در عالم دیگر قادر به کمک نیستند. قران روز قیامت را (یوم الفصل ) می‌نامد زیرا جداکننده ارتباطات بشری است و همچنین جداکننده حق از باطل است. پس انسان در آنجا با عملکرد خود وارد میشود و مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. در آخر می‌فرماید خدای متعال بسیار بیناست ( بصیر) یعنی کوچکترین افکار و اعمال ما را می‌بیند و ثبت می‌کند و در روز موعود ریز و درشت آن در صحنه حاضر است.

 

ایمان و آرامش قلبی


الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ
(رعد ۲۸)
آنها کسانی هستند که ایمان آورده‌اند، و دلهایشان به یاد خدا مطمئن (و آرام) است؛ آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش می‌یابد!
توضیح:
ایمان از ریشه امنیت است، انسان مؤمن به یاد خدا و صفات خدا است و این را در عمل نیز ثابت میکند تا قلبش آرامش یابد و در امنیت قرار گیرد و اجتماع اطرافش را هم در امنیت قرار دهد. ذکر خدا یعنی شناخت و یادآوری صفات خداوند و آنها را در خود داشتن و بکار بردن و به رنگ خدا درآمدن و معنی و مقصود زندگی را یافتن است و لذا ذکر فقط زبانی نیست بلکه قلبی و عملی است و ایمان قلبی با صفات نیکو باعث خوشبختی است و اضطراب و ترس را از انسان دور میکند ، مشکلات و مصائب را کوهی تسخیرناپذیر نمی‌بیند چون همیشه خدا را در کنار خود احساس میکند.

 

نگهداری از نماز


وَالَّذِينَ هُمْ عَلَىٰ صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ
معارج ۳۴
و آنها که بر نماز مواظبت دارند،
توضیح:
می‌فرماید از نماز خود حفاظت کنید، پس ما امانتی را از جانب پروردگار با خود همراه داریم که همان ایمان به خدا و شناخت خالق است و هویت ماست و آمیخته با فطرت ماست. این امانت گرانبهاست و باید مواظب آن باشیم و قدرش را بدانیم.نشانه امانتداری ما تکریم نماز است و باید این اتصال و رویکرد به خدا(صلاة) پیوسته برقرار باشد تا ما را رشد دهد و تعالی بخشد(یکی از مصادیق صلاة نمازهای پنجگانه است). انحراف و گناه برقراری این اتصال و رویکرد را خدشه‌دار و ‌ناپایدار میسازد و انسان را از مسیر درست دور میسازد. پس حافظ اتصال و رویکرد خود باشیم.

یقول جناب باباطاهر:
خوشا آنانکه الله یارشان بی
بحمد و قل هو الله کارشان بی
خوشا آنانکه دایم در نمازند
بهشت جاودان بازارشان بی

 

تقدیم امانت


الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلَامٌ عَلَيْكُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ
نحل ۳۲
همانها که فرشتگان (مرگ) روحشان را می‌گیرند در حالی که پاک و پاکیزه‌اند؛ به آنها می‌گویند: «سلام بر شما! وارد بهشت شوید به خاطر اعمالی که انجام می‌دادید!»
توضیح:
می‌فرماید فرشتگان و نیروهای حاکم بر این جهان در زمان مرگ بجز پاکی‌و آرامش از مؤمنین نمی‌بینند. (تتوفاهم) از ریشه وفا و به معنی کامل و تمام دادن امانت است چیزی از بین نمیرود و تمام نمیشود بلکه حیات ادامه می‌یابد و یک مؤمن امانت خود را که جان شیرین است با صدق و راستی تقدیم می‌کند و هراسی از گذشتن و رفتن از مرحله دنیا ندارد چون گذشته پاک و سالمی داشته‌ است ، لذا با کلمه سلام از آنها استقبال میشود یعنی همه ذرات جهان آنانرا می‌پذیرند و همان فضای راحت و آسایش و سلام و سلامتی (الجنة)که در این دنیا داشته‌اند برایشان گشوده می‌گردد و ادامه می‌یابد و همه اینها بخاطر اعمال و کارهای نیکو و خالصانه آنان است.

 

مفهوم قران


فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ
(قیامه۱۸)
پس هر گاه آن را خواندیم، از خواندن آن پیروی کن!
توضیح:
این آیه به پیامبر بزرگوار(ص) می‌فرماید که در رساندن پیام الهی شتاب نکند و پس از دریافت ، این پیام را برای مردم بازگو کند. سپس همه مسلمانان از مفهوم آن بهره میبرند زیرا قران به معنی خواندنی است پس باید آنرا خواند تا فهمید و عمل کرد و خوشبخت شد. متأسفانه بعضی تنها با حفظ کردن آن خوشحالند و یا تنها از آن در مراسم عزاداری و موقع مسافرت و عروسی‌ها استفاده می‌کنند. ولی (فاتبع ) یعنی تبعیت کن یعنی پیروی و عمل کن. امروزه ساکنین کشورهای اروپائی و پیشرفته بسیاری از دستورات و پندهای قران را بکار میبرند ، از جمله وفای بعهد و راستگوئی و کار و تلاش و رعایت حقوق دیگران و علم‌آموزی و غیره و شاهد پیشرفت مردمان آن دیار هم هستیم. چه بهتر که مسلمانان به کتاب خود برگردند و آنرا بخوانند و رعایت کنند و از فوائد آن بهره‌مند گردند. از حضرت علی(ع) این جمله معروف در نهج‌البلاغه بسیار زیباست:
« الله الله في القُرْآن، لا يَسْبِقكُمْ بالعَمَلِ بِهِ غَيْرُكُمْ »
به خدا مواظب قران خود باشید که دیگران در عمل به قران از شما جلوتر نروند.

 

ساعت پنهان‌شده


إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكَادُ أُخْفِيهَا لِتُجْزَىٰ كُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعَىٰ
طه ۱۵
بطور قطع رستاخیز خواهد آمد! می‌خواهم آن را پنهان کنم، تا هر کس در برابر سعی و کوشش خود، جزا داده شود!
توضیح:
ساعت به معنی قسمتی از زمان است و در اینجا منظور روز قیامت می‌باشد. می‌فرماید ساعت بسرعت در حال آمدن است و به قیامت نزدیک میشوید. خلقت کائنات براساس حرکت بنا شده است ، از کوچکترین ماده یعنی اتم و ذرات ساب‌اتمیک تا تمام سیارات و ستارگان و کهکشانها در حال حرکت هستند و حتی سرعت آنها بطور دقیق محاسبه شده است پس ساعت در حال آمدن است. اگر انسان به همین ساعت قراردادی زمان خود هم توجه کند حرکت و سرعت آنرا در‌می‌یابد. خداوند می‌فرماید اراده نموده که لحظه وقوع قیامت(ساعت) مخفی و پنهان باشد تا میزان سعی و کوشش انسانها مشخص گردد و فرصتی برای رشد و تعالی مخلوقات عالم از جمله انسان فراهم گردد. پس بهتر است از این فرصت کمال استفاده را ببریم زیرا زمان رسیدن ساعت را نمی‌دانیم

 

گردهمائي و پشیمانی


يَوْمَ يَجْمَعُكُمْ لِيَوْمِ الْجَمْعِ ذَٰلِكَ يَوْمُ التَّغَابُنِ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ وَيَعْمَلْ صَالِحًا يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئَاتِهِ وَيُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَٰلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ
تغابن ۹
این در زمانی خواهد بود که همه شما را در روز اجتماع [رستاخیز] گردآوری می‌کند؛ آن روز روز تغابن است (روز احساس خسارت و پشیمانی)! و هر کس به خدا ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد، گناهان او را می‌بخشد و او را در باغهایی از بهشت که نهرها از زیر درختانش جاری است وارد می‌کند، جاودانه در آن می مانند؛ و این پیروزی بزرگ است!
توضیح:
از نامهای قیامت (یوم‌الجمع) است که نشانگر گردآمدن همه مخلوقات در پیشگاه خداوند برای شروع مرحله دیگری از خلقت خود براساس اعمال دنیائی آنهاست.
تغابن به معنی احساس غبن و زیان کردن است و از نامهای دیگر قیامت (یوم التغابن)است. در آنجا همه این احساس پشیمانی و کمبود اعمال را دارند و جمله (ای‌کاش بهتر بودم) بر زبانها جاریست. بعد می‌فرماید در آنجا تنها به ایمان و کار نیک پاداش داده میشود و این پاداش همان زندگی سبز ( جنت) همراه با آرامش و رشد و نمو و جاودانگی (نهرهای جاری) است. قران رسیدن به این مرحله را گذشتن از سختی‌ها و دیدن راحت و آسایش می‌نامد ( فوزالعظیم). پس اگر ایمان کوچکی به چنین وعده بزرگی باشد انسان از هم‌اکنون از پشیمانی و حسرت آینده خود می‌کاهد..

 

چهار مرحله اخلاقی


يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلَادِكُمْ عَدُوًّا لَّكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَإِن تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ
تغابن ۱۴
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! بعضی از همسران و فرزندانتان دشمنان شما هستند، از آنها برحذر باشید؛ و اگر عفو کنید و چشم بپوشید و ببخشید، چرا که خداوند بخشنده و مهربان است!
توضیح:
قران به مؤمنان می‌فرماید همسر و فرزندان انسان زمانی که با فکر و عمل خود راه دیگری بروند می‌توانند ظاهرأ دشمن آدمی باشند و جنگ و دعوا در خانواده شروع شود. با کناره‌گیری از راه و روش آنها چهار مرحله خصوصیت اخلاقی را یادآور میشود که در اختلافات انجام دهیم تا اساس زندگی خانوادگی از هم نپاشد و روح صفا و بزرگواری در خانواده و اجتماع حاکم شود. اول عفو و گذشت(تعفوا) ، دوم صفح و پاک کردن صفحه دل از کدورت و کینه است( تصفحوا)، سوم غَفْرْ یعنی بخشش و پوشیدن تمام اشتباهات آنان (تغفروا)، و چهارم رحم یعنی دلسوزی برای آنان و کوشش برای درمان ضعف روحی آن عزیزان است(مانند خداوند که رحیم است). این چهار مرحله اخلاقی در همه زمانها و همه شرایط و تمام اختلافات بشری کاربرد دارد و باعث آرامش و پیشرفت است.

 

آزمون آفرینش

 

إِنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ وَاللَّهُ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ
تغابن ۱۵
اموال و فرزندانتان فقط وسیله آزمایش شما هستند؛ و خداست که پاداش عظیم نزد اوست!
توضیح:
فتنه به معنای آزمایش و امتحان است. مثلأ فلزات را در آتش می‌گذارند تا سره از ناسره مشخص گردد و طلا بیرون آید. می‌فرماید علاقه به فرزندان و اموال در دنیا که نزدیکترین دارائی به شما هستند و وابستگی شدید عاطفی به آنها دارید برای شما نوعی آزمون است، یعنی اگر برای انسان هدف شوند و جای خدا و قانون خدا را بگیرند ، آدمی را به بیراهه میبرند و لذا از یاد و نام خدا غفلت و هدف از خلقت را فراموش می‌کند. پس دنیا و متعلقات آن برای خودسازی و رشد و کمال است و نباید انتظار بیشتری از آن داشت. اوج این خودسازی و خداخواهی و پیروزی در این آزمون را در صحرای کربلا و توسط حسین(ع) می‌بینیم و البته این امام بزرگوار درخور پاداش بزرگی است که فقط نزد خداوند متعال است .
محتشم کاشانی چه زیبا سروده است:

کشتی شکست خوردهٔ طوفان کربلا
در خاک و خون طپیده میدان کربلا
گر چشم روزگار بر او زار می‌گریست
خون می‌گذشت از سر ایوان کربلا
نگرفت دست دهر گلابی به غیر اشک
زآن گل که شد شکفته به بستان کربلا
از آب هم مضایقه کردند کوفیان
خوش داشتند حرمت مهمان کربلا
بودند دیو و دد همه سیراب و می‌مکید
خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا
زان تشنگان هنوز به عیوق می‌رسد
فریاد العطش ز بیابان کربلا
آه از دمی که لشگر اعدا نکرد شرم
کردند رو به خیمهٔ سلطان کربلا

 

وام‌دادن به پروردگار


إِن تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا يُضَاعِفْهُ لَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ شَكُورٌ حَلِيمٌ
تغابن ۱۷
اگر به خدا قرض‌الحسنه دهید، آن را برای شما مضاعف می‌سازد و شما را می‌بخشد؛ و خداوند شکرکننده و بردبار است!
توضیح:
قرض در لغت به معنی بریدن و جداکردن است پس جداکردن قسمتی از دارائی را گویند که مانند زکات ( بریدن شاخه‌های اضافی درخت) باعث رشد بقیه اموال میشود و انسان را خالص و پاک می‌گرداند. البته این قرض می‌تواند از وقت انسان یا علم و دانش و همچنین سایر توانمندیهای آدمی باشد. می‌فرماید به خدا وام دهید تا چند برابر به شما برگردد. کمک به بندگان خدا یکی از راههای ارتباط با پروردگار است. راههای دیگر این کمکها بصورت انفاق و صدقه و نذر و زکات است که هر کدام فلسفه و معنای خاص خود را دارد. قرض‌الحسنه یعنی وام دادن در راه خدا و به بندگان نیازمندی که گرفتارند بدون چشمداشت به برگشت ظاهری و دنیائی ، بعد می‌فرماید با گذشتن از مال و جان خود در راه خدا خطاهای گذشته شما بخشیده و پاک می‌گردد و خداوند شکور است یعنی استفاده صحیح از نعمت را با افزایش آن پاسخ می‌دهد و حلیم است یعنی بسیار منتظر می‌ماند و به انسان عمر کافی می‌دهد تا دستش به قرض‌الحسنه باز شود و رویه کمک به دیگران را پیدا کند و به اقیانوس رحمت الهی متصل گردد. آمین یا رب‌العالمین

 

دانای آشکار و نهان


عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
تغابن ۱۸
او دانای پنهان و آشکار است؛ و او عزیز و حکیم است!
توضیح:
می‌فرماید خداوند متعال دانای جهان غیب است اسراری که بر ما آشکار نیست و نکات کوچکی که در گذشته ما بوده و حتی خودمان فراموش کرده‌ایم و یا اسراری که در آفرینش کائنات است و دیده نمیشوند ، میدانیم ۹۵ درصد یونیورس را ماده تاریک و انرژی تاریک تشکیل می‌دهد یا سیاهچاله‌ها حتی نور را می‌بلعند و درون آن تاریک است و خدای متعال از غیب آن آگاه است، همچنین احوال اقوام گذشته و کوچکترین حرکت موجودات کوچک در قعر زمین از علم خداوند بیرون نیست. خداوند آگاه به شهادت هم هست یعنی حضور همیشگی و بیدار و بینای او در صحنه زندگی ماست. اگر انسان به چنین خدائی ایمان آورد و او را آگاه از گذشته و حال خود و آگاه بر همه اسرار کائنات بداند و بداند که تنها نیروی با‌عزت و استوار پرودگار متعال است، فکر خطا و لغزش از انسان دور میشود و همیشه خود را در مملکت امن الهی احساس و بسوی او و قانونمندی او حرکت میکند.

 

نگهبان انسان


إِن كُلُّ نَفْسٍ لَّمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ
طارق ۴
هر کس مراقب و محافظی دارد!
توضیح:
می‌فرماید برای هر انسان نگهبانی قرار داده شده است. پس ما در عالم تنها و رها نیستیم و در سیستم آفزینش نیروئی از جانب خداوند در صحنه زندگی با ماست این نیرو از خطرات بسیاری که به ما میرسد جلوگیری میکند مثلأ روزانه چند هزار سلول سرکش در بدن تولید میشود که تمایل به سرطانی شدن دارند و بلافاصله توسط سیستمی در خود بدن از بین میروند و ما مصون میمانیم و یا سنگها و سیاراتی که هر لحظه به زمین نزدیک میشوند و در جو زمین می‌سوزند و آسیب آنها دفع میشود و یا خطراتی که در اطراف ما هستند و از آن اطلاعی نداریم و توسط همین محافظ و (نظام نگهداری ) از ما دور میشوند .وظیفه دیگر این محافظ و نیروی الهی ضبط و ثبت سخنان و اعمال ماست و هرچه بگوئیم و هرکاری انجام دهیم در صحنه عالم نگهداری میشود. پس ما تنها نیستیم و هر لحظه مورد محافظت و رصد هستیم و باید مؤمن و مطمئن به همراهی خداوند متعال و نیروهای او و هم مواظب رفتار و کردار خود باشیم.
به قول این شعر زیبا که حالت ضرب‌المثل دارد:
گر نگه‌‌‏دار من آنست که من می‌‌‏دانم     
شیشه را در بغل سنگ نگه می‌‌‏دارد

 

پنج مأموریت


يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا وَدَاعِيًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُّنِيرًا
احزاب ۴۵ و ۴۶
ای پیامبر! ما تو را گواه فرستادیم و بشارت‌دهنده و انذارکننده! و تو را دعوت‌کننده بسوی خدا به فرمان او قرار دادیم، و چراغی روشنی‌بخش!

توضیح:
می‌فرماید پیامبر اسلام را با پنج مأموریت فرستاده‌ایم. اول شاهد است یعنی اُسوه و نمونه برای مردم است. گفتار و کردار نیک او باید الگوی زندگی ما باشد، یعنی انسانی کامل که دیگران از آن پیروی کنند. ایشان شاهد و ناظر و آگاه بر فلسفه خلقت و عظمت توحید در جهان همچنین آگاه و شاهد بر وضعیت اجتماعی همنوعان خود بود و برای پیشرفت و موفقیت آنان کوشش بسیار نمود . دوم مبشر است یعنی بشارت به آسایش و آرامش و سلامت میدهد و درهای بهشت پرنعمت را برای ما میگشاید. سوم نذیر است یعنی ما را انذار و هشدار میدهد و مسیر راه را از مسیر چاه روشن میکند. چهارم دعوت‌کننده بسوی خدای متعال و راه و قانون الهی و پنجم چراغی روشن و نورانی برای هدایت مردم در همه زمانها است.مسلمانان بایستی به چنین جلودار دلسوزی افتخار کنند و راه او را بپویند.

 

سرگرمی دنیا


وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ
انعام ۳۲
زندگی دنیا، چیزی جز بازی و سرگرمی نیست! و سرای آخرت، برای آنها که پرهیزگارند، بهتر است! آیا نمی‌اندیشید؟!
توضیح:
زندگی دنیا مانند یک بازی است( لعب و لهو) یعنی مالکیتها و خوشیها و یا دردها و رنجها در این دنیا واقعیتی ندارد و ناپایدار و گذرا است و اگر برای انسان هدف گردد چیزی جز لهو و بیهودگی نیست .با چنین نگرشی بسیاری از جنگها و خونریزی‌ها و دعواها و تهمتها برای مقام و مال دنیا بی‌اساس می‌گردد. چه بسیار دردها و رنجهای گذشته و یا شادیها و خوشیهای زمانهای قبل را که در حال حاضر در زندگی ما وجود ندارند و حتی یادمان نیست. قران می‌گوید زندگی واقعی در سرای باقی و آخرت است. مثال این دنیا چیزی شبیه زندگی کودکانه است که همه می‌دانند چقدر سرگرمیست لذا خلقت ما در اینجا برای رشد و تکامل و بدست‌آوردن آمادگی برای حیات واقعی در عالم دیگر است و کلید ورود به آن فقط ایمان و تقواست یعنی اتصال به مبداء هستی و عبورنکردن از حد و مرزهائی در زندگی و خداوند با سئوالی ما را متوجه میکند که چرا در پی‌بردن به این نکته حیاتی ، عقل و .خرد خود را بکار نمی‌بندید

 

اندرز موسی ع

 

قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَاصْبِرُوا إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ
اعراف ۱۲۸
موسی به قوم خود گفت: «از خدا یاری جویید، و استقامت پیشه کنید، که زمین از آن خداست، و آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد، واگذار می‌کند؛ و سرانجام (نیک) برای پرهیزکاران است!»
توضیح:
سخن حضرت موسی(ع) با قوم خودش هست که خداوند متعال ضمن تأئید، آن را به مسلمانان و همه جهانیان اعلام میدارد. اینکه پشتگرمی و تکیه فقط بر خدا جایز و کارساز است و نیروهای دیگر که مجازی هستند هیچ قدرتی و اثری در زندگی انسان ندارند. این زمین و همه آسمانها و اصولأ عالم هستی برای خداوند و در تملک اوست زیرا خود او پدیدآورنده و گرداننده آنهاست. لذا هر کس در این نظام الهی زحمت بکشد و تلاش کند مستحق دریافت نعمتهای الهی میشود (من یشاء) و خوشبخت می‌کردد زیرا بلافاصله میفرماید عاقبت کار از آن متقین است و متقین یعنی کسانی که در .زندکی تقوا دارند و دستورات و نظام خداوندی را رعایت می‌نمایند

 

شکوه انسان

 

خَلَقَ الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُّبِينٌ
نحل ۴
انسان را از نطفه بی‌ارزشی آفرید؛ و سرانجام او موجودی فصیح، و مدافع آشکار از خویشتن گردید!
توضیح:
نطفه به معنی ماده اولیه تشکیل حیات و همان اِسپِرم انسان است. خصم و خصیم در زبان عرب به معنی زبان‌پردازی و مخالفت با زبان و همچنین مدافع بودن است و با کاربرد آن در فارسی مقداری متفاوت است. می‌فرماید انسانی که از یک ماده پست و بی‌ارزش ساخته شده است به اوج سخنوری و دفاع از خود در برابر خطرات طبیعت و گاهی مخالفت با حقایق عالم میرسد. یعنی این قدرت عظیم در نهاد انسان وجود دارد که در ظرف چند سال سیر کمال را طی کند و به جلال و شکوه و سخنوری و ابراز وجود برسد. خدای متعال این خلقت را به خود نسبت داده و عظمت و ارزش بشر را گوشزد می‌کند و لذا انسان با اندیشه در خلقت خود می‌تواند به عظمت خالق خود پی ببرد و با بقیه ذرات عالم هماهنگ گردد و بسوی کمال بیشتر رهسپار گردد.
سعدی:
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت
طیران مرغ دیدی تو ز پایبند شهوت
به در آی تا ببینی طیران آدمیت

 

پروردگار پربرکت


تَبَارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ
رحمن ۷۸
پربرکت و زوال‌ناپذیر است نام پروردگار صاحب جلال و بزرگوار تو!
توضیح:
نامهای خداوند همان صفات باری‌تعالی است و پربرکت است یعنی از این نام‌ها نور و حیات و حرکت و برکت بر‌میخیزد(تبارک) و پیوسته خلقت را نیرو می‌بخشد. لذا ما را تشویق به یادکردن از این صفات و آموختن و بکاربردن آنها می‌کند. یعنی چون خداوند رحیم است ما هم بخشنده باشیم و یا در مورد عفو و غفران و حلم و کرامت و سایر نامهای مبارک خداوند که باید آنها را بشناسیم و بکار بندیم و ما هم به جامعه اطراف خود خیر برسانیم. معنی عبد بودن همین است که مانند آئینه‌ای جلوه‌گاه صفات خداوندی که صاحب جلال و شکوه و کرامت است( ذی‌الجلال و الاکرام)گردیم و به سعادت واقعی برسیم.

 

پروردگار فراگیر


وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ
بقره ۱۱۵
مشرق و مغرب، از آن خداست! و به هر سو رو کنید، خدا آنجاست! خداوند بی‌نیاز و داناست!
توضیح:
این آیه بدنبال تغییر قبله مسلمانان از مسجدالاقصی( مغرب) بطرف مسجدالحرام(مشرق) در سال دوم هجری و مخالفت بعضی آمده است. می‌فرماید مشرق و مغرب یعنی تمام نقاط جهان و تمام مالکیت هستی از آن خداوند است پس خود انسان نیز در مملکت خداست و مالکیتهای موقتی و ظاهری بشر نباید او را مغرور و مطمئن سازد. خداوند جای خاصی ندارد بلکه در همه جا وجود دارد(مشخص نمودن قبله برای هماهنگی و یک‌شکل ساختن مسلمانان و سرنهادن به دستور خداوند است) . قران چنین شناختی از توحید را به ما یاد میدهد.در آخر می‌فرماید خداوند بسیار وسیع و گسترده و فراگیر است یعنی هیچ نقطه‌ای در عالم هستی بدون خدا نیست و اصولأ هرچه هست خداست و هرجا که هست خداست و غیر از خدا وجود دیگری در عالم نیست(واسع). این خدای بزرک و وسیع چون در هر لحظه و در هر نقطه وجود دارد بسیار آگاه و (علیم) است و از افکار و اعمال ما بهتر از خود ما آگاه است. اعتقاد به چنین توحیدی راه و روش انسان را بهبود داده و به کمال میرساند.
سعدی:
بخت جوان دارد آن که با تو قرینست
پیر نگردد که در بهشت برینست
دیگر از آن جانبم نماز نباشد
گر تو اشارت کنی که قبله چنینست
عاشق صادق به زخم دوست نمیرد
زهر مذابم بده که ماء معینست
سعدی از این پس که راه پیش تو دانست
گر ره دیگر رود ضلال مبینست

 

دستورات اجتماعی


فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَرْ
وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ
وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ
ضحی ۹-۱۱
حال که چنین است یتیم را تحقیر مکن،
و سؤال‌کننده را از خود مران،
و نعمتهای پروردگارت را بازگو کن!

توضیح:
جایگاه یتیم در فرهنگ قران بسیار ارجمند است و توجه به این گروه در اجتماع تأکید شده‌ است زیرا هم حفره‌های فقر اقتصادی و مهمتر از آن فقر عاطفی را در اجتماع پر میکند(انفاق) و هم خود انسان با یاری و همراهی این گروه نیازمند احساس مثبت بودن و رضایت میکند و انرژیهای مثبتی را در وجود خود و اجتماع پخش می‌کند. مسئله دیگر سئوال کننده است که باید به او توجه شود و البته این فقط درخواست کمک مالی نیست بلکه میتواند سئوال علمی و یا فقط پرسیدن یک آدرس باشد ( موضوعی که ‌وقتی در فرهنگ‌های دیگر می‌بینیم تحسین می‌کنیم) و قران در ۱۴ قرن پیش رعایت پاسخ به سائل را به ما توصیه کرده است. و بالاخره یادآوری نعمتهای خداوند است که به انسان نیروی مثبت میدهد و ذهن آدمی از کاستی‌ها دور میشود و ایمان انسان قویتر میگردد و بسیاری افسردگی‌ها و اضطرابها بهبود مییابد.انسان تنها نیست و باید اجتماعی زندگی کند و به فکر مردم اطراف خود هم باشد و ضمنأ ارتباط با خالق خود را حفظ کند و تمام نعمتها را از او بداند و آنها را در راه خیر بکار بندد و سپاسگزار پروردگار باشد.
سعدی:
یکی خار پای یتیمی بکند
به خواب اندرش دید صدر خجند
همی گفت و در روضه‌ها می‌چمید
کزان خار بر من چه گلها دمید
مشو تا توانی ز رحمت بری
که رحمت برندت چو رحمت بری

 

ما میرویم و خدا می‌ماند


كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ
وَيَبْقَىٰ وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ
رحمن ۲۷٫۲۶
همه کسانی که روی آن [= زمین‌] هستند فانی می‌شوند،
و تنها ذات ذوالجلال و گرامی پروردگارت باقی می‌ماند!
توضیح:
می‌فرماید این زندگی بر روی کره خاکی تمام شدنی و فانی است و فانی به معنی ناپاینده و نیست‌شونده است. پس ما عازم سرزمین و عالم دیگری هستیم و انسان اگر اعتقاد و باوری به قران داشته باشد این دنیا را اصل نمی‌گیرد و سرمایه‌گذاری دائمی در آن نمی‌کند. البته اگر بصیرتی باشد و تاریخ ورق بخورد بشر این فانی بودن را به چشم می‌بیند و ناپایداری حکومتها و قدرتها را در گذشته درک می‌کند. بعد می‌فرماید وجه پروردگارت باقی می‌ماند که وجه را ذات خداوند یا صفات او دانسته‌اند یعنی خدای ازلی و ابدی و در حقیقت همان فکرها و کارهای خدائیست و رویکرد انسان و اعمالی که در راه خدا انجام داده که باقی می‌ماند زیرا ‌وابسته به پروردگاریست که صاحب جلال(بزرگی و عظمت) و اکرام( نعمت‌دهی و بخشش و کرامت)است.

 

سقف نگهدارنده


وَجَعَلْنَا السَّمَاءَ سَقْفًا مَّحْفُوظًا وَهُمْ عَنْ آيَاتِهَا مُعْرِضُونَ
انبیاء ۳۲
و آسمان را سقف محفوظی قرار دادیم؛ ولی آنها از آیات آن روی‌گردانند.
توضیح:
منظور از آسمان در اینجا میتواند طبقات جو زمین باشد ، لایه‌های مختلفی که هر کدام با نامگذاری علمی و مسئولیت مشخص شناخته شده‌اند و وظیفه‌ای بعهده دارند. در مجموع از برون رفت اکسیژن و سایر گازهای مفید جلوگیری میکند و از خارج هم مانع ورود اشعه‌های مضر کیهانی مانند اشعه ایکس و گاما و ماوراء‌بنفش و سنگهای سرگردان و ذرات خورشیدی میگردد. پس سقف محفوظ نام دقیقی برای این مجموعه در بالای سر ماست و وقتی به بالا می‌نگریم با رنگ آبی زیبائی که در نتیجه گذشتن نور از طبقات جو می‌باشد خودنمائی می‌کند و به انسان آرامش و سکون هدیه می‌کند . در زمان نزول قران هیچکس از فوائد بسیار آن آگاه نبوده است و همین یک آیه میتواند حقانیت قران را ثابت کند، البته اگر باور و ایمانی به خدای یگانه و کتاب او وجود داشته باشد.

 

هر‌چه میرسد از اوست

 

يَسْأَلُهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ
رحمن ۲۹
تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند از او تقاضا می‌کنند، و او هر روز در شأن و کاری است!
توضیح:
می‌فرماید مخلوقات و موجوداتی که در آسمانها( سایر کرات و کهکشانها) و زمین هستند پیوسته از خدای متعال سئوال می‌کنند و نیازهای خود را می‌طلبند و نیازمند پروردگار خود هستند. برای مثال، ما در هر بار تنفس به اکسیژن نیاز داریم و نظام منظم و قدرتمندی که در سطح زمین وجود دارد آن را در اختیار ما می‌گذارد یعنی این اکسیژن مرتبأ در پدیده فتوسنتز در گیاهان تولید شده و در چرخه‌ی طبیعت قرار می‌گیرد و چه بسیار سئوالات و نیازهائی که خود نمی‌دانیم ولی براحتی در اختیار ما قرار دارد. به قول جناب سعدی :
منّت خدای را عز و جل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت هر نفسی که فرو می رود ممدّ حیاتست و چون بر می آید مفرّح ذات پس در هر نفسی دو نعمت موجودست و بر هر نعمتی شکری واجب.
بعد می‌فرماید خدای متعال پیوسته در کاری است( شأن) یعنی نظام دقیق الهی پیوسته پابرجاست و لحظه‌ای معطل نمی‌ماند و احتیاجات زندگی ما و سایر مخلوقات را برآورده می‌نماید.
مجددأ از زبان سعدی:
ابر و باد و مه و خورشید و فلک درکارند             
تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری
 همه از بحر تو سرگشته و فرمانبردار                 
شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری

 

کرامت انسان


وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَىٰ كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا
اسراء ۷۰
ما آدمیزادگان را گرامی داشتیم؛ و آنها را در خشکی و دریا، (بر مرکبهای راهوار) حمل کردیم؛ و از انواع روزیهای پاکیزه به آنان روزی دادیم؛ و آنها را بر بسیاری از موجوداتی که خلق کرده‌ایم، برتری بخشیدیم.
توضیح:
کرامت و برتری انسان را می‌فرماید و اینکه به اراده خداوند انسان قدرت فراگیری علم و دانش در مورد حرکت کشتیها در دریا و حمل و نقل در خشکی را دارد، خداوند می‌گوید ما آنها را حمل و حرکت میدهیم یعنی این قوانینی که حاکم بر این جهان است و بشر آنها را در مییابد و بکار می‌برد تحت قدرت خدای متعال است. انسان از رزق و روزی دنیا هم بر طبق همین قوانین بهره‌مند میشود و تأکید بر غذای پاکیزه هم نکته مهمی است یعنی غذای سالم و مفید و به اندازه و با کسب حلال استفاده کنید. این چنین انسانی همه وجود و زندگی خود را از خداوند می‌داند و بخود غره نمیشود. و در آخر می‌فرماید انسان را بر بیشتر مخلوقات برتری دادیم(با عقل‌و تفکر‌و اختیار) لذا ممکنست موجودات دیگری در این یونیورس یا یونیورسهای دیگر بالاتر از بشر وجود داشته باشند؟ والله اعلم.

 

پیدایش شب و روز


يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَهُوَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ
حدید ۶
شب را در روز وارد می‌کند و روز را در شب؛ و او به آنچه در سینه‌ها وجود دارد داناست.
توضیح:
کلمه( یولج ) از ریشه ولوج و به معنی واردشدن به آهستگی است. می‌فرماید فرایند ورود شب در روز و روز در شب به آهستگی اتفاق میافتد و بتدریج به هم تبدیل می‌گردند و از زمان یکی کاسته و بدیگری اضافه می‌گردد. می‌دانیم که در فصول مختلف سال طول مدت شب و روز تغییر می‌یابد که بدلیل زاویه چرخش کره زمین و فاصله آن با خورشید است.موضوع دیگر پیدایش تدریجی شب و روز در هر بیست‌و‌چهار ساعت
است و اینکه ناگهان تبدیل بهم نمیشوند و این خود در آرامش روان آدمی نقش دارد( ضمنأ کروی بودن و حرکت وضعی زمین را هم در ۱۴ قرن پیش متذکر میشود). خداوند این پدیده زیبا و مهم طبیعت را یادآوری کرده و ما را بوجود خالق هستی متوجه میسازد و اینکه از روزمرگی خارج شویم و نگاهی به اطراف خود بیاندازیم. در آخر آیه می‌فرماید او به تفکر و تمایلات بشر(ذات الصدور) بسیار آگاه و مطلع است ، یعنی خدائی که در همه جا و همه وقت حاضر است و از همه چیز آگاه است. پس حتی تفکر و نیتهای ما نیز در پیشگاه خداوند آشکار است و در عالم هستی ثبت می‌گردد.

 

شکیبائی و گذشت


وَلَمَن صَبَرَ وَغَفَرَ إِنَّ ذَٰلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ
شوری ۴۳
امّا کسانی که شکیبایی و عفو کنند، این از کارهای پرارزش است!
توضیح:
قران دو صفت مهم را به ما یادآور میشود، (شکیبائی و گذشت ) و می‌فرماید این دو صفت از کارهای باارزش و نیازمند عزم و اراده قویست. این دو از نامها و صفات پروردگار متعال است و خداوند ما را بداشتن آن توصیه می‌فرماید. باید بدانیم دنیا محل سختیها و فراز و نشیب فراوان است و انسان برای رشد و کمال به اینجا آمده است نه برای راحتی و تن‌آسائی ، پس با تحمل و بردباری در برابر مشکلات و بخشیدن افراد در زندگی روح و روان خود را بهبود داده و انرژیهای مثبت را درون خود آزاد میسازد و البته اجتماع نیز از کینه و دشمنی و جنگ و عداوت تهی می‌گردد و بسوی رشد بیشتر و همدلی پیش میرود. بقول جناب حافظ:
بلبل عاشق تو عمر خواه که آخر
باغ شود سبز و شاخ گل به بر آید
صبر و ظفر هردو دوستان قدیمند
بر اثر صبر نوبت ظفر آید
صالح و طالح متاع خویش نمودند
تا چه قبول افتد و چه در نظر آید
خلوت دل نیست جای صحبت اضداد
دیو چو بیرون رود فرشته درآید

 

سرمایه جاودان


فَمَا أُوتِيتُم مِّن شَيْءٍ فَمَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ وَأَبْقَىٰ لِلَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ
شوری ۳۶
آنچه به شما عطا شده متاع زودگذر زندگی دنیاست، و آنچه نزد خداست برای کسانی که ایمان آورده و بر پروردگارشان توکّل می‌کنند بهتر و پایدارتر است.
توضیح:
می‌فرماید هر چه که در دنیا دارید اولأ از سوی خداوند به شما داده شده و صاحب آن شما نیستید(أُوتیتم)، ثانیأ (شیء) است یعنی بسیار کوچک و بی‌ارزش است و ثالثأ همین اندک هم بهره‌ای تمام شدنی و موقت است(متاع). متاع به معنی بهره اندک دنیاست. بعد می‌فرماید آنچه نزد خداست خیر و نیکوست و سرمایه واقعی است و جاودان است (ابقی). البته می‌فرماید شرط رسیدن به آن سرمایه، ایمان و توکل به پروردگار عالم است. ایمان یعنی ورود به محدوده امنیت و محافظت از وسوسه‌های شیطانی و توکل تکیه‌زدن به یک نیروی قوی و فراگیر ( ربهم) است.
پس به اندوخته اندک دنیا مغرور نگردیم. بقول شاعر :
بر مال و جمال خویشتن غره مشو
کان را به شبی برند و این را به تبی

 

پرهیز از گناه و بخشیدن


وَالَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ وَإِذَا مَا غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ
شوری ۳۷
همان کسانی که از گناهان بزرگ و اعمال زشت اجتناب می‌ورزند، و هنگامی که خشمگین شوند عفو می‌کنند.
توضیح:
توصیف مردمانیست که ایمان در دل دارند و به خدای خود تکیه می‌زنند. آنان از (اثم ) یعنی گناهانی که به خودخواهی می‌انجامد و جامعه را به آتش می‌کشد و گمراهی بزرگیست پرهیز می‌کنند و همچنین از سایر گناهان بزرگ (فواهش) که انسان با انجام آنها مرزهای تقوا و انسانیت را پشت سر میگذارد( و این گناهان توسط پیام‌آوران و در کتب الهی مشخص گردیده‌اند) دوری می‌گیرند. بعد می‌فرماید زمانی که خشم دارند می‌بخشند و می‌گذرند و عصبانیت را بدل نمی‌گیرند(یغفرون). اولین اثر عفو و گذشت در وجود خود انسان است که باعث سبکی روح و روان می‌شود و در اجتماع نیز باعث از بین رفتن کینه‌ها و دشمنی‌ها و ایجاد مهر و محبت و پیشرفت و کمال می‌گردد و چنین اجتماعی مدینه فاضله است.

 

چهار صفت حیات‌بخش


وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَىٰ بَيْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ
شوری ۳۸
و کسانی که دعوت پروردگارشان را اجابت کرده و نماز را برپا می‌دارند و کارهایشان به صورت مشورت در میان آنهاست و از آنچه به آنها روزی داده‌ایم انفاق می‌کنند،
توضیح:
قران از صفات مؤمنان می‌گوید و می‌فرماید آنها کسانی هستند که فقط برای پروردگارشان کوشش می‌کنند و موانع را از پیش پا برمیدارند تا به خدا برسند. استجابت از ریشه اجابه و به معنی برداشتن موانع و رسیدن به مقصود است و جواب که پاسخ دادن است در همین راستا معنی میشود یعنی با گفتن پاسخ ، مانعِ سئوال را برمیداریم. صفت دیگر آنان برقراری دائمی اتصال است( اقاموا الصلاة) یعنی پیوسته به سمت خدای خود وصلند(خوشا آنان که دائم در نمازند) و غیر از اوقات پنجگانه نیز پیوند خود با خدا را حفظ می‌کنند. صفت دیگر اینکه در کارهای خود با دیگران مشورت می‌کنند و قران اهمیت شورا را در ۱۴ قرن پیش به ما گوشزد می‌نماید. در آخر مسئله انفاق و بخشیدن مال بدیگران است ( مما رزقناهم) یعنی از مالی که ما روزیشان داده‌ایم و در حقیقت در مالکیت آنها نیست ‌ییوسته بخشش می‌کنند. انفاق هم آرامش روان شخص را بهمراه دارد و هم فاصله طبقاتی اجتماع را کم می‌کند و از بسیاری انحرافات و آشوبها و بیماریهای اجتماعی جلوگیری می‌نماید.

 

مقاومت و یاری جستن


وَالَّذِينَ إِذَا أَصَابَهُمُ الْبَغْيُ هُمْ يَنتَصِرُونَ
شوری ۳۹
و کسانی که هرگاه ستمی به آنها رسد، (تسلیم ظلم نمی‌شوند و) یاری می‌طلبند!
توضیح:
می‌فرماید مؤمنین کسانی هستند که در مقابل ظلم و ستم(بغی) مقاومت می‌کنند و تسلیم نمی‌شوند. همچنین مواقع سختی از یکدیگر یاری می‌طلبند و این آیه مسئولیت گروهی مسلمانان را در مقابل تعدی دشمنان گوشزد می‌نماید و اینکه دیگر مسلمانان هم باید به این کمک‌خواهی( انتصار) پاسخ دهند و خود را مسئول بدانند. این یاری‌طلبیدن فقط در موقع جنگ و کارزار نیست بلکه در امور اجتماعی و روزمره مسلمانان هم کاربرد دارد و بر هر مسلمان است که همیشه به کمک همکیشان و بطور کلی همنوعان خود بشتابد.
یقول جناب سعدی:
و گر بینم که نابینا و چاه است
اگر خاموش بنشینم گناه است

 

 زندگانی جاوید


اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ
حدید ۱۷
بدانید خداوند زمین را بعد از مرگ آن زنده می‌کند! ما آیات (خود) را برای شما بیان کردیم، شاید اندیشه کنید!
توضیح:
می‌فرماید حیات دوباره زمین بعد از (موت و خاموشی ) در زمستان توسط الله متعال انجام میشود. پس نتیجه می‌گیرد که موت ما هم مرگ دائمی و نیستی نمی‌باشد بلکه مانند موت طبیعت در زمان معین انسان نیز زنده میگردد( معنی موت آرمیدن و خوابیدن نیز هست). اصولأ خلقت عالم هستی چون وابسته به ذات حی و قیوم است همیشه زنده است و نیستی برای آن معنا ندارد. حال که چنین است می‌فرماید عقل و خرد خویش را بکار بندید و ارزش بودن خود را دریابید و بدانید که هیچ چیز در جهان نیست و نابود نمی‌گردد پس سخن و عمل و حتی فکر انسان نیز برای همیشه زنده است و با حیات مجدد آنان را خواهد یافت.

 

صدقه و بخشش


إِنَّ الْمُصَّدِّقِينَ وَالْمُصَّدِّقَاتِ وَأَقْرَضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا يُضَاعَفُ لَهُمْ وَلَهُمْ أَجْرٌ كَرِيمٌ
حدید ۱۸
مردان و زنان انفاق‌کننده، و آنها که (از این راه) به خدا «قرض الحسنه» دهند، (این قرض الحسنه) برای آنان مضاعف می‌شود و پاداش پرارزشی دارند!
توضیح:
قران زنان و مردان صدقه‌دهنده را ستوده و همچنین به کسانی که به خدا وام نیکو و با اخلاص و از روی ایمان و معرفت می‌دهند مژده چند برابر نمودن پاداش آنها و اجر و پاداش با کرامت یعنی بالاتر از محاسبات مادی و دنیائی را می‌دهد. صدقه نوعی از خیرات است که از روی صدق و راستی داده میشود و نام صدقه گرفته و به عامل آن (مُصَّدَّق) گفته میشود و براساس دیدگاه قران در انجام آن تفاوتی بین زن و مرد نیست و هردو بهره الهی را یکسان میبرند. قرض دادن به خدا یعنی مستمندان را در راه خدا یاری دادن و دامنه اجر کریم و پاداش آن را هیچکس جز خدای متعال نمی‌داند.

 

 شاد باشید


قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَٰلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ
یونس ۵۸
بگو: «به فضل و رحمت خدا باید خوشحال شوند؛ که این، از تمام آنچه گردآوری کرده‌اند، بهتر است!»
توضیح:
می‌فرماید شاد باشید(فلیفرحوا) و دلیل این شادی فضل و رحمت خداوند در زندگی شماست. یعنی نظام و سیستم خلقت که آفریدگار آن خداوند متعال است هر لحظه در کاری است تا انسان با راحتی زندگی کند. اینکه انسان بداند در این دنیا رها نیست و همه‌چیز به این دنیا ختم نمی‌شود و مسافریست که مقصد دیگری در انتظار اوست از افسردگی و اضطراب دور می‌گردد و آرامش و آسایش می‌یابد. می‌فرماید این احساس شادی و احساس شناخت از هر اندوخته‌ دنیائی بهتر است ، یعنی انسان منظور از آمدن خود را در این جهان
می‌فهمد و رشد و تعالی می‌یابد و به مال بی‌ارزش دنیا تکیه نمی‌زند و غم آنرا نمی‌خورد و خوشحال و بانشاط با کم و زیاد دنیا میسازد.

 

 حوادث سخت


مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ
حدید ۲۲
هیچ مصیبتی در زمین و نه در وجود شما روی نمی‌دهد مگر اینکه همه آنها قبل از آنکه زمین را بیافرینیم در لوح محفوظ ثبت است؛ و این امر برای خدا آسان است!
توضیح:
می‌فرماید تمام قوانین و فرمولهای جهان و حوادثی که در زمین یا در وجود آدمی اتفاق می‌افتد از قبل ساخته و پرداخته شده است. مصیبت از ریشه (صوب و صیب) به معنی چیزی که به انسان برسد و (اصابت )کند مانند باران و بعد به حادثه سخت (مصیبت ) گویند. پس می‌فرماید اگر مصیبتی نصیب انسان می‌شود قبل از آفرینش زمین و تشکیل جهان (نبرأ‌ها) در نظام خلقت و قانون الهی برقرار گردیده است( کتاب). مسلمأ بسیاری از این مصائب در اختیار انسان است مانند تأثیر سوء اعمال و کارهای آدمی که گرفتار آن می‌شود و بسیاری بدون اختیار بر او وارد میشود مانند زلزله‌ها و سیلابها و آتشفشانها و بیماریها و مرگ و میرها که انسان اختیار مستقیمی در پیدایش آنها ندارد ولی مسلمأ وقوع آنها در رشد و تکامل آدمی نقش دارد و البته دلیل کامل وقوع آنان را فقط خدای متعال می‌داند. اعتقاد به چنین جهانی با چنین خالق مدبری از غم و اندوه آدمی می‌کاهد و به او آرامش می‌دهد.

 

 وعده‌گاه


قُل لَّكُم مِّيعَادُ يَوْمٍ لَّا تَسْتَأْخِرُونَ عَنْهُ سَاعَةً وَلَا تَسْتَقْدِمُونَ
سباء ۳۰
بگو: «وعده شما روزی خواهد بود که نه ساعتی از آن تأخیر می‌کنید و نه (بر آن) پیشی خواهید گرفت!»
توضیح:
خداوند میعادی را به ما گوشزد می‌کند که باید ضمن ایمان منتظر آن باشیم، میعاد به معنی جای و محل وعده و دیدار است. پس روزی خواهد رسید که در مکانی جمع می‌شویم که همان روز پاسخگوئی است. می‌فرماید تاریخ این دیدار لحظه‌ای جلو یا عقب نمی‌رود و در موقع مقرر اتفاق می‌افتد. ایمان به چنین وعده‌گاه مسلمی انسان را بفکر فرو می‌برد تا بر گذشته خود نظری بیاندازد و برنامه حال و آینده خود را نیز بازنگری نماید تا (عاقبت بخیر گردد).

 

 دنیای زینتی


مَن كَانَ يُرِيدُ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِيهَا وَهُمْ فِيهَا لَا يُبْخَسُونَ
هود ۱۵
کسانی که زندگی دنیا و زینت آن را بخواهند، (نتیجه) اعمالشان را در همین دنیا بطور کامل به آنها می‌دهیم؛ و چیزی کم و کاست از آنها نخواهد شد!
توضیح:
می‌فرماید اگر در کار دنیا پیش روید و خواهان آن باشید بطور کامل نصیب شما می‌کنیم زیرا نظام خلقت چنین است که هر شخصی اگر قوانین آنرا بشناسد و بکار برد موفق خواهد بود و بدون کم و کاست به آن میرسد ( لا‌یبخسون) ، اما اضافه می‌کند که بدانید مال دنیا زینت است یعنی آرایش و زیبائی ظاهری است و اساسی ندارد و مسلمأ موقت است. پس چه بهتر که انسان از عمر خود که بزرگترین سرمایه اوست برای رسیدن به حیات واقعی و بهره جاویدان و همیشگی استفاده کند و تمام نیروی خود را برای کسب دنیای موقت صرف نکند. بقول مولانا:
دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ
ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ
دانی که پس از مرگ چه ماند باقی
عشق است و محبت است و باقی همه هیچ

 

 یاری پروردگار و فرشتگان


هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا
احزاب ۴۳
او کسی است که بر شما درود و رحمت می‌فرستد، و فرشتگان او (نیز) برای شما تقاضای رحمت می‌کنند تا شما را از ظلمات (جهل و شرک گناه) به سوی نور (ایمان و علم و تقوا) رهنمون کنند؛ او نسبت به مؤمنان همواره مهربان بوده است!
توضیح:
می‌فرماید خداوند پیوسته به شما توجه دارد و شما را می‌نگرد و خواسته‌های شما را می‌داند و پاسخ می‌دهد ( یصلی= رویکرد دارد) ، هر زمان و هر مکانی که نگاه کنید خدا را خواهید یافت، فرشتگان درگاهش یعنی نیروهائی که در جهان خلقت بدستور و اراده خداوند بکار مشغولند نیز پیوسته به شما سلام دارند و در کنار شما هستند تا شما را از تاریکی‌ها بسمت نور هدایت کنند. تاریکی‌ها که متعدد هم هستند همان نادانی‌ها و انحرافات است و نور که واحد است همان علم و بصیرت و رشد و کمال و در یک کلام شناخت خدای متعال است. ایمان به چنین خدائی موجب رحمت و برکت در زندگی و شادی و توفیق در رسیدن به آن نور است.

 

بخشش از مال و حال


الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ
آل‌عمران ۱۳۴
همانها که در توانگری و تنگدستی، انفاق می‌کنند؛ و خشم خود را فرو می‌برند؛ و از خطای مردم درمی‌گذرند؛ و خدا نیکوکاران را دوست دارد.
توضیح:
توصیه نیکوکاری در حالت سرور و خوشی(سراء) و حالت سختی و مصیبت(ضراء) است. پس احسان و کمک تعطیل‌بردار نیست و بایستی همیشه و در همه حال انجام شود زیرا هم خود انسان به نیروی مثبت آن نیاز دارد و هم اجتماع پیوسته متعادل می‌ماند.توصیه بعدی فرونشاندن خشم و غضب است(کاظمین الغیظ) و پس از آن بلافاصله بخشیدن مردم (قلبأ) و گذشت است که از بسیاری بیماریهای روان‌تنی جلوگیری می‌کند و صلح و دوستی را در اجتماع پرورش می‌دهد. و در آخر می‌فرماید اینها از صفات محسنین است پس محسن هم از (مال )خود می‌بخشد و هم از (حال )خود بخشش دارد و خدای متعال او را دوست دارد یعنی زندگی برایش آسان میشود و در عالم دیگر نیز در آسایش خواهد بود. بقول جناب سعدی:
ره نیکمردان آزاده گیر
چو استاده‌ای دست افتاده‌گیر
ببخشای کانان که مرد حقند
خریدار دکان بی رونقند
جوانمرد اگر راست خواهی ولی است
کرم پیشهٔ شاه مردان علی است

 

 کوبنده


الْقَارِعَةُ
قارعه ۱
آن حادثه کوبنده،
توضیح:
قارعه از نامهای قیامت است و به معنی کوبنده زیرا از ریشه قرع به معنی کوفتن شدید است و به چکش مقرعه گویند. و نشان می‌دهد که فعل و انفعالاتی که در پایان این جهان اتفاق میافتد بسیار پر سر‌و‌صدا و عظیم است. شاید با از بین رفتن قوه جاذبه بین سیارات و یا تمام شدن انرژی خورشید و خاموش شدن آن ، نظامات منظومه ما یا حتی کهکشان بهم ریزد و این مرحله همراه با انفجارات عظیم و کوبنده‌ای باشد. در قیامت کوبیدن غرور و تکبر کفرآلود بشر و شخصیت‌های شیطانی نیز اتفاق می‌افتد. در هر حال پایان عمر این جهان است و ما را بسمت تولدی دیگر میبرند و از اعمالمان در این دنیا پرسش خواهند نمود و خوشا بحال آنانکه سرافرازند.

 

دو بال پرواز


وَمَن يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ وَإِلَى اللَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ
(لقمان ۲۲)
کسی که روی خود را تسلیم خدا کند در حالی که نیکوکار باشد، به دستگیره محکمی چنگ زده و عاقبت همه کارها به سوی خداست.
توضیح:
انسان برای پرواز در مسیر رشد و کمال دو بال میخواهد یکی بال توحید یعنی اتصال به خالق هستی و تسلیم نگاه و روش خود به سوی خدای متعال (بال ایمان) و دیگری انجام کارهای خیر و رسیدگی به نیازمندان
( بال احسان). پس ایمان و عمل با هم معنا میدهند و به تنهائی مؤثر نخواهند بود. آسایش زندگی بهشتی و خدای‌گونه شدن از همین دنیا بر چنین انسانی گوارا باد(عاقبة الامور).
ایمان و عمل دو بال پرواز بشر
باید که بیاوری چنین فکر و هنر
پرواز کنی به اوج خوشبختی‌ها
قران مجید داده این قول و خبر

 

 احساس بندگی


إِنَّ الَّذِينَ هُم مِّنْ خَشْيَةِ رَبِّهِم مُّشْفِقُونَ
مؤمنون ۵۷
مسلّماً کسانی که از خوف پروردگارشان بیمناکند،
توضیح:
خشیت به معنی بیم و هراس و در اینجا احساس کوچکی و ناتوانی در مقابل عظمت پروردگار است. می‌فرماید مؤمنان کسانی هستند که در مقابل عظمت و بزرگی پروردگار خود سر تعظیم دارند او را و بزرگی او را می‌شناسند و به کوچکی خود در مقابل او اعتراف می‌کنند. ایمان دارند که این جهان عظیم خالقی دارد و برای سعادت آنها دستوراتی داده است و لذا از سرپیچی در مقابل دستورات او بیمناکند. مشفق کسی است که در مقابل این عظمت ، هراس دارد و لذا پیوسته خود را در حریم امنیت قرار می‌دهد(ایمان) ، اینگونه تفکر آنان را از کبر و غرور و خودپسندی دور میکند و حالت بندگی و پذیرش عظمت خداوند در وجود آنان تقویت میشود.
بقول جناب فردوسی:
به هستیش باید که خستو شوی
ز گفتار بی‌کار یکسو شوی
پرستنده باشی و جوینده راه
به ژرفی به فرمانش کردن نگاه

 

باور به نشانه‌ها


وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ
مؤمنون ۵۸
و آنان که به آیات پروردگارشان ایمان می‌آورند،
توضیح:
می‌فرماید به نشانه‌هائی که در خلقت می‌بینید ایمان آورید. این نشانه‌ها پی‌در‌پی به چشم انسان می‌آیند و در زندگی وجود دارند ، خداوند پیدایش شب و روز و گردش ماه و ستارگان و چرخش آب بین دریاها و رودخانه‌ها و زنده‌شدن زمین در بهاران را نشانه وجود خود می‌داند و توجه ما را به آن جلب می‌کند. اگر انسان در خود بنگرد نشانه‌ها و آیات الهی را در خلقت دقیق و منظم بدن آدمی و سایر جانداران می‌بیند و البته در اینجا (ایمان) لازمست تا همه این نشانه‌ها را از خدای متعال بداند نه تصادف و یا قوانین فیزیکی که آنها هم مخلوق پروردگارند. نمونه دیگری از این نشانه‌ها ، آیات قران مجید است که از بهترین نمونه (آیات رب) است و خواندن آن و عمل به آن اگر با باور قلبی توأم باشد سعادت و خوشبختی را به ارمغان می‌آورد.
بقول جناب سعدی:
آفرینش همه تنبیه خداوند دلست
دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار
این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود
هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار
کوه و دریا و درختان همه در تسبیح‌اند
نه همه مستمعی فهم کنند این اسرار
خبرت هست که مرغان سحر می‌گویند
آخر ای خفته سر از خواب جهالت بردار
هر که امروز نبیند اثر قدرت او
غالب آنست که فرداش نبیند دیدار

(تنبیه در خط اول به معنی آگاهیست)

 

باور به پروردگار


وَالَّذِينَ هُم بِرَبِّهِمْ لَا يُشْرِكُونَ
مؤمنون ۵۹
و آنها که به پروردگارشان شرک نمی‌ورزند،
توضیح:
از صفات مؤمنین است یعنی آنانکه خود را در فضای امن خدا احساس می‌کنند و تکیه‌گاه محکمی دارند آنها هیچ نیروئی را به غیر از خدا نمی‌بینند و از هیچ نیروئی غیر از خدا ترس و واهمه ندارند و توحید آنان حالت استمرار دارد و هر لحظه از زندگی آنان بدون شرک است( لا‌یشرکون) . اینان تنها امیدشان به پروردگارشان است و خود را مسافر راه او می‌دانند و امید به رسیدن نزد او را دارند.
فردوسی:
به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد
خداوند نام و خداوند جای
خداوند روزی ده رهنمای
خداوند کیوان و گردان سپهر
فروزنده ماه و ناهید و مهر
ز نام و نشان و گمان برترست
نگارندهٔ بر شده پیکرست

 

بیمناک از رستاخیز


وَالَّذِينَ يُؤْتُونَ مَا آتَوا وَّقُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلَىٰ رَبِّهِمْ رَاجِعُونَ
مؤمنون ۶۰
و آنها که نهایت کوشش را در انجام طاعات به خرج می‌دهند و با این حال، دلهایشان هراسناک است از اینکه سرانجام بسوی پروردگارشان بازمی‌گردند،
توضیح:
سخن از مؤمنین واقعی است که از کارنامه خود راحت و آسوده‌خاطر نیستند و ضمن اینکه تمام تکالیف انسانی خود را انجام می‌دهند یعنی انفاق و صدقه و زکات و جهد و جهاد در راه خدا دارند و دستورات پروردگار را انجام می‌دهند و تقوا دارند، باز هم یک حالت اضطراب از آینده خود و روز حساب در قلب و ضمیر احساس می‌کنند که همین حالت (وجل) آنان را در تداوم نیکی کردن و خوب بودن و پرهیز از گناه یاری می‌کند. آنان می‌دانند که سرانجام بسوی پروردگارشان (خالق و مدیر جهان) که خود را وابسته به او می‌دانند (ربهم) باز می‌گردند.
سعدی:
غنیمت شمار این گرامی نفس
که بی مرغ قیمت ندارد قفس
مکن عمر ضایع به افسوس و حیف
که فرصت عزیزست و الوقت سیف

 

 احسان و بخشش


أُولَٰئِكَ يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَهُمْ لَهَا سَابِقُونَ
مؤمنون ۶۱
(آری) چنین کسانی در خیرات سرعت می‌یابند و از دیگران پیشی می‌گیرند.
توضیح:
می‌فرماید مؤمنین در کارهای نیک پی‌در‌پی سرعت می‌گیرند(یسارعون) و با هم مسابقه می‌دهند، معمولأ مسابقه را در کارهای دنیائی و برای رسیدن به مال و مقام دنیا می‌بینیم ولی مسابقه مؤمن در امور خیر و کارهای نیک است. کار خیر باید مانند نهر آب در جریان باشد و ادامه یابد و باید در فکر و اندیشه آدمی موج زند. اصولأ عباداتی که مؤمن انجام می‌دهد جنبه دائمی دارد (مانند نماز‌خواندن ) و لذا احسان و نیکی هم که از عبادات است و باید همیشگی باشد.
سعدی:
کسی خسبد آسوده در زیر گل
که خسبند از او مردم آسوده دل
درون فروماندگان شاد کن
ز روز فروماندگی یاد کن
نه خواهنده‌ای بر در دیگران ؟
به شکرانه خواهنده از در مَران

 

کتاب هستی


وَلَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا وَلَدَيْنَا كِتَابٌ يَنطِقُ بِالْحَقِّ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ
مؤمنون ۶۲
و ما هیچ کس را جز به اندازه تواناییش تکلیف نمی‌کنیم؛ و نزد ما کتابی است که (تمام اعمال بندگان را ثبت کرده و) بحق سخن می‌گوید؛ و به آنان هیچ ستمی نمی‌شود.
توضیح:
می‌فرماید هر شخصی به اندازه توان خود تکلیف دارد و بیشتر از آن از او سئوال نمی‌شود. مهم اینست که انسان تمام سعی و کوشش خود را در جهت خودسازی و اصلاح جامعه و کمک بدیگران انجام دهد پس از ما زیاد نمی‌خواهند ولی همان مقدار را تمام و کمال می‌خواهند. شاید نتوان تمام مسکینان شهر را غذا داد اما می‌توان با نیت خیر به یکی از آنان به اندازه‌ کوچکی کمک نمود. بعد می‌فرماید همه سعی و کوشش انسان در کتاب هستی و صحنه روزگار ثبت و ضبط میشود و خود این کتاب گویای راستین اعمال انسان است(ینطق بالحق) و در روز حساب هیچ ستمی به هیچکس نمیشود (لا‌یظلمون) و نکته‌ای حتی به اندازه کوچکترین نگاهی یا سخنی از این کتاب مخفی نمی‌ماند.
ژاله اصفهانی:
زندگی صحنهٔ یکتای هنرمندی ماست
هرکسی نغمهٔ خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته بجاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

 

 یاری پروردگار


وَأُخْرَىٰ تُحِبُّونَهَا نَصْرٌ مِّنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ
صف ۱۳
و (نعمت) دیگری که آن را دوست دارید به شما می‌بخشد، و آن یاری خداوند و پیروزی نزدیک است؛ و مؤمنان را بشارت ده (به این پیروزی بزرگ)!
توضیح:
می‌فرماید یاری پروردگار و پیروزی نزدیک است که منظور فتح مکه و نابودی بتها در سال ششم هجری بوده است که خداوند بعد از وعده‌های بهشت در آیات قبلی توفیق دنیائی را هم به مسلمانان بشارت می‌دهد. اما این نوید و مژده برای همه مؤمنین و در همه زمانهاست یعنی اگر انسان تلاش و کوشش کند و ایمان و شکیبائی داشته باشد حتمأ گره مشکلات و سختیها در زندگی او گشوده میشود(فتح) و به پیروزی و رستگاری میرسد. پیروزی واقعی از سوی خداوند است پس از طریق رعایت قانونمندی خلقت و دستورات پروردگار قابل دسترسی است( نصر من‌الله).

 

 بادهای بیدارکننده


وَاللَّهُ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سَحَابًا فَسُقْنَاهُ إِلَىٰ بَلَدٍ مَّيِّتٍ فَأَحْيَيْنَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا كَذَٰلِكَ النُّشُورُ
فاطر ۹
خداوند کسی است که بادها را فرستاد تا ابرهایی را به حرکت درآورند؛ سپس ما این ابرها را به سوی زمین مرده‌ای راندیم و به وسیله آن، زمین را پس از مردنش زنده می‌کنیم؛ رستاخیز نیز همین گونه است!
توضیح:
مثالی است قرانی برای اثبات رستاخیز و می‌فرماید همچنانکه زمین مرده(بلد میت) در بهار زنده میشود ، مرگ ما نیز در دنیا همینگونه است و پس از مردنی که البته مرگ واقعی نیست در عالم رستاخیز بازسازی و شکُفته می‌گردیم و این روال دائمی خلقت است(نشور). می‌فرماید خداوند بادها را مسئول حرکت ابرهای باران‌زا نموده است و زمین به بهترین شکل زنده میشود پس روح تشنه بشر نیز احتیاج به وزیدن باد و باران‌های فهم و دانش و ایمان دارد تا پس از خاموشی در این دنیا به بهترین شکل بیدار شود و رستاخیزی با رشد و کمال را به ما هدیه دهد. وظیفه ماست که این بادها و این ابرهای باران‌زا را بیابیم و حداکثر استفاده را ببریم زیرا تابستان عمر کوتاه است.
سعدی:
هر دم از عمر می رود نفسی
چون نگه می‌کنی نمانده بسی
ای که پنجاه رفت و در خوابی
مگر این پنج روز دریابی
خجل آنکس که رفت و کار نساخت
کوس رحلت زدند و بار نساخت
عمر برف است و آفتاب تموز
اندکی ماند و خواجه غرّه هنوز

 

 پروردگار عزتمند

 

مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ وَالَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَكْرُ أُولَٰئِكَ هُوَ يَبُورُ
فاطر ۱۰
کسی که خواهان عزّت است (باید از خدا بخواهد چرا که) تمام عزّت برای خداست؛ سخنان پاکیزه به سوی او صعود می‌کند، و عمل صالح را بالا می‌برد؛ و آنها که نقشه‌های بد می‌کشند، عذاب سختی برای آنهاست و مکر آنان نابود می‌شود.
توضیح:
می‌فرماید تمام عزت و قدرت و نیروی‌های جهان از سوی خداوند است(الله)، پس در تفکر توحیدی نیروی تأثیرگذار دیگری در عالم هستی وجود ندارد و اگر عزت و سربلندی می‌خواهیم باید راه او را برویم. هر سخن پاک و سازنده یا کار نیکو بسوی او اوج میگیرد و رشد می‌یابد، پس حتی حرف و سخن انسان هم ماندگار است و بر اثرات آن مرتبأ افزوده میشود. بعد می‌فرماید در جهانی که تنها یک خدای عزتمند وجود دارد ، مکر و تدبیر برای انجام گناه (یمکرون السیئات) توسط خطاکاران موفقیت نهائی بهمراه نخواهد داشت زیرا اولأ پاسخ گناه و انحراف خود را می‌بینند (عذاب) و ثانیأ این حیلهِ منحرف دوامی ندارد و نابود میشود ( یبور). پس انسان با سخن پاک و عمل سازنده و عزتی که از خدا می‌گیرد به خوشبختی میرسد

 

همیشه پیوستن


الَّذِينَ هُمْ عَلَىٰ صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ
معارج ۲۳
آنها که نمازها را پیوسته بجا می‌آورند،
توضیح:
صلاة از صلو به معنی نرم کردن (کاستن تکبر و غرور) و یا صل به معنی صاف کردن و خالص گشتن است و یا از وصل شدن یعنی اتصال به معبود است.
کلمه نماز از نماک در زبان پهلوی و به معنی تعظیم کردن و احترام گذاشتن است که ترجمه صلاة به فارسی شده است.
مؤمنین واقعی اوقات نماز را رعایت می‌کنند و این عبادت بزرگ را به موقع انجام می‌دهند.
البته نمی‌توان فقط اوقات خاصی در این حال بود و بعد خدا را فراموش کرد بلکه می‌فرماید این اتصال باید دائمی باشد تا زندگی انسان را تغییر دهد. در هر حال دستور ارتباط با خدای متعال در همه لحظات زندگیست و از اینرو نمازگزار واقعی هیچوقت دروغ نمیگوید و گناه و ستم نمیکند و منحرف نمیشود زیرا همیشه در حالت اتصال به پروردگار عالم است.
بقول باباطاهر:
خوشا آنانکه الله یارشان بی
بحمد و قل هو الله کارشان بی
خوشا آنانکه دایم در نمازند
بهشت جاودان بازارشان بی

 

 پیدایش جهان


خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ
تغابن ۳
آسمانها و زمین را بحق آفرید؛ و شما را تصویر کرد، تصویری زیبا و دلپذیر؛ و سرانجام (همه) بسوی اوست.
توضیح:
منظور از خلقت سماوات در اینجا تمام جهان هستی از جمله کهکشانهای بیشمار ( ۲۰۰ میلیارد کشف‌شده تاکنون ) و ماده تاریک که ۹۵٪ بقیه جهان است و قابل دیدن نیست و همچنین فضاهای بین کهکشانی میباشد و سخن از خلقت زمین در کنار تمام آنها قرار میگیرد که اهمیت فراوان این کره خاکی با انسان صاحب اختیار و فرهیخته درون آن را درمی‌یابیم. و می‌فرماید این خلقت ، حق و حقیقت است و بازیچه و اوهام و تصادف نیست بلکه با اراده و تدبیر پروردگار شکل گرفته است و مقصود و مقصدی دارد به همین دلیل اگر دقیق بنگریم بهترین صورتها و ترکیبات را در مخلوقات جهان می‌بینیم. اگر به چنین خالقی ایمان باشد به سرانجامِ راه و گشتن بسوی او نیز ایمان خواهد آمد و انسان (مسیر) را برای رسیدن به (مصیر) بهتر می‌رود

 

 ایمان دروغین


وَإِذَا مَسَّ الْإِنسَانَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنبِهِ أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَائِمًا فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَن لَّمْ يَدْعُنَا إِلَىٰ ضُرٍّ مَّسَّهُ كَذَٰلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ
یونس ۱۲
هنگامی که به انسان زیان (و ناراحتی) رسد، ما را در حالی که به پهلو خوابیده، یا نشسته، یا ایستاده است، می‌خواند؛ امّا هنگامی که ناراحتی را از او برطرف ساختیم، چنان می‌رود که گویی هرگز ما را برای حل مشکلی که به او رسیده بود، نخوانده است! این گونه برای اسرافکاران، اعمالشان زینت داده شده است.
توضیح:
قران در اینجا یکی از خصوصیات بد انسان را یادآوری می‌فرماید و اینکه این حالت را بشناسیم و از آن دوری کنیم و آن خداشناسی در مصیبتها (مانند بیماری و بلایای طبیعی و خطرات مسافرت ) و فراموشی خدا در راحتیهاست(برطرف شدن خطرات). خداوند این حالت را اسراف می‌داند و مسرف به معنی جاهل و غافل و گزافه‌گو است. پس چنین انسانی از شناخت واقعی خدا فاصله دارد و در غفلت بسر می‌برد و عجیب اینکه این عمل برایش زینت و افتخار است چون گمان می‌برد که ایمان دارد ولی تنها گزافه‌گوئیست و با این گونه خداشناسی راه بجائی نخواهد برد

 

 اتفاقات زندگی


مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
تغابن ۱۱
هیچ مصیبتی رخ نمی‌دهد مگر به اذن خدا! و هر کس به خدا ایمان آورد، خداوند قلبش را هدایت می‌کند؛ و خدا به هر چیز داناست!
توضیح:
می‌فرماید تمام حوادث زندگی و اتفاقاتی که برای انسان می‌افتد در طرح اولیه خلقت وجود دارد و قوانین آن نوشته شده است(بأذن الله). بنابراین انتخاب ما مهم است و اینکه چه راهی را برویم و چه عکس‌العملی را ببینیم. پس اگر کسی سم بخورد به مصیبت مسمومیت گرفتار می‌کردد و اگر غذای خوب استفاده کند به رشد و نمو میرسد. خداوند ما را در انتخاب حادثه خوب یا بد آزاد گذاشته است. بعد می‌فرماید کسی که در محدوده امنیت قرار گیرد(یؤمن بالله) و ایمان بیاورد و راه خدا را برود ، حوادث خوب را انتخاب می‌کند و پاسخهای خوب از زندگی می‌گیرد (یهد قلبه) و می‌داند که پروردگار او به کوچکترین چیزی در این عالم بسیار آگاه است(علیم) و خداوند جزء جزء اعمال او را می‌بیند.
مولانا:
گر چه دیوار افکند سایهٔ دراز
باز گردد سوی او آن سایه باز
این جهان کوهست و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا

 

پیدایش جهان

 

خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ
تغابن ۳
آسمانها و زمین را بحق آفرید؛ و شما را تصویر کرد، تصویری زیبا و دلپذیر؛ و سرانجام (همه) بسوی اوست.
توضیح:
منظور از خلقت سماوات در اینجا تمام جهان هستی از جمله کهکشانهای بیشمار ( ۲۰۰ میلیارد کشف‌شده تاکنون ) و ماده تاریک که ۹۵٪ بقیه جهان است و قابل دیدن نیست و همچنین فضاهای بین کهکشانی میباشد و سخن از خلقت زمین در کنار تمام آنها قرار میگیرد که اهمیت فراوان این کره خاکی با انسان صاحب اختیار و فرهیخته درون آن را درمی‌یابیم. و می‌فرماید این خلقت ، حق و حقیقت است و بازیچه و اوهام و تصادف نیست بلکه با اراده و تدبیر پروردگار شکل گرفته است و مقصود و مقصدی دارد به همین دلیل اگر دقیق بنگریم بهترین صورتها و ترکیبات را در مخلوقات جهان می‌بینیم. اگر به چنین خالقی ایمان باشد به سرانجامِ راه و گشتن بسوی او نیز ایمان خواهد آمد و انسان (مسیر) را برای رسیدن به (مصیر) بهتر می‌رود

 

دارالسلام


لَهُمْ دَارُ السَّلَامِ عِندَ رَبِّهِمْ وَهُوَ وَلِيُّهُم بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ
انعام ۱۲۷
برای آنها خانه امن و امان نزد پروردگارشان خواهد بود؛ و او، ولیّ و یاور آنهاست بخاطر اعمال (نیکی) که انجام می‌دادند.
توضیح:
دار السلام یعنی خانه سلامتی و صلح و آرامش که مؤمنین در روز آخرت در آن موقعیت قرار می‌گیرند . خداوند دوست و همراه ویاور و هدف آنان است و می‌فرماید کارهای آنان است که خشت خشت این خانه را می‌سازد. اگر نیک بنگریم در همین دنیا هم مؤمنین واقعی در شرایط دارالسلام زندگی میکنند و از سلامت روحی و آرامش بهره میبرند چون در کنار خدا هستند (عند ربهم). آنان خدا را مولی و راهنما و خالق و معلم خود میدانند و در همه امور به او تکیه دارند و خود را برای سکونت در دارالسلام ابدی آماده میکنند

 

 تاریخ آفرینش


وَاللَّهُ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ جَعَلَكُمْ أَزْوَاجًا وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنثَىٰ وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ وَمَا يُعَمَّرُ مِن مُّعَمَّرٍ وَلَا يُنقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلَّا فِي كِتَابٍ إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ
فاطر ۱۱
خداوند شما را از خاکی آفرید، سپس از نطفه‌ای؛ سپس شما را بصورت زوجهایی قرار داد؛ هیچ جنس ماده‌ای باردار نمی‌شود و وضع حمل نمی‌کند مگر به علم او، و هیچ کس عمر طولانی نمی‌کند، یا از عمرش کاسته نمی‌شود مگر اینکه در کتاب (علم خداوند) ثبت است؛ اینها همه برای خداوند آسان است.
توضیح:
قران از خلقت انسان می‌گوید و می‌فرماید انسان را از خاک آفریده است. امروزه می‌دانیم که اولین نشانه‌های حیات در کره زمین در ۳ میلیارد سال قبل از خاک پیدا شده است پس ماده اولیه انسان خاک است. البته عناصری هم که در ساختمان بدن است و ملکولها و سلولهای انسان را تشکیل می‌دهند همه ‌از این خاک هستند. نطفه نیز بعنوان سلول اولیه تشکیل انسان است و در راستای همین خلقت است. سپس می‌فرماید خداوند زوجیت (نر و ماده ) را بوجود آورده تا این خلقت ادامه یابد. علم و دانش و قانونمندی این بارداری و خاتمه آن را خدای متعال برقرار ساخته است پس خدای متعال از دقایق زندگی افراد و اتمام زندگی آنها نیز مطلع است چون نظام آنرا خود به آسانی بنا نهاده است.
مولانا:
از جمادی مردم و نامی شدم
وز نما مردم به حیوان برزدم
مردم از حیوانی و آدم شدم
پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم
حملهٔ دیگر بمیرم از بشر
تا بر آرم از ملایک پر و سر
وز ملک هم بایدم جستن ز جو
کل شیء هالک الا وجهه
بار دیگر از ملک قربان شوم
آنچ اندر وهم ناید آن شوم
پس عدم گردم عدم چون ارغنون
گویدم که انا الیه راجعون

 

دوزخ درون


يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَّا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ
تحریم ۶
ای کسانی که ایمان آورده‌اید خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسانها و سنگهاست نگه دارید؛ آتشی که فرشتگانی بر آن گمارده شده که سختگیرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمی‌کنند و آنچه را فرمان داده شده‌اند (به طور کامل) اجرا می‌نمایند!
توضیح:
روی سخن با کسانی است که وارد محوطه امنیت گشته‌اند(آمنوا) که خود و خانواده و اطرافیان را از زندگی آتش‌آلود حفظ کنند (دست آنان را بگیرند و راه درست را نشان دهند) از آتشی حفظ کنند که در وجود خود انسان است و از قلبهای سنگ‌شده شعله می‌گیرد (الناس والحجاره). پس آتش دوزخ در درون انسان است. بعد می‌فرماید یک مجموعه نیروی‌های قوی بر اجرای قوانین الهی حاکم هستند ( ملائکه غلاظ) و دقیقأ دستورات خداوند را اجرا می‌کنند (قانون عمل و عکس‌العمل) پس پاسخ کجروی‌ها از همین دنیا گریبان مجرمین را خواهد گرفت و جهنم آنان آغاز می‌گردد.
صائب تبریزی:
از درون سیه توست جهان چون دوزخ
دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت
دارد از خلد ترا بی بصریها محجوب
ورنه در چشم و دل پاک مهیاست بهشت
عمر زاهد به سر آمد به تمنای بهشت
نشد آگاه که در ترک تمناست بهشت
صائب از روی بهشتی صفتان چشم مپوش
که درین آینه بی پرده هویداست بهشت

 

 دنیای زینتی


إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَّهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا
کهف ۷
ما آنچه را روی زمین است زینت آن قرار دادیم، تا آنها را بیازماییم که کدامینشان بهتر عمل می‌کنند!
توضیح:
‌می‌فرماید هر چه در زمین است وسیله پیراستن و بزک‌کردن است(زینت) و ظاهر را می‌سازد و لذا نباید از عمق زندگی غافل شد. وجود این زینت برای امتحان و آزمایش انسانهاست (ابتلاء)و همچنین ساخته شدن و آبدیده گردیدن و رشد و تکامل ( احسن عملا). پس انسان نباید مسحور و غرق در این زینت موقت شود و هدف نهائی را فراموش کند.
مولانا:
دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ
ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ
دانی که پس از عمر چه ماند باقی
مهر است و محبت است و باقی همه هیچ

 

عاقبت زمین


وَإِنَّا لَجَاعِلُونَ مَا عَلَيْهَا صَعِيدًا جُرُزًا
کهف ۸
و ما (سرانجام) قشر روی زمین را خاک بی گیاهی قرار می‌دهیم!
توضیح:
می‌فرماید خاموشی زمین را در زمستان ببینید و پیدایش این حالت را در شروع قیامت باور کنید. (صعید) به معنی سطح هموار و یکدست زمین است و (جرز ) به معنی خاک بی‌حاصل و بدون گیاه و زندگیست. پس این درختان و گلهای زیبا و آثار حیات در روی زمین موقتی و گذرا است و نباید به آن دل‌بست و نباید هدف قرار گیرد.
همان تبریزی:
گل بستان جهان در نظرم چون آید
روضه باغ بهشت است نه آخر چمنم؟
پیش این قالب مردار چه کار است مرا
نیستم زاغ و زغن طوطی شکر سخنم
مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
دو سه روزی قفسی ساخته‌اند از بدنم

 

احترام پدر و مادر


وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَىٰ وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ
لقمان ۱۴
و ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش کردیم؛ مادرش او را با ناتوانی روی ناتوانی حمل کرد و دوران شیرخوارگی او در دو سال پایان می‌یابد؛ (آری به او توصیه کردم) که برای من و برای پدر و مادرت شکر بجا آور که بازگشت به سوی من است!
توضیح:
توصیه و سفارش خداوند برای احترام به پدر و مادر است و تقویت کوچکترین واحد اجتماع یعنی خانواده که سلامتی جوامع بشری در آنجا شکل میگیرد و می‌فرماید مادر با سختی دوران بارداری و سپس دوره دو ساله شیردادن نوزاد را متحمل میشود. این زمان دوسال شیردادن در قران تأکید شده است که در علم امروز هم ثابت شده و حتی کارخانه‌های تولید شرخشک هم به این مطلب اذعان دارند. منظور از سپاس نه فقط زبانی بلکه در عمل هم شکل میگیرد و هر گونه احترام و کمک به والدین را شامل می‌شود و حتی بعد از وفات آنان با طلب آمرزش و ذکر دعا و دادن صدقات انجام پذیر است. همچنین سپاس از خداوند، ایمان به یگانگی او و انجام دستورات او و خدمت به خلق او را شامل می‌شود. جالب است که بلافاصله بعد از شکر از خداوند شکر از والدین توصیه شده است و اهمیت سپاس از پدر و مادر بر ما روشن می‌گردد

 

 ابزار شناخت


قُلْ هُوَ الَّذِي أَنشَأَكُمْ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ
ملک
بگو: «او کسی است که شما را آفرید و برای شما گوش و چشم و قلب قرار داد؛ امّا کمتر سپاسگزاری می‌کنید!»
توضیح:
می‌فرماید خداوند شما را خلق کرد( انشاء) و ابزار شناخت را در انسان گذاشت یعنی گوش(سمع) برای شنیدن صدای وجدان و چشم‌ها (ابصار)برای دیدن تصویر حقیقت و قلب(أفئده) برای اتصال و ایمان به خالق هستی ، ضمنأ سمع (شنیدن) واحد است چون یک صدای حق در عالم است ولی ابصار (چشمهاست ) زیرا دیدنیهای عالم حقیقت بسیار است و با دیدن هر کدام راهی بسوی خداوند داریم. بعد می‌فرماید حتی با ابزار شناخت و راهنمائی پیامبران (که لطف اضافه‌ای برای بشر است) اندکی از انسانها شکرگزارند یعنی انسانهای معدودی از این ابزار در زندگی خود استفاده درست می‌کنند(شکر).
سعدی:
این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود
هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار
کوه و دریا و درختان همه در تسبیح‌اند
نه همه مستمعی فهم کنند این اسرار
خبرت هست که مرغان سحر می‌گویند
آخر ای خفته سر از خواب جهالت بردار
هر که امروز نبیند اثر قدرت او
غالب آنست که فرداش نبیند دیدار

 

 شروع و ادامه حیات


قُلْ هُوَ الَّذِي ذَرَأَكُمْ فِي الْأَرْضِ وَإِلَيْهِ تُحْشَرُونَ
ملک ۲۴
بگو: «او کسی است که شما را در زمین آفرید و به سوی او محشور می‌شوید!»
توضیح:
ذرء به معنی آفریدن و خلق کردن است. می‌فرماید خداوند شما را در روی زمین خلق نموده است ، پس خلقت بشر با برنامه و اراده خالق صورت گرفته و هیچگونه تصادفی در کار نبوده است. بعد می‌فرماید بسوی او محشور میشوید ، حشر به معنی اجتماع و گردهمائی است. لذا برگشت انسان نیز با برنامه و اراده پروردگار است و مرگ پایان این مسیر نیست بلکه در این مسیر رشد و تکامل ما مورد نظر خالق عالم است.
مولانا:
من به خود نامدم اینجا که به خود باز روم
آنکه آورد مرا باز برد تا وطنم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Home page  | Introduction |  Research Studies  |  Editorships  |  Translations  |  Conferences 

Contact Information  |  Articles  |  Scientific meets & events  |  Research projects  |  Theses